روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

ب) مشکل دیگر ذهنی بودن نمره‌گذاری مصححان هست؛

 

ج) سومین عیب وقت‌گیر بودن تصحیح پاسخ سؤال‌ها هست (فتوحی و همکاران،۱۳۸۹:۸۲).

 

۲-۱-۱۴-۲) قواعد تهیه سؤال‌های تشریحی

 

سؤال‌های تشریحی باید به گونه‌ای نوشته شوند که تا حد امکان از معایب این نوع سؤال‌ها بکاهند و هم نحوه پاسخ‌دهی آزمون‌شوندگان و هم جریان تصحیح مصححان را دقیق و آسان سازند. قواعد زیر به منظور تحقق آیین هدف‌ها پیشنهادشده‌اند:

 

۱٫ در نوشتن صورت سؤال‌های آزمون یک درس، با رسم جدول مشخصات آن درس، دقت کنید که سؤال‌ها به طور مستقیم به هدف‌های آموزشی مربوط شوند؛

 

۲٫ سؤال‌های تشریحی را تنها به اندازه‌گیری هدف‌هایی محدود کنید که با سایر انواع آزمون‌ها به‌خوبی قابل‌اندازه‌گیری نیستند؛

 

۳٫ صورت سؤال‌های تشریحی را با عبارات و کلمات واضح و روشن بنویسید و از کلی‌گویی و ابهام در بیان بپرهیزید؛

 

۴٫ تا حد امکان از سؤال‌های تازه و موقعیت‌های جدید استفاده کنید؛

 

۵٫ به آزمون‌شوندگان حق انتخاب چند سؤال از میان تعدادی سؤال را ندهید؛

 

۶٫ برای پاسخ دادن به سؤال‌ها، زمان کافی را در نظر بگیرید و زمان هر سؤال را نیز به طور جداگانه مشخص کنید؛

 

۷٫ با نوشتن سؤال‌هایی که به جواب کوتاه نیاز دارند، تعداد آن‌ ها را افزایش دهید و از مشکل ضعف نمونه‌گیری آزمون‌های تشریحی بکاهید؛

 

۸٫ عواملی را که در ارزشیابی آزمون‌های تشریحی دخالت خواهید داد از پیش تعیین کنید و آن‌ ها را به اطلاع آزمون‌شوندگان برسانید (سیف،۱۳۸۹: ۱۶۰-۱۵۷).

 

۲-۱۴-۲) آزمون‌های کوته پاسخ[۶۷]

 

آزمون کوته پاسخ از مجموعه‌ای سؤال مختصر که غالباً برای سنجش هدف‌های آموزشی سطح پایین طرح می‌شوند تشکیل می‌یابد. سؤال‌های آزمون کوته پاسخ از آزمون‌شونده می‌خواهند تا کلمه، عبارت، جمله، عدد، یا علامتی را در پاسخ به یک سؤال یا تکمیل یک جمله بنویسد (نیتکو،۱۹۸۳). آزمون‌های کوته پاسخ به سه دسته پرسشی، کامل کردنی و تشخیصی یا تداعی تقسیم می‌کنند (فتوحی و همکاران،۱۳۸۹: ۸۷).

 

۱-۲-۱۴-۲) محاسن و معایب سؤال‌های کوته پاسخ

 

از محاسن آزمون‌های کوته پاسخ می‌توان موارد زیر را نام برد:

 

الف) سهولت تهیه سؤال‌ها و تصحیح پاسخ‌ها؛

 

ب) اجرای آن آسان است؛

 

ج) تقلب را کاهش می‌دهد؛

 

د) نسبت به آزمون‌های عینی چندگزینه‌ای صحیح و غلط و جور کردنی اطلاعات تشخیصی بیشتری را در اختیار معلمان می‌گذارند.

 

ه) حدس کورکورانه که از معایب آزمون‌های عینی است در کوته پاسخ وجود ندارد.

 

اما بعضی معایب روش کوته پاسخ ‌به این شرح است:

 

الف) چون مختصرند نمی‌توان از آن‌ ها برای سنجش هدف‌های بالای یادگیری استفاده کرد و در حد دانش، فهمیدن و موارد نادر به کار بستن می‌باشند؛

 

ب) باعث حفظ کردن اطلاعاتی جزئی و بی‌اهمیت خواهد شد؛

 

ج) نمره‌گذاری به‌دقت و سرعت آزمون‌های عینی نیست؛

 

د) مسئله بالا باعث عدم دقت و کاستن میزان روایی و پایایی آزمون می‌شود؛

 

ه) ساختن سؤال‌های کوته پاسخ یا کامل کردنی که تنها یک پاسخ درست و غیرمبهم داشته باشد دشوار است (فتوحی و همکاران،۱۳۸۹: ۸۸-۸۷).

 

۲-۲-۱۴-۲) قواعد تهیه سؤال‌های کوته پاسخ

 

برای تهیه سؤال‌های کوته پاسخ یک سری قواعد و اصول وجود دارد که اگر به‌دقت موردتوجه قرار گیرند به نتیجه‌ بهتری می‌رسیم، ‌بنابرین‏ رعایت قواعد زیر در طراحی این نوع سؤالات پیشنهاد می‌شود:

 

۱٫ برای آزمون خود جدول مشخصات تهیه کنید و سؤال‌های آزمون را با توجه به جدول مشخصات بنویسید؛

 

۲٫ هر سؤال باید موضوع مهمی را شامل شود؛

 

صورت سؤال را کاملاً روشن بنویسید به گونه‌ای که به پاسخ مشخص و معینی نیاز داشته باشد؛

 

۳٫ صورت سؤال را از روی مطالب کتاب عیناً نقل نکنید؛

 

۴٫ در سؤال‌هایی که پاسخ‌های آن‌ ها اعداد هستند، واحد مقیاس و میزان دقتی را که در محاسبات باید رعایت شوند مشخص کنید؛

 

۵٫ در سؤال‌های کوته پاسخ کامل کردنی، تنها کلمات و عبارات مهم را حذف کنید؛

 

۶٫ در سؤال‌های کامل کردنی که برای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به کار می‌روند تعداد زیادی جای خالی منظور نکنید؛

 

۷٫ جای خالی سؤال‌های کامل کردنی را تا آنجا که ممکن است در قسمت پایانی سؤال قرار دهید؛

 

۸٫ جای خالی سؤال‌های کامل کردنی را همواره یک اندازه تعیین کنید؛

 

۹٫ تا حد امکان به‌جای سؤال‌های کامل کردنی، از سؤال‌های پرسشی استفاده کنید؛

 

۱۰٫ در سؤال‌های کامل کردنی، از کاربرد اشارات دستوری و موارد دیگری که جواب سؤال را مشخص می‌کنند خودداری کنید (سیف،۱۳۸۹: ۱۷۹-۱۷۵).

 

۳-۱۴-۲) آزمون‌های صحیح- غلط[۶۸]

 

در آزمون‌های صحیح-غلط تعدادی سؤال یا جمله در اختیار آزمون‌شونده گذاشته می‌شود و او صحیح یا غلط بودن آن‌ ها را تعیین می‌کند. سؤال‌های صحیح-غلط ساده‌ترین صورت سؤال‌های عینی هستند. پوفهام (۲۰۰۲) گفته است که سؤال‌های صحیح-غلط متداول‌ترین نوع سؤال‌های عینی هستند و پرورش‌کاران از زمان سقراط تاکنون از آن‌ ها استفاده می‌کرده‌اند. سؤال‌های صحیح -غلط دارای سه نوع: الف) صحیح-غلط ب) بله-نه ج) اصلاحی می‌باشند (سیف،۱۳۸۹: ۱۸۷).

 

۱-۳-۱۴-۲) محاسن و معایب آزمون‌های صحیح – غلط

 

ابیل (۱۹۷۹) درباره محاسن آزمون‌های صحیح-غلط گفته است دلیل عمده استفاده از این نوع آزمون‌ها آن است که وسیله مستقیم و ساده‌ای برای سنجش بازده آموزشی رسمی به‌حساب می‌آیند، زیرا جوهره‌ی پیشرفت تحصیلی تسلط یافتن بر دانش کلامی مفید است. به طور می‌توان محاسن این آزمون‌ها را به شرح زیر فهرست کرد:

 

الف) بیان موضوع‌های درسی در قالب عبارت‌های ساده؛

 

ب) سادگی تهیه؛

 

ج) عینی بودن تصحیح جواب‌ها؛

 

د) زیادی تعداد آن‌ ها در هر جلسه امتحانی.

 

به‌رغم محاسن بالا، آزمون‌های صحیح-غلط را از جهاتی موردانتقاد قراردادند و ایرادهایی به آن‌ ها وارد کرده‌اند. ایرادهای وارده ‌به این آزمون‌ها را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

 

الف) این آزمون‌ها اطلاعات جزئی و کم‌اهمیت را می‌سنجند.

 

ب) حدس کورکورانه در آن‌ ها زیاد دخالت دارد؛

 

ج) کاربرد زیاد آن‌ ها باعث تأکید بی‌مورد بر حفظ طوطی‌وار اطلاعات کم‌اهمیت می‌شود؛

 

د) بیشتر برای سنجش هدف‌های سطح پایین به کار می‌روند (فتوحی و همکاران،۱۳۸۹: ۹۲).

 

۲-۳-۱۴-۲) قواعد تهیه سؤالات صحیح-غلط

 

برای اینکه یک آزمون خوب تدارک ببینید رعایت اصول و قواعد زیر لازم است:

 

۱٫ جملاتی را به کار ببرید که به طور آشکار درست یا غلط باشند؛

 

۲٫ سعی کنید تعداد سؤال‌های صحیح و تعداد سؤال‌های غلط تقریباً به یک اندازه باشند؛

 

۳٫ نقل جملات کتاب در سؤال‌های امتحانی سبب می‌شود که دانش‌آموزان به حفظ کردن مطالب تشویق شوند؛

 

۴٫ از گنجانیدن مطالب بی‌اهمیت در سؤال پرهیز کنید؛

 

۵٫ سؤال‌ها تا حد امکان مختصر و ساده و روشن باشند. در هر سؤال تنها یک مطلب مهم را سنجش کنید؛

 

۶٫ از کاربرد کلماتی چون همه، بعضی وقت‌ها، غالباً، هرگز و از این قبیل پرهیز کنید؛

 

۷٫ طول سؤال‌های صحیح و غلط هم‌اندازه باشد تا از روی ظاهر سؤال‌ها را حدس نزند؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:52:00 ب.ظ ]




 

چه عواملی باعث می شود که مراجع احساس کند درک شده است :

 

مطالعه کیفی اخیر توسط باربارا گروت[۱۸۰] روی ” تجربه حس واقعی درک شدن توسط درمانگر” نشان داد که این تجربیات شامل این احساسات توسط مراجع هستند : احساس ۱) امنیت[۱۸۱] ۲) پذیرفته شدن[۱۸۲] ۳) آزادی داشتن[۱۸۳] ۴) تصدیق[۱۸۴] ۵) شنیده شدن[۱۸۵] ۶) دیده شدن[۱۸۶] / شناخته شدن[۱۸۷] ۷) درگیر شدن به ‌عنوان یک همکار فعال[۱۸۸] ۸) احساس صمیمیت[۱۸۹] با درمانگر ۹) شگفت زده شدن[۱۹۰] یا حس حیرت از کشف حقایق و یا پیدا کردن راه های جدید در یک موقعیت ۱۰)خود پذیری[۱۹۱] بیشتر ۱۱ ) درگیر شدن در یک فرایند دلسوزی[۱۹۲] و مهربانی خالص با دیگران. به طور خلاصه این ها نگرش‌ها، ‌کیفیت‌ها، مهارت‌ها و رفتارهای چندگانه و متفاوتی هستند که باعث می‌شوند مراجع احساس کند با دقت شنیده و یا دیده شده است(۲۰۰۵) .

 

همدلی دقیق محور اصلی عمل به رویکرد مراجع محور است. این کار روشی درمان گرایانه است تا به معانی حرف هایی که از سوی مراجع بیان می شود گوش فرا دهند که اغلب در آستانه ی حیطه ی آگاهی آن ها قرار گرفته است. بدین ترتیب هنگامی که این معانی پیش آگاهانه توسط رهبری که قادر به تشویق آن ها برای تجربه ی عمیق تر احساسات و افکارشان است، به آن ها منتقل و درک شود، مراجعین قادر به گسترش میزان آگاهی خود خواهند شد(ناتیلو، ۱۹۸۷ به نقل از کوری ، ۱۹۹۵).

 

تحقیقات هم چنین نشان می‌دهند نقص در همدلی با اختلالات روانی و عصبی گوناگونی چون ویژگی های روان شناختی که با عنوان سنگدل و بی عاطفه مشخص می‌شوند(لاهی، والدمن، ام سی بارنت[۱۹۳] ،۱۹۹۹)، مشکلات[۱۹۴] بین شخصی(سیمپسو، اورینا، ایسکس[۱۹۵]،۲۰۰۳ ؛ گلیسون ، جیسن-کامپبل ، ایسکس[۱۹۶] ، ۲۰۰۹)، رفتارهای بیرونی سازی[۱۹۷] و مشکلات رفتاری (جولاف ، فارینگتو ،۲۰۰۴) پیوند می‌یابد.

 

شکل خاصی از گوش فرا دادن با تمام وجود نقش سرنوشت ساز و حیاتی در رسیدن به احساس همدلی دارد .

 

گوش دادن فعال :

 

در تعاملات بین فردی، گوش دادن اهمیت زیادی دارد. افراد برای ارتباط با یکدیگر باید به هم علامت بدهند (رمز گردانی) و از یکدیگر علامت بگیرند(رمز گشایی). شنیدن، فعالیت جسمی و گوش دادن فرایندی ذهنی است( هارجی، ساندرز، دیکسون[۱۹۸] ، ۱۳۷۷).

 

گوش دادن مهم ترین مهارت ارتباط است که می‌تواند در روابط زوجین تولید صمیمیت کرده، آن را حفظ نماید. وقتی زوجین خوب گوش می‌دهند، طرف مقابل را بهتر درک می‌کنند و با او هماهنگ می‌شوند. از این رو فرایند گوش دادن در روابط خانوادگی اهمیت فوق العاده ای دارد. گزارش ها حاکی از آن است که خانواده های موفق و زوج های خوشبخت کسانی هستند که از مهارت های شنیداری و ارتباطی خوبی برخوردارند. (مک کی، فانینگ، پالگ[۱۹۹] ، ۱۳۷۹).

 

این نکته کاملاَ روشن است که راجرز به چیزی بیش از کلمات” گوش می‌دهد ” ؛ او معنای قرار گرفته در پشت مضامین کلامی و غیر کلامی را هم می شنود. بدین منظور او سعی در تسهیل ایجاد فضایی را دارد که فرد به واقعی ترین شکل، قدرت بازگو کردن تجارب ذهنی خود را داشته باشد. بر اساس گفته ی کین[۲۰۰]( ۲۰۰۲) جاودانه ترین و با نفوذترین تأثیر راجرز، نشان دادن و بیان اهمیت گوش سپردن نه تنها در یک رابطه درمانی[۲۰۱]بلکه در هر نوع ارتباط دیگر بود.

 

مهارت های شنیدن به همدلی و گوش دادن دقیق اشاره دارد و مهارت های صحبت کردن، گفتگو با فرد مورد نظر و همزمان با خودافشاگری و احساسات مشترک درباره ی خود و روابط، مرتبط می شود. گوش دادن فعال باعث ماندن در یک موضوع و احترام و توجه به جنبه‌های مؤثر ارتباط و مهارت های حل مسئله در زوج ها یا خانواده ها می شود(هاستون، نیهوس، اسمیت[۲۰۲] ، ۲۰۰۱) چون بازخورد زوجین نسبت به یکدیگر، تعیین کننده میزان رضایتمندی زناشویی آنان است(ساکو و فارس[۲۰۳] ، ۲۰۰۱ ).

 

 

 

تاثیرات رویکرد مراجع محور :

 

رویکرد راجرز فضای قابل ملاحظه ای را برای تمرین دهندگان فراهم می آورد تا در آن فضا پیرامون استفاده از مفاهیم پایه ای به روش خودشان پیشرفت حاصل کنند(تورن،۱۹۹۲).

 

یکی دیگر از تأثیرات رویکرد مراجع محور کوشش آن در به کارگیری روش های تحقیق نظری در زمینه ی مطالعه پیرامون فرایند و بازدهی ‌گروه‌های درمانی است. راجرز به طور ثابت اشتیاق خود را در این زمینه بازگو می کرد که قالب بندی درمانی او فرضیه ای بسیار آزمایش پذیر است و می توان این فرضیه را در زمینه ی تحقیق به کار گرفت. نظریه ی او در سال ۱۹۵۷ درباره ی شرایط محوری لازم و کافی برای ایجاد تغییرات درمانی، احتمالاَ تحقیقات به مراتب بیشتری را در زمینه ی فرایند و بازدهی روان درمانی نسبت به تمامی نظریه های قبل و بعد از خود تا آن زمان به عمل آورده است( کین،۲۰۰۲).

 

در سال‌های اخیر، نگرانی رو به افزایشی در بسیاری از بخش ها ‌در مورد درمان بیش از حد اضطراب انسان وجود داشته است. تئوریسین های درمانجو مدار الحاقاتی ‌به این بحث داشته اند، که فرضیه روانکاوی کلی را مورد سوال قرار می‌دهد که تنها درمان‌های خاصی برای شرایط خاص وجود دارد( بوزارت و موتوماسا[۲۰۴]، ۲۰۰۵) در صورتی که آن ها پایانی برای درمان غیرضروری اضطراب انسان را می خواستند(سندرز[۲۰۵] ، ۲۰۰۵).

 

از این رویکرد پیشرفت‌های مهمی در روش های انعکاسی[۲۰۶] و تجربی در زمینه اشتغال ایجاد شده است(رنی[۲۰۷] ، ۱۹۹۸)، درمانگرهای تجربی رویکردهایی نظیر رویکرد متمرکز بر تجربه[۲۰۸] که توسط گندلاین[۲۰۹](۱۹۹۶) ایجاد شد و رویکرد فرایند – تجربی(هیجان مدار) توسط گرینبرگ[۲۱۰](۱۹۹۳) ایجاد و توسعه دادند. پیشرفت هایی نیز اخیرأ وجود داشته است که علم CCT را در متونی خاص مثل درمان هنر بیانی[۲۱۱] (راجرز ، ۲۰۰۰)و کار با زوجین و خانواده ها(الیری[۲۱۲] ، ۱۹۹۹)، کودکان و نوجوانان(موون[۲۱۳] ،۲۰۰۲) ، افرادی با نیازهای خاص(پرتنر[۲۱۴] ، ۲۰۰۲)، افراد با کارکرد سایکوتیک(وان ورد[۲۱۵] ،۲۰۰۵) و درک شکل های دیگری از آسیب شناسی روانی(جوزف و ورسلی[۲۱۶] ، ۲۰۰۵) گسترش می‌دهد.

 

ایده های روانشناسی فردمدار و انسانگرایی در دیگر تحقیقات اخیر در روان درمانی های التقاطی مثل روان درمانی دانکن[۲۱۷] و میلر[۲۱۸] (۲۰۰۰) یافت می‌شوند که بر عامل درمانجو هم تأکید دارند، رویکرد خودمختاری[۲۱۹](ریان و دسی[۲۲۰] ، ۲۰۰۰) ؛ و مصاحبه های انگیزشی[۲۲۱](ونستینکیست و شلدن[۲۲۲] ،۲۰۰۶) اگرچه بسیاری از ایده های روانشناسی انگیزشی به امور روزمره داخل شده اند، اغلب دانش کمی درمورد اصل این ایده ها وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:34:00 ب.ظ ]




 

چه عواملی باعث می شود که مراجع احساس کند درک شده است :

 

مطالعه کیفی اخیر توسط باربارا گروت[۱۸۰] روی ” تجربه حس واقعی درک شدن توسط درمانگر” نشان داد که این تجربیات شامل این احساسات توسط مراجع هستند : احساس ۱) امنیت[۱۸۱] ۲) پذیرفته شدن[۱۸۲] ۳) آزادی داشتن[۱۸۳] ۴) تصدیق[۱۸۴] ۵) شنیده شدن[۱۸۵] ۶) دیده شدن[۱۸۶] / شناخته شدن[۱۸۷] ۷) درگیر شدن به ‌عنوان یک همکار فعال[۱۸۸] ۸) احساس صمیمیت[۱۸۹] با درمانگر ۹) شگفت زده شدن[۱۹۰] یا حس حیرت از کشف حقایق و یا پیدا کردن راه های جدید در یک موقعیت ۱۰)خود پذیری[۱۹۱] بیشتر ۱۱ ) درگیر شدن در یک فرایند دلسوزی[۱۹۲] و مهربانی خالص با دیگران. به طور خلاصه این ها نگرش‌ها، ‌کیفیت‌ها، مهارت‌ها و رفتارهای چندگانه و متفاوتی هستند که باعث می‌شوند مراجع احساس کند با دقت شنیده و یا دیده شده است(۲۰۰۵) .

 

همدلی دقیق محور اصلی عمل به رویکرد مراجع محور است. این کار روشی درمان گرایانه است تا به معانی حرف هایی که از سوی مراجع بیان می شود گوش فرا دهند که اغلب در آستانه ی حیطه ی آگاهی آن ها قرار گرفته است. بدین ترتیب هنگامی که این معانی پیش آگاهانه توسط رهبری که قادر به تشویق آن ها برای تجربه ی عمیق تر احساسات و افکارشان است، به آن ها منتقل و درک شود، مراجعین قادر به گسترش میزان آگاهی خود خواهند شد(ناتیلو، ۱۹۸۷ به نقل از کوری ، ۱۹۹۵).

 

تحقیقات هم چنین نشان می‌دهند نقص در همدلی با اختلالات روانی و عصبی گوناگونی چون ویژگی های روان شناختی که با عنوان سنگدل و بی عاطفه مشخص می‌شوند(لاهی، والدمن، ام سی بارنت[۱۹۳] ،۱۹۹۹)، مشکلات[۱۹۴] بین شخصی(سیمپسو، اورینا، ایسکس[۱۹۵]،۲۰۰۳ ؛ گلیسون ، جیسن-کامپبل ، ایسکس[۱۹۶] ، ۲۰۰۹)، رفتارهای بیرونی سازی[۱۹۷] و مشکلات رفتاری (جولاف ، فارینگتو ،۲۰۰۴) پیوند می‌یابد.

 

شکل خاصی از گوش فرا دادن با تمام وجود نقش سرنوشت ساز و حیاتی در رسیدن به احساس همدلی دارد .

 

گوش دادن فعال :

 

در تعاملات بین فردی، گوش دادن اهمیت زیادی دارد. افراد برای ارتباط با یکدیگر باید به هم علامت بدهند (رمز گردانی) و از یکدیگر علامت بگیرند(رمز گشایی). شنیدن، فعالیت جسمی و گوش دادن فرایندی ذهنی است( هارجی، ساندرز، دیکسون[۱۹۸] ، ۱۳۷۷).

 

گوش دادن مهم ترین مهارت ارتباط است که می‌تواند در روابط زوجین تولید صمیمیت کرده، آن را حفظ نماید. وقتی زوجین خوب گوش می‌دهند، طرف مقابل را بهتر درک می‌کنند و با او هماهنگ می‌شوند. از این رو فرایند گوش دادن در روابط خانوادگی اهمیت فوق العاده ای دارد. گزارش ها حاکی از آن است که خانواده های موفق و زوج های خوشبخت کسانی هستند که از مهارت های شنیداری و ارتباطی خوبی برخوردارند. (مک کی، فانینگ، پالگ[۱۹۹] ، ۱۳۷۹).

 

این نکته کاملاَ روشن است که راجرز به چیزی بیش از کلمات” گوش می‌دهد ” ؛ او معنای قرار گرفته در پشت مضامین کلامی و غیر کلامی را هم می شنود. بدین منظور او سعی در تسهیل ایجاد فضایی را دارد که فرد به واقعی ترین شکل، قدرت بازگو کردن تجارب ذهنی خود را داشته باشد. بر اساس گفته ی کین[۲۰۰]( ۲۰۰۲) جاودانه ترین و با نفوذترین تأثیر راجرز، نشان دادن و بیان اهمیت گوش سپردن نه تنها در یک رابطه درمانی[۲۰۱]بلکه در هر نوع ارتباط دیگر بود.

 

مهارت های شنیدن به همدلی و گوش دادن دقیق اشاره دارد و مهارت های صحبت کردن، گفتگو با فرد مورد نظر و همزمان با خودافشاگری و احساسات مشترک درباره ی خود و روابط، مرتبط می شود. گوش دادن فعال باعث ماندن در یک موضوع و احترام و توجه به جنبه‌های مؤثر ارتباط و مهارت های حل مسئله در زوج ها یا خانواده ها می شود(هاستون، نیهوس، اسمیت[۲۰۲] ، ۲۰۰۱) چون بازخورد زوجین نسبت به یکدیگر، تعیین کننده میزان رضایتمندی زناشویی آنان است(ساکو و فارس[۲۰۳] ، ۲۰۰۱ ).

 

 

 

تاثیرات رویکرد مراجع محور :

 

رویکرد راجرز فضای قابل ملاحظه ای را برای تمرین دهندگان فراهم می آورد تا در آن فضا پیرامون استفاده از مفاهیم پایه ای به روش خودشان پیشرفت حاصل کنند(تورن،۱۹۹۲).

 

یکی دیگر از تأثیرات رویکرد مراجع محور کوشش آن در به کارگیری روش های تحقیق نظری در زمینه ی مطالعه پیرامون فرایند و بازدهی ‌گروه‌های درمانی است. راجرز به طور ثابت اشتیاق خود را در این زمینه بازگو می کرد که قالب بندی درمانی او فرضیه ای بسیار آزمایش پذیر است و می توان این فرضیه را در زمینه ی تحقیق به کار گرفت. نظریه ی او در سال ۱۹۵۷ درباره ی شرایط محوری لازم و کافی برای ایجاد تغییرات درمانی، احتمالاَ تحقیقات به مراتب بیشتری را در زمینه ی فرایند و بازدهی روان درمانی نسبت به تمامی نظریه های قبل و بعد از خود تا آن زمان به عمل آورده است( کین،۲۰۰۲).

 

در سال‌های اخیر، نگرانی رو به افزایشی در بسیاری از بخش ها ‌در مورد درمان بیش از حد اضطراب انسان وجود داشته است. تئوریسین های درمانجو مدار الحاقاتی ‌به این بحث داشته اند، که فرضیه روانکاوی کلی را مورد سوال قرار می‌دهد که تنها درمان‌های خاصی برای شرایط خاص وجود دارد( بوزارت و موتوماسا[۲۰۴]، ۲۰۰۵) در صورتی که آن ها پایانی برای درمان غیرضروری اضطراب انسان را می خواستند(سندرز[۲۰۵] ، ۲۰۰۵).

 

از این رویکرد پیشرفت‌های مهمی در روش های انعکاسی[۲۰۶] و تجربی در زمینه اشتغال ایجاد شده است(رنی[۲۰۷] ، ۱۹۹۸)، درمانگرهای تجربی رویکردهایی نظیر رویکرد متمرکز بر تجربه[۲۰۸] که توسط گندلاین[۲۰۹](۱۹۹۶) ایجاد شد و رویکرد فرایند – تجربی(هیجان مدار) توسط گرینبرگ[۲۱۰](۱۹۹۳) ایجاد و توسعه دادند. پیشرفت هایی نیز اخیرأ وجود داشته است که علم CCT را در متونی خاص مثل درمان هنر بیانی[۲۱۱] (راجرز ، ۲۰۰۰)و کار با زوجین و خانواده ها(الیری[۲۱۲] ، ۱۹۹۹)، کودکان و نوجوانان(موون[۲۱۳] ،۲۰۰۲) ، افرادی با نیازهای خاص(پرتنر[۲۱۴] ، ۲۰۰۲)، افراد با کارکرد سایکوتیک(وان ورد[۲۱۵] ،۲۰۰۵) و درک شکل های دیگری از آسیب شناسی روانی(جوزف و ورسلی[۲۱۶] ، ۲۰۰۵) گسترش می‌دهد.

 

ایده های روانشناسی فردمدار و انسانگرایی در دیگر تحقیقات اخیر در روان درمانی های التقاطی مثل روان درمانی دانکن[۲۱۷] و میلر[۲۱۸] (۲۰۰۰) یافت می‌شوند که بر عامل درمانجو هم تأکید دارند، رویکرد خودمختاری[۲۱۹](ریان و دسی[۲۲۰] ، ۲۰۰۰) ؛ و مصاحبه های انگیزشی[۲۲۱](ونستینکیست و شلدن[۲۲۲] ،۲۰۰۶) اگرچه بسیاری از ایده های روانشناسی انگیزشی به امور روزمره داخل شده اند، اغلب دانش کمی درمورد اصل این ایده ها وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:19:00 ب.ظ ]




 

۶- غیر قابل کنترل بودن[۱۷۱]

 

آیا فکر می‌کنید مجبورید احساسات خود را کنترل کنید تا حوادث ناگواری پیش نیاید؟ اگر نتوانید جلوی احساسات خود را بگیرید، چه اتّفاقی می‌افتد؟ آیا سعی می‌کنید احساس‌های مهم خود را به شدّت کنترل کنید؟ آیا می‌ترسید که احساسات شدید، نشانه‌ای از ناگوار بودن حوادث احتمالی باشند؟ ممکن است در اثر از دست دادن کنترل احساسات، دیوانه شوید؟ آیا ممکن است کنترل خود را به طور کامل از دست می‌دهید؟ آیا بین کنترل احساسات خود، با اعمال خود، تفاوتی قائل هستید؟ وقتی فرد معتقد باشد که شدت هیجان منفی غیرقابل کنترل است، منجر به اضطراب شدید می‌گردد که در افراد مبتلا به PTSD شایع است.

 

۷- بی‌حسی هیجانی(کرختی)[۱۷۲]

 

آیا موقعیت‌هایی وجود دارد که باعث شود شما ماتتان ببرد؟ آیا تابه‌حال پیش‌آمده که هیچ گونه احساسی نداشته باشید؟ موقعیت‌هایی وجود دارد که بیشتر مردم را ناراحت کند، امّا باعث ناراحتی شما نشود؟ آیا دیگران فکر می‌کنند که شما احساساتتان را سرکوب می‌کنید؟ آیا دیگران به شما گفته‌اند، آدم بی‌احساسی هستید؟ آیا تابه‌حال احساسات شدید را تجربه کرده‌اید؟ آیا تابه‌حال احساسات شدیدی داشته‌اید که آن‌ ها را کنترل نکنید؟ آیا تابه‌حال احساس کرده‌اید که می‌خواهید گریه کنید، امّا خودتان را کنترل کنید؟ اگر به خودتان اجازه بدهید چنین احساساتی را تجربه کنید، چه افکاری به ذهنتان خطور می‌کند؟ آیا برای خلاص شدن از شر احساسات شدید، به مشروب پناه می‌برید، مواد مصرف می‌کنید یا پرخوری می‌کنید؟شدت برخی عواطف منجر به سر زندگی می‌گردد، ولی برخی افراد این دید را دارند که عواطف منجر به فقدان کنترل و هرج و مرج می‌گردد.

 

۸- تلاش برای منطقی بودن(عقلانی)[۱۷۳]

 

آیا آدم باید همیشه منطقی و عقلانی باشد؟ اگر منطقی نباشید، چه نگرانی‌هایی برای شما به وجود می‌آید؟ آیا فکر می‌کنید آدم‌های منطقی و عقلانی، افرادی برترند؟ آیا درگذشته اتّفاقی رخ‌داده که شما در مقابل آن، منطقی و عقلانی عمل نکنید؟ آیا ممکن است بعضی از تجارب منطقی و عقلانی نباشند و هیجانی باشند؟ ممکن است چنین حوادثی رنگ و بوی عقلانی داشته باشند؟ به نظر شما پرداختن به موسیقی، کاری منطقی است؟ آیا هیجان‌هایتان می‌توانند به شما خبر بدهند که چه چیزی به شما صدمه می‌زند؟ یا این‌که چه نیازهایی باید تغییر کنند؟ آیا هیجان‌ها، منبع اطلاعاتی مهمی دربارۀ نیازها، تمایلات و حتّی حقوق انسانی شما به شمار می‌روند؟ ممکن است کسانی که از شما منطقی‌تر نیستند، زندگی شادتر یا بهتری داشته باشند؟ تأکید فراوان روی عقل‌گرایی و ضدهیجانی بودن ممکن است برای افراد مشکل‌ساز باشد، در واقع منطقی بودن بیش‌از حد، باعث بازداری از ابراز هیحان و خود فهمی می‌گردد.

 

۹- طول مدّت[۱۷۴]

 

آیا می‌ترسید که احساسات شدید شما خیلی طول بکشند؟ آیا قبلاً احساسات شدید را تجربه کرده‌اید؟ بعدازاین که چنین احساساتی را تجربه کردید، چه اتّفاقی افتاد؟ این احساسات بالاخره به پایان رسیدند؟ چرا آن‌ ها به پایان رسیدند؟ آیا احساسات شدید، افت‌وخیز دارند؟ اگر در جلسۀ درمان برای شما احساسات شدیدی رخ بدهد، چه اتّفاقی خواهد افتاد؟ اگر برای چند دقیقه خیلی کوتاه، گریه کنید یا احساس بدی داشته باشید، چه اتّفاقی می‌افتد؟ آیا تابه‌حال متوجّه شده‌اید که بعد از بیان احساسات شدیدتان به آرامش خاطر می‌رسید؟ این کار چه نفعی برای شما دارد؟ اشخاصی که انتظار دارند اضطرابشان به طور نامحدودی ادامه یابد، اضطراب ماندگارتر و طولانی‌تری را تجربه می‌کنند.

 

۱۰- توافق با دیگران[۱۷۵]

 

وقتی‌که دیگران احساس شما را ندارند، دقیقاً چه حس و حالی پیدا می‌کنید؟ اگر فرد دیگری همان احساس شما را داشته باشد، دربارۀ او چی فکر می‌کنید؟ چرا فکر می‌کنید که بازی‌ها، فیلم‌ها، رمان‌ها یا داستان برای مردم، خیلی هیجان‌انگیز به نظر می‌رسند؟ چرا فکر می‌کنید مردم دوست دارند با کسانی ارتباط برقرار کنند که احساساتشان مثل آن‌ ها باشد؟ آیا مردم، ناراحت، عصبانی یا مضطرب می‌شوند؟ آیا طبیعی است که انسانِ آشفته، به دامن خیال‌پردازی پناه ببرد؟ آیا ممکن است به خاطر احساسات خود، شرمنده شوید و احساسات خود را از همکاران (یعنی کسانی که همین احساس را دارند) پنهان کنید؟ وقتی افراد بفهمند که همکاران هم تخیلات و احساسات خاصی دارند، احساسات خود را بهتر می‌پذیرند و معتبرتر می‌دانند.

 

۱۱- پذیرش احساسات[۱۷۶]

 

اگر هیجان‌های خود را بپذیرید، چه اتّفاقی می‌افتد؟ بر اساس هیجان‌ها، دست به چه‌کاری می‌زنید؟ اگر هیجان‌های خود را نپذیرید، چه اتّفاقی می‌افتد؟ فکر می‌کنید نپذیرفتن هیجان‌هایتان باعث ترغیب شما به تغییر می‌شود؟ بازداری احساسات چه پیامدهای منفی به همراه دارد؟ آیا به خاطر بازداری احساسات، توجّه و انرژی زیادی مصرف می‌کنید؟ آیا بازداری احساسات، باعث افزایش احساسات می‌شود؟ آیا بین احساسات خوب و بد، دچار تعارض شده‌اید؟ آیا نادیده گرفتن وقایع ناراحت‌کننده، باعث حل‌وفصل آن‌ ها می‌شود؟ داشتن احساسات و ابراز آن منجر به صرف انرژی کمتر و پریشانی کمتر می‌گردد.

 

۱۲- سبک اندیشناکی در برابر سبک ابزاری(نشخوار ذهنی)[۱۷۷]

 

تمرکز افراطی بر احساس‌های ناخوشایند، چه مزایا و معایبی در پی دارد؟ وقتی‌که به حال بد خود فکر می‌کنید، اغلب چه افکار و احساسی دارید؟ آیا تابه‌حال پیش‌آمده که گوشه‌ای بنشینید و به اشتباهات خود فکر کنید؟ سؤال‌های چرایی (علّت یابی) در ذهن شما خیلی فعال می‌شود؟ آیا به ناراحتی‌های خود زیاد فکر می‌کنید و دائم یک‌چیز را در ذهنتان مرور کنید؟ اگر به مسئله‌ای فکر کنید، مشکل خودبه‌خود حل می‌شود؟ آیا نگران کنترل نکردن افکار استرس‌زا هستید؟ نشخوار ذهنی با اضطراب و افسردگی مرتبط است(ولز،۲۰۱۱)، این افراد معتقدند با نشخوار ذهنی می‌توانند خود را در مقابل رویدادهای مشابه آینده آماده کنند.

 

۱۳- ابراز هیجانات[۱۷۸]

 

اگر احساس‌های خود را بیان کنید، کنترلتان را از دست می‌دهید؟ یا این‌که احساس بدتری پیدا خواهید کرد؟ احساس ناخوشایند شما چقدر طول خواهد کشید؟ آیا بیان احساسات می‌تواند در روشن‌سازی افکار و سایر احساساتتان به شما کمک کند؟ اگر فقط به بیان احساس فکر می‌کنید، باعث می‌شود توجّه شما بیشتر به آن‌ ها معطوف شود؟ آیا تابه‌حال غرق در احساس‌های خود شده‌اید؟ آیا چیزهایی وجود دارد که بتواند توجّه شما را از احساسات دور کند یا باعث حل مشکلات شما شود؟ وقتی فرد هیجانات‌اش را ابراز می‌کند، معتقد است عواطف مهم هستند و می‌توان آن ها را تغییر داد. ابراز ‌هیجانات فاکتور کاهش اضطراب و افسردگی است.

 

۱۴- سرزنش دیگران[۱۷۹]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:18:00 ب.ظ ]