روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



ج – این که او در درجه نخست به اخبار و روایات استناد داشت سبب نشد فقه او محدود یا اززندگی عملی مردم دور شود، چون مذهب او بیش از هر مذهب دیگری در امر تعاقد(مشکور، ۱۳۶۸، ص۲۴) ومعاملات و تعهداتی که هر یک از طرفین برعهده دارند آزادی و سعه قائل است.

 

او در مذهب خود دو اصل را مبنا گرفته و پذیرفته‌است:

 

۱٫اصل اولیه در عبادات بطلان است مگر آن که دلیلی بر صحت آمده باشد.

 

۲٫اصل اولیه در معاملات و عقود صحت است مگر آن که دلیلی بر تحریم و بطلان رسیده باشد.
‌بنابرین‏ اساس شیوه احمد ابن حنبل احترام نهادن و ملتزم شدن به هر شرطی است که طرفهای معامله بنهند، مگر آن که از سوی شارع دلیلی بر حرمت آن شرط برسد.

 

د – او در جایی که به نصی یا اثری پذیرفته شده دست نمی‌یافت ‌بر اساس مصلحت فتوا می‌داد. او هر حکمی را که برای هدف هست به وسیله‌های آن، و هر حکمی را که برای نتیجه هست به مقدمه های آن می‌داد و ‌به این مسئله آن اندازه دامنه و گسترش داد که در فقه پیش از او سابقه نداشت. او برخلاف شافعی که در باب معاملات و عقود دیدگاهی ظاهری دارد و آن ها را تنها به همان عبارتهایی که حاکی از آن ها‌ است تفسیر می‌کند و به انگیزه ها و اهداف آن ها نمی‌نگرد، تنها به ظواهر و صورت مادی این پدیدارها نمی‌نگریست و ‌بر اساس انگیزه ها و اهداف و نتایجی که برای این عقود و معاملات هست درباره آن ها حکم می‌کرد.

 

۱-۲- تعاریف و مفاهیم

 

۱-۲-۱- تعریف

 

۱-۲-۱-۱- معنای لغوی

 

وصیِت از ریشه “وَصِیَ” است که در لغت به معنای گیاهان به هم وصل شده و بافته شده آمده و “أرض واصیه” یعنی زمینی که سراسر پوشیده از گیاه به هم متصل(کرمانی، ۱۳۹۲، ص۲۰). “وصیت” در اصطلاح علم اخلاق با پند و موعظه سفارش کردن بر دیگری، جهت فرمان بردن و عمل نمودن است؛(همان) و در اصطلاح فقه این است که انسان، تملیک و واگذاری عین مال یا منفعت آن را بعد از وفات خودش به شخص دیگر یا عموم مردم سفارش کند؛ بهطوریکه تصرف در اموال وی بعد از مرگش برای دیگران مباح باشد. از طرف دیگر وصیت از ریشه «وصی» و در لغت به معنای عهد، فرمان دادن ‌و سفارش کردن می‌باشد.و در صورت نبودن شخص متوفی به امور او پرداختن.

 

۱-۲-۱-۲- معنای وصیت در قرآن

 

واژه”وصیت” در قرآن کریم در دو معنا به کار رفته: اخلاقی که به معنی موعظه و نصیحت باشد، و فقهی که سفارش فردی به وصی خودش، برای رسیدگی به اموال و کارهای باقی مانده بعد از مرگ او، مطرح شده است.

 

قرآن می‏فرماید: (کتبت علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین…)(سوره بقره، آیه۱۸۰). و نیز:… (من بعد وصیه یوصی بها او دین)(سوره نساء، آیه ۱۲).

 

در اهل سنت نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم به عیادت یکی از اصحاب رفت. صحابی عرض کرد: ای رسول خدا، بیماری من را به روزی انداخته است که خود می‏بینی و اموالی دارم و بجز دخترم وارثی ندارم. آیا می‏توانم دوسوم اموالم را صدقه بدهم؟ فرمود: خیر. عرض کرد: یک‏دوم آن را چطور؟ فرمود: خیر. عرض کرد یک‏سوم چطور؟ فرمود: بله، می‏توانی یک‏سوم آن را صدقه بدهی، اما آن هم زیاد است. چون اگر ورثه‏ات پس از تو ثروتمند باشند، بهتر است از این تهیدست و بی‏چیز باشند و به دریوزگی ‌بیفتند. البته در صورتی که منظور از صدقهدر این روایتوصیت باشد، این حدیث مشروعیت وصیت را اثبات می ‏کند. هم‏چنین از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل شده که فرمود: «سزاوار نیست مسلمانی دو شب را به صبحبرساند، و چیزی برای وصیت کردن داشته باشد مگر این که وصیت‏نامه‏اش را آماده کره باشد». از امام صادق علیه‏السلام نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: «کسی که دم مرگ به طور کامل و حساب شده وصیت نکند، کم عقل و بی مروت است». در روایتی دیگر آمده است:

 

(کسی که بدون وصیت بمیرد، گویی به مرگ جاهلیت مرده است.)(حرعاملی، ۱۴۰۹، ص۲۵۹).

 

۱-۲-۱-۳- تعریف وصیت

 

تعریف شرعی وصیّت آن است که انسان مالی را از اموال خود یا منفعت آن را (بعد از وفاتش) مجانی ملک شخص معینی نماید، یا اینکه تصرفها یا انجام کارهایی را (بعد از وفات خود) به شخص معینی بسپارد(لطفی، ۱۳۸۳، ص۲۳۹).

 

قسمت اول تعریف را وصیّت تملیکی گویند و قسمت دوم را وصیّت عهدی یا وصایت نامند. پس وصیّت تملیکی آن است که سفارش کند فلان خانه یا مال بعد از فوتش برای شخص معینی باشد و یا سفارش می‌کند که شخص معینی بعد از وفات من در خانه‌ من بنشیند و از منافع غیرمادی آن خانه بهرمند شود (که این مثالی است برای تملیک منفعت بعد از وفات)(لطفی، ۱۳۸۳، ص۳۴۰).

 

وصیّت عهدی یا وصایت آن است که سفارش کند به شخص معینی (یا اشخاص معینی) تا تصرفاتی را بعد از وفات او انجام دهند. یعنی شخص معینی را نائب و نماینده بعد از وفات خود قرار می‌دهد تا کارهایی را که خود می توانسته انجام دهد به جا آورد.[۳]

 

کسی که برای انجام امور شخص دیگری (بعد از وفات او) یا برای نظارت بر تمام یا قسمتی از اموال، معین می‌شود در اصطلاح فقهی «وصی» یا «موصی الیه» نام دارد و سمت او را وصایت می‌نامند.به شخص وصیّت کننده «موصی» گویند و کسی را که به نفع او مالی وصیّت می شود «موصی‌له» و آن مال را «موصی‌به» می خوانند.

 

هر انسانی می‌تواند در طول زندگی خود بارها وصیت کند. این وصیت می‌تواند کتبی یا شفاهی باشد. نوشتن وصیت نامه هر چند از حیث حقوقی امری اختیاری به شمار می رود، ولی در شرع آن قدر بر این مطلب تأکید شده که به عنوان یک تکلیف دینی مهم تلقی می شود.

 

‌بنابرین‏ به صرف جنبه حقوقی نمی توان کسی را وادار به نوشتن وصیت نامه کرد. تنظیم وصیت نامه بستگی به علایق دینی و حقوقی فرد دارد و اینکه مایل باشد برای امور شرعی، شخصی و مالی خود پس از فوت تعیین تکلیف کند.در بین مسلمانان نوشتن وصیت نامه امری معمول و متداول به شمار می رود، به خصوص که این اعتقاد وجود دارد که نوشتن وصیت نامه ضمن انجام تکلیف و واجب شرعی، موجب طول عمر و ثواب دنیا و آخرت می شود و هر کس که وصیت نامه اش را می نویسد، در واقع خود را مهیا و آماده پیوستن به معبود می‌کند. ‌بنابرین‏ چنانچه تصمیم به تنظیم وصیت نامه برای خود یا دیگران داشته باشیم بهتر است با آثار حقوقی آن آشنا شویم(لنگرودی، ۱۳۹۰، ص۴۳).

 

اثر حقوقی وصیت نامه پس از فوت شخص ظاهر می شود یعنی تا وقتی که شخص زنده است، خود او تصمیم گیرنده و عامل است. اما با فوت وصیت کننده، همه مصمم می‌شوند که به وصیت او عمل کنند.چنانچه با تنظیم وصیت نامه بخواهیم مالی را به دیگری تملیک کنیم،یا به مالکیت فرد دیگری در آوریم نبایدبرای آن عوض قرار دهیم. هر شخصی می‌تواند در طول زندگی خود بارها وصیت کند یا مفاد وصیت نامه اش را تغییر دهد اما آخرین وصیت نامه متوفی ( از حیث تاریخ) ملاک عمل قرار خواهد گرفت و در این صورت دیگران نباید مفاد وصیت نامه را تغییر دهند(لطفی، ۱۳۸۳، ص۳۵۳).

 

۱-۲-۲- اقسام وصیت

 

وصیت از نظر قانونی بردونوع می‌باشد( قانون مدنی ، م ۸۲۵).

 

۱-وصیت تملیکی ۲-وصیت عهدی

 

۱-۲-۲-۱- وصیت تملیکی

 

وصیت تملیکی: عبارت است از این‌که کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری به طور مجانی تملیک کند. با این نوع وصیت، شخص می‌تواند تا حدودی تکلیف اموال خود را، معین کند. مانند صرف اموال برای ساختن مدرسه،دانشگاه، مکان ورزشی،مسجد وغیره..

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-12] [ 11:53:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر میانگین انحراف استاندارد ضریب همبستگی سطح معنی‌داری ۱٫ کمال گرایی ۵۸/۱۰۴ ۳۷/۲۲ – – ۲٫ نشانه های بدنی ۲۴/۱۴ ۷۷/۲ ۱۱/۰- ۰۵/۰ ۳٫ اضطراب و بیخوابی ۶۳/۱۴ ۶۱/۳ ۲۰/۰- ۰۱/۰ ۴٫ نارسایی در کنش اجتماعی

۳۸/۱۵ ۹۴/۲ ۱۰/۰- ۰۵/۰ ۵٫ افسردگی ۱۷/۱۷ ۲۲/۵ ۲۴/۰- ۰۱/۰ ۶٫ برونگرایی ۱۲/۱۴ ۲۴/۳ ۳۳/۰ ۰۱/۰ ۷٫ درونگرایی ۰۸/۷ ۴۵/۴ ۰۵/۰- ۲۲/۰

همان‌ طور که در جدول فوق مشاهده می‌شود میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش ارائه شده است که میانگین کمال‌گرایی کارکنان شرکت کننده در این پژوهش ۵۸/۱۰۴ با انحراف استاندارد ۳۷/۲۲ می‌باشد و در بین مؤلفه‌‌های سلامت روانی بالاترین میانگین را مؤلفه‌ افسردگی (۱۷/۱۷) با انحراف استاندارد (۲۲/۵) و در بین ابعاد شخصیتی بالاترین میانگین را بعد برونگرایی (۱۲/۱۴) با انحراف استاندارد (۲۴/۳) دارد.

 

همانطورکه درجدول فوق مشاهده می‌شود مقادیر همبستگی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان بجز درونگرایی از نظر آماری معنی‌دار است(۰۵/۰>p).

 

 

 

نمودار ۴-۳) نمودار خطی همبستگی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان

 

نمودار فوق بیانگر ارتباط خطی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان، می‌باشد؛ شیب خط بیانگر همبستگی معنی‌دار بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان، است.

 

۴-۳- فرضیه‌های فرعی

 

۴-۳-۱- فرضیه فرعی اول: بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) با کمال‌گرایی کارکنان رابطه وجود دارد.

 

جدول۴-۵) همبستگی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) با کمال‌گرایی کارکنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر ضریب همبستگی® سطح معنی‌داری(sig) برونگرایی ۳۳/۰ ۰۱/۰ درونگرایی ۰۵/۰- ۲۲/۰

همان‌ طور که در جدول(۴-۵) مشاهده شد مقادیر همبستگی‌های به دست آمده بین ابعاد شخصیتی برونگرایی با کمال‌گرایی کارکنان (۳۳/۰ =r)، از نظر آماری معنی‌دار است(۰۱/۰>P). ‌به این صورت که با افزایش ابعاد شخصیتی برونگرایی، کمال‌گرایی کارکنان، افزایش می‌یابد. همچنین بین ابعاد شخصیتی درونگرایی با کمال‌گرایی کارکنان (۰۵/۰ =r)، از نظر آماری معنی‌دار نیست(۲۲/۰≤P).

 

۴-۳-۲- فرضیه فرعی دوم: بین سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان رابطه وجود دارد.

 

جدول ۴-۶) همبستگی بین سلامت روان با کمال‌گرایی کارکنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر ضریب همبستگی® سطح معناداری(sig) نشانه های بدنی ۲۰/۰- ۰۱/۰ اضطراب و بیخوابی ۱۰/۰- ۰۵/۰ نارسایی در کنش اجتماعی ۲۴/۰- ۰۱/۰ افسردگی ۳۳/۰- ۰۱/۰

همان‌ طور که در جدول(۴-۶) مشاهده شد مقادیر همبستگی‌های به دست آمده بین نشانه های بدنی با کمال‌گرایی کارکنان (۲۰/۰- =r)، اضطراب و بیخوابی با کمال‌گرایی کارکنان (۱۰/۰- =r)، نارسایی در کنش اجتماعی با کمال‌گرایی کارکنان (۲۴/۰- =r)، افسردگی با کمال‌گرایی کارکنان (۳۳/۰- =r)، از نظر آماری معنی‌دار است(۰۵/۰>P). از آنجایی که نمره پایین در پرسشنامه سلامت بیانگر وضعیت مطلوب هست؛ ‌بنابرین‏ همبستگی منفی بیانگر این مطلب است که با افزایش سلامت، کمال‌گرایی کارکنان، افزایش می‌یابد.

 

۴-۳-۳- فرضیه فرعی سوم: ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان می‌تواند واریانس کمال‌گرایی را پیش‌بینی کند.

 

جدول ۴-۷) خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش‌بینی کمال‌گرایی در کارکنان، بر اساس ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل متغیر های

 

پیش بین

همبستگی چند گانه

 

R

همبستگی چند گانه

 

R2

R2

 

تعدیل یافته

خطای استاندارد

 

S.E

F

 

تغییرات

sig ۱ برونگرایی ۳۳/۰ ۱۱/۰ ۱۱/۰ – ۱۷/۲۱ ۴۲/۳۳ ۰۱/۰ ۲ افسردگی ۴۰/۰ ۱۶/۰ ۱۵/۰ ۰۵/۰ ۵۹/۲۰ ۴۷/۱۶ ۰۱/۰ ۳ اضطراب ۴۲/۰ ۱۸/۰ ۱۷/۰ ۰۲/۰ ۳۳/۲۰ ۲۷/۸ ۰۱/۰ ۴ نشانه های بدنی ۴۵/۰ ۲۰/۰ ۱۹/۰ ۰۲/۰ ۱۴/۲۰ ۱۴/۶ ۰۱/۰ ۵ نارسایی اجتماعی ۴۶/۰ ۲۱/۰ ۲۰/۰ ۰۱/۰ ۰۲/۲۰ ۴۵/۴ ۰۱/۰

نتایج رگرسیون به روش گام به گام، جدول(۴-۷) نشان می‌‌ دهد که ابتدا برونگرایی به عنوان قویترین متغیر پیش بین وارد مدل شده و توانسته است ۱۱ درصد واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) را تبیین کند؛ در گام دوم افسردگی به مدل اضافه شده است و این دو متغیر توانسته است ۱۶ درصد واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) را تبیین کنند؛ وارد شدن افسردگی به مدل توانسته است ۵ درصد به تبیین واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) کمک کند. در گام سوم اضطراب به مدل اضافه شده است و این سه متغیر توانسته است ۱۸ درصد واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) را تبیین کنند؛ وارد شدن اضطراب به مدل توانسته است ۲ درصد به تبیین واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) کمک کند. در گام چهارم نشانه های بدنی به مدل اضافه شده است و این چهار متغیر توانسته است ۲۰ درصد واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) را تبیین کنند؛ وارد شدن نشانه های بدنی به مدل توانسته است ۲ درصد به تبیین واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) کمک کند. در گام پنجم نارسایی در کنش اجتماعی به مدل اضافه شده است و این پنجم متغیر توانسته است ۲۱ درصد واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) را تبیین کنند؛ وارد شدن نارسایی در کنش اجتماعی به مدل توانسته است ۱ درصد به تبیین واریانس کمال‌گرایی کارکنان (متغیر ملاک) کمک کند.

 

    1. Mc crea & Costa ↑

 

    1. Hayes & Joseph ↑

 

    1. Korotkov & Hannah ↑

 

    1. ۴ Mc. Entire & Hamicker ↑

 

    1. Blatt ↑

 

    1. Parker & Stumpf ↑

 

    1. Arthur As.rbr ↑

 

    1. Pervin & John, ↑

 

    1. Forsman ↑

 

    1. Frost ↑

 

    1. Waren ↑

 

    1. Sheldon ↑

 

    1. Hilgard ↑

 

    1. Eysenk ↑

 

    1. Goldberg ↑

 

    1. Osgood ↑

 

    1. Digman And Takemotochock ↑

 

    1. Hogan ↑

 

    1. Bround ↑

 

    1. Activity ↑

 

    1. Ambition ↑

 

    1. Assecendancy ↑

 

    1. NEO ↑

 

    1. Melancholic ↑

 

    1. Holeric ↑

 

    1. Sanguine ↑

 

    1. Sanguine ↑

 

    1. Hampson ↑

 

    1. Dimension ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:46:00 ب.ظ ]




احساس تعلق و مالکیت : باید سعی کرد طوری با معلمان رفتار شود که نوعی احساس مالکیت نسبت به مدرسه به آنان دست دهد، مشارکت و موثربودن در سرنوشت سازمان آموزشی سطح احساس تعلق ‌و مالکیت را بالامی برد ( میرکمالی ،۱۳۷۸، ص۲۷۸ ).

 

      1. به رسمیت شناختن افراد : افراد باید احساس کنند که وجودشان برای سازمان یک نعمت به شمار می رود و سازمان و مدیریت به وجود آن ها کاملاً نیازمند است . همچنین رعایت عدالت و انصاف از عوامل مهم انگیزش و تاثیرگذاری درجوسازمانی مناسب می‌باشد ،عدم تبعیض بین افراد ، دوست، خویشاوندان و متصل به اهرم های قدرت نوعی عدالت و انصاف است.

 

    1. شرایط مطلوب و مناسب کار : معلمان میل دارند کاری داشته باشند که دارای شرایط مطلوب و مناسبی باشد . این شرایط برحسب افراد فرق می‌کند ، اما بدون شک شرایطی از قبیل دلپذیربودن محیط کار ، نظافت و پاکی ، تدابیر مربوط به راحتی کارمند ، حمایت و یاری مدیر از کارکنان است ازجمله شرایطی است که همه خواهان آن ها می‌باشند .

 

  1. آموزش ضمن خدمت : هدف آموزش و پرورش کارکنان ، آماده کردن کارمندان برای اجرای بهتر سازمان است ، پس آموزش ضمن خدمت ضرورت دارد ویکی از مهمترین راه ها برای بهبود جوسازمانی است و آموزش ضمن خدمت تاثیر عمده ای در ایجاد جو مثبت در سازمان ایفا می‌کند . به طور خلاصه عوامل زیر در بهبود جومدارس مؤثر است :

شرایط مطلوب کار ، روابط دوستانه با معلمان و دیگر کارکنان ،توجه به روحیه کارکنان ، شرکت در تصمیم گیری ، دادن فرصت اظهارنظر به معلمان ، آزادی بیان ، آزادی در انتخاب روش کار، امنیت خاطر ، حفظ احترام ، قدردانی از زحمات معلمان، دادن فرصت خلاقیت به معلمان، تأمین نیازهای افراد. چنانچه در مدرسه ای به نکات فوق توجه شود ، مدیر گام مؤثری در ایجاد جو مثبت در مدرسه برداشته است (سرمد، ۱۳۷۰، صص ۵۵-۵۶).

 

مدل های جوسازمانی

 

الف ) مدل جوسازمانی تاگی یوری[۳۵] : همچنان که تاگی یوری (۱۹۸۲) پیشنهاد کرده جو، به طور کل به عنوان ویژگی های کلی محیطی در ساختمان یک مدرسه تعریف شده است، ازنظر وی جو دارای چهار بعد است:

 

۱- محیط فیزیکی[۳۶]

 

۲- محیط اجتماعی داخلی[۳۷]

 

۳-نظام اجتماعی[۳۸]

 

  1. فرهنگ[۳۹]

۱) محیط فیزیکی : به عوامل مادی و فیزیکی درداخل سازمان اشاره دارد. برای مثال اندازه، قدمت، طرح تسهیلات و شرایط ساختمان یا ساختمان ها ، محیط فیزیکی همچنین به تکنولوژی مورد استفاده توسط افراد در سازمان از قبیل میز تحریرها، صندلی ها، تخته سیاه، آسانسورها و هرچیزی که برای انجام فعالیت ها به کار می رود، اشاره دارد .

 

۲) محیط اجتماعی داخلی : بعد اجتماعی در سازمان است . این بعد هرچیزی را که با افراد در سازمان‌ها ارتباط دارد در بر می‌گیرد. برای مثال افراد چگونه هستند و چه دوست دارند. محیط داخلی باید دربرگیرنده نژاد، قومیت، سطح حقوق معلمان، سطح اجتماعی دوست و اقتصادی دانش آموزان، سطح تعلیم و تربیت معلمان، روحیه و انگیزش بزرگسالان و دانش آموزانی که در مدرسه هستند، سطح رضایت شغلی و تعداد دیگری از ویژگی های افراد در سازمان ها باشد .

 

۳) نظام اجتماعی: به ساختار سازمانی و مدیریتی اشاره دارد. سیستم اجتماعی راه و روش سازماندهی مدرسه ، شیوه اتخاذ تصمیمات و افراد درگیر در اخذ تصمیمات، الگوهای ارتباطی میان افراد، ‌گروه‌های کاری و غیره را شامل می شود .

 

۴) فرهنگ: به ارزش‌ها، سیستم های اعتقادی، هنجارها و شیوه های فکرکردن که ویژگی افراد در سازمان هاست اشاره دارد ( به نقل از دارنجانی، ۱۳۸۰).

 

ب ) مدل جوسازمانی هاجتس[۴۰] :

 

هاجتس ، جوسازمانی را به دو قسمت عمده طبقه بندی ‌کرده‌است . وی جوسازمانی را با یک توده یخ شناور مقایسه کرده که تنها قسمت بیرونی آن بر روی آب است و دیده می شود و قسمتی از آن قابل رویت نیست .

 

‌بنابرین‏ از نظر هاجتس جوسازمانی شامل عوامل مرئی و نامرئی می‌باشد :

 

عوامل مرئی شامل: منابع مالی، اهداف سازمان ، مهارت‌ها و اندازه گیری کارایی و غیره و عوامل نامرئی شامل : نگرش‌ها ، هنجارها، تعامل اجتماعی با افراد و غیره می‌باشد .

 

درشکل ۵-۲دو دسته عواملی که بر روی هم جوسازمانی را ایجاد می‌کند و به صورت یک توده یخ شناور می‌باشد ، نشان داده شده اند ( دارنجانی ، به نقل از چاندان ، ۱۳۸۰ ).

 

جدول ۵-۲عوامل مرئی و نامرئی جوسازمانی ( به نقل از زارعی ،۱۳۸۵).

 

 

 

 

عوامل آشکار ( مرئی )

    • ساختار سلسله مراتب اندازه گیری وسنجش کارایی

 

    • منابع مالی

 

    • اهداف سازمان

 

    • مهارت‌ها و قوای پرسنلی

 

    • چگونگی وضعیت تکنولوژی سازمان

 

  • معیارهای عملکرد

عوامل غیر آشکار ( نامرئی )

    • نگرش‌ها

 

    • احساسات

 

    • ارزش‌ها

 

    • تعامل اجتماعی وشخصی با همگنان، زیردستان و فرادستان

 

    • پشتیبانی کنندگی

 

  • رضایت شغلی

 

ویژگی های جوسالم سازمانی

 

تحقیقات نشان داده‌اند که جوسالم سازمانی به طور مثبت روی کارکنان تاثیرات عمیقی دارد. لذا عوامل و عناصر تشکیل دهنده جو، صداقت (شفافیت)، استاندارد ها، مسئولیت ها، انعطاف پذیری، پاداش ها و تعهد گروهی است. زمانی که میزان هریک از این ابعاد در هریک از کارکنان بالا رود، افراد به وسیله محیط کارشان برانگیخته می‌شوند، یعنی محیط کار به عنوان مکانی لذت بخش و سودآور تلقی می شود (گودرزی وگمینیان ، ۱۳۸۵).

 

مراحل بهبود جو

 

مرحله اول : درک و ابداع برنامه

 

مرحله دوم : تشخیص و سنجش مسائل

 

مرحله سوم : تدوین استراتژی برای غلبه بر مشکلات

 

مرحله چهارم : به کارگیری راه حل ها

 

مرحله پنجم : نظارت و ارزشیابی نتایج (گودرزی و گمینیان ، ۱۳۸۵) .

 

پیشینه پژوهش

 

پژوهش های انجام شده در خارج کشور

 

برنز و استاکر (۱۹۶۱) در پژوهش خود دریافتند که فن‌شناسی تکراری مانند خط تولید باعث به وجود آمدن جّو سازمانی انعطاف ناپذیر و قانون‌گرا و در نتیجه پایین بودن نوآوری در میان کارکنان می‌شود و همچنین مطالعه ها نشان می‌دهد که فن‌شناسی های متغیر و متنوع موجب ارتباط های بازتر، اعتماد، نوآوری، و پذیرش مسئولیت فردی در انجام کار می‌شوند.

 

بارت[۴۱]( ۲۰۰۱)پژوهشی تحت عنوان اثربخشی واقعیت درمانی بر مسئولیت پذیری شخصی انجام داد . نتایج تحقیق وی نشان داد که واقعیت درمانی در ایجاد رفتار مسئولانه برای اکثر بزرگسالان مفید بوده و مسئولیت پذیری در آن ها افزایش یافته است.

 

گولمن و همکاران (۲۰۰۱) دریافتند که مقدار تأثیر جو سازمانی متعالی بر سودآوری سازمان به میزان یک سوم است و دو سوم دیگر مربوط به موقعیتهای اقتصادی و ‌پویایی‌های‌ رقابتی است .همچنین پزوهش دیگری در سال ۲۰۰۰ بر روی نمونه‌ای از مدیران به تعداد ۳۸۷۱ نفر انجام دادند و بیان کردند که جو سازمانی که مدیران در واحد های خود ایجاد می‌کنند، به ۶ عامل بستگی دارد: انعطاف‌پذیری، مسئولیت‌پذیری، استانداردها، پاداش، وضوح و شفافیت و تعهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:39:00 ب.ظ ]




 

 

روایت به استناد رأی‌ خاص ابوحنیفه و ابو یوسف و فقهای کوفه و بصره ‌به این صورت است: ان عبدالله بن سهل و عبدالرحمان بن سهل و عما هما حویصه و محیصه خرجوا فی التجاره الی خیبر فتفرقوا لحوائجم فوجدوا عبدالله بن سهل قتیلا فی قلیب من خیبر یتشمت فی دمه فجاووا الی رسول الله ص لخیبروه فاراد عبدالرحمان ان یتکلم فقال رسول الله ص الکبر، الکبر، فتکلم احد عمیه حویصه و محیصها الاکبر منهما و اخبره بذلک قال من قتله قالوا و من یقتله سوی الیهود قال ص تبرئکم الیهود بایمانها فقالو: لا نرضی بایمان قوم کفار لا یبالون ماحلفوا علیه فقال ص اتحلفون و تستحقون دم صاحبکم فقالو کبف نحلف علی امر لم نعاین و لم نشاهد

 

اشکالی که از سوی فقهای عامه بر حدیث وارد شده به دو صورت است:

 

      1. اشکال بر سند حدیث: گرچه فقهای عامه خاصه ماوردی در صدد جواب از اشکالاتی که بر سند حدیث وارد شده آمده اند، اما پس از اینکه روایت ‌به این حد از اشتهار بین فقها رسیده و مورد قبول عمل آن ها واقع شده، اشکال بر سند حدیث بی مورد است، علاوه براینکه روایت به طرق صحیح بر چند سند از سوی خاصه نقل شده و اشکالات سندی بر طرق خاصه وارد نیست.

 

  1. اشکال در متن حدیث: عمده اشکال در متن حدیث برعبارتاتخلفون و تستحقون دم صاحبکم وارد شده است. مخالفان، عبارت را بر وجه استفهام استنکاری تفسیر کردند و گفته اند پیامبر طبق قسامه حکم نکرد بلکه بر وجه انکار به انصار فرمود: اتحلفون و تستحقون دم صاحبکم، مانند آنچه در قران خطاب به مردم است که افحکم الجاهلیه یبغون یعنی در واقع پیامبر از عمل به حکم جاهلیت منع کرده و خود متحمل پرداخت دیه شده است. آنان معتقدند از آنجا که روایت تاویل پذیر است، تاویل آن بر مبنای اصول اولیه اولی است

پاسخ: ماوردی به اشکال به متن حدیث: دو پاسخ داده است: اول آنکه عبارت تستحقون دم صاحبکم و بعد از آن قتبرا کم یهود بخمسین یمینا را قرینه آورده بر اینکه عبارت اتحلفون استنکاری نیست، زیرا عبارت تستحقون در واقع اثبات حکم است نه انکار ، زیرا معنی ندارد در حالی که از حلف منع می‌شوند، از استحقاق آنان بر مبنای حلف سخن گفته شود. بعلاوه بعد از ‌امتناع قسم ازسوی انصار ، پیامبر قسم را متوجه یهود می‌کند. دوم آنکه از آنجا که آوردن امر به صورت جمله خبریه دلالت بر امر محتوم دارد، پیامبر با آوردن همزه استفهامی آن را از حالت امری و حکمی خارج کرده و به صورت استخبار از حال در آورده است تا گمان نشود که گریزیاز ایمان نیست [۸۶]

 

 

 

 

 

 

 

ب: روایت مسلم بن خالد از ابن جریح از ابی هریره: دلیل دوم قائلان به وجوب حکم به قسامه از طریق عامه روایتی است که مسلم بن خالد از ابن جریح از ابی هریره نقل می‌کند که: ان رسول الله ص قال: البینه علی من ادعی و الیمین علی من انکر الا فی القسامه.[۸۷]

 

از طریق خاصه نیز در صحیحه برید بن معاویه از امام صادق ص آمده که: قال سئلتهعن القسامه فقال ص الحقوق کلها البینه علی المدعی و الیمین علی المدعی علیه الا فی الدم خاصه.

 

اشکالاتی که بر حکم استثنائی این روایات آمده است بر دو نوع است:۱٫ اشکالی که از سوی قائلان به عدم جواز حکم به قسامه با صرف نظر از این روایات به طور کلی بر قسامه آمده و آن اینکه اصل در دعاوی این است که البینه علی من ادعی و الیمین علی من علی من انکر »۲و قسامه خلاف این قاعده کلی است.

 

۲٫اشکالی است که ابو حنیفه بر خبر ابی هریره گرفته است و آن اینکه اولا در خبر ابی هریره در عبارت : البینه علی من ادعی و الیمین علی من انکر الا فی القسامه جمله و الیمین علی من انکر اختصاص یمین به منکر است نه غیر او و جمله الا فی القسامه منظور وجوب آن بر منکر و بر غیر اوست یعنی از اهل مدعی علیه.

 

ثالثا اینکه : الیمین علی من انکر ابراء منکر بر یمین است مگر در قسامه که ابراء نمی شود بلکه دیه بر او واجب است. البته این دو اشکال مبتنی بر دیدگاه خاص ابوحنیفه به قسامه است.

 

پاسخ: پاسخ این اشکالات این استکه اولا قسامه مخصص اصول و قواعد شرعیاست: مانن سایر سنن مخصصه و حکم استثنایی یا خاص هیچگاه در تعارض با قاعده کلی و عام نیست. به اشکال اول ابو حنیفه و طرفداران او نیز اینطور پاسخ دادند که این تاویل درست نیست، زیرا استثناء از اثبات نفی است و از نفی اثبات. لذا الیمین علی من انکر اثبات یمین منکر است مگر در قسامه که نفی آن اثبات است(یعنی در قسماه یمین بر منکر نیست.) و در جواب اشکال دوم گفته اند : استثناء از همان چیزی صورت می‌گیرد که لفظ متضمن آن استکه همان یمین باشد نه از آن چیزی که در لفظ ذکر نشده است، یعنی برائت، پس جایزنیست از مذکور به غیر مذکور عدول شو

 

ج: احتیاط در دماء: سومین دلیل قائلان به وجوب عمل به قسامه خصوصاً مالک این است که علت عمل به قسامه احتیاط در دماء است، از آنجا که قتل زیاد واقع می شود و توان اقامه شهادت بر آن کم است

 

 

 

چون قاتل، عمل را ‌در خلوت انجام می‌دهد، قسامه برای حفظ دماء وضع شده است۱. روایات معلله از طرق خاصه نیز در این مورد زیاد است از جمله عبدالله بن سنان از امام صادق ع نقل می‌کند که می‌گوید: سئلته عن القسامه فقال هی حق… انما القسامه حوط یحاط به الناس.

 

لازم به ذکر است بر دلیل سوم اشکال شده است که این علت در راهزنان و سارقان هم هست، زیرا شهادت بر این امور نیز مشکل است، مالک در برابراین اشکال تسلیم شده و شهادت مسلوبان بر سالبان را نیز جایز شمرده است،(همان) با اینکه مخالف اصول مققرر است و در واقع حکم خاص است و با این حکم مورد دماء از تحت اصول خارج شده و راهزنان و سارقان و… همچنان تحت عموم باقی است.

 

گفتار سوم: مبانی حقوقی

 

الف- قسامه در ((قانون حدود و قصاص))

 

قسامه برای اولین بار در سال ۱۳۶۱ به موجب ((قانون حدود و قصاص)) ۲و در قالب چند ماده قانونی به قوانین جزایی ایران راه یافت.[۸۸]

 

لازم به ذکر است که در قانون فوق الذکر به صورت کلی، به موارد لوث اشاره گردیده است چنانچه به موجب ماده ۳۵(هرگاه ولی دم، مدعی قتل عمد شود و یکی از دو شاهد عادل به قتل عمد و دیگری به اصل قتل شهادت دهد و متهم قتل عمد را انکار کند از باب لوث محسوب می شود و مدعی باید قتل را با قسامه ثابت کند.)

 

همچنین وفق ماده ۳۶:( هرگاه یکی از دو مرد شهادت به قتل دهد و دیگری شهادت به اقرار متهم به قتل، قتل ثابت نمی شود و داخل در باب لوث خواهد بود.) ‌بر اساس ماده۳۷: (هرگاه بر اثر قرائن و اماراتی حاکم به وقوع قتل گمان پیدا کند از قبیل شهادت یک شاهد یا حضور شخصی همراه با آثار جرم در محل قتل یا وجو مقتولی در محل تردد یا اقامت اشخاص معین از موارد لوث خواهد بود.)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ب.ظ ]




عدالت رویه ای: به معنای ادراک کارکنان از انصاف در قوانین و رویه های یک فرایند می‌باشد. برخی از شاخص های ارزیابی عدالت رویه ای عبارتند از غیر مغرضانه بودن تصمیم های مدیریت، صحت و اعتبار داده های استفاده شده در فرایند تصمیم گیری مدیران، توانایی مورد سوال قرار دادن تصمیمات و …

 

عدالت تعاملی: عدالت تعاملی یا مراوده ای بر ادراک انصاف در رفتار بین فردی در حین اجرا اشاره دارد. عدالت تعاملی با معیارهایی نظیر صداقت و راستگویی در تصمیمات مربوط به کار کارکنان، ارائه توضیحات کافی، احترام و … سنجیده می شود.

 

تعهد سازمانی: یک حالت روانی است که بیانگر نوعی تمایل، نیاز و الزام جهت ادامه اشتغال در یک سازمان می‌باشد و توسط معیارهایی چون تمایل به ترک شغل، احساس رضایت از شغل، وابستگی به شغل و … سنجیده می شود. جهت سنجش تعهد سازمانی از پرسشنامه استانداردکلیسن و استریت (۲۰۰۱) استفاده شده است.

 

رفتار نوآورانه: قابلیتی پویا است که می‌تواند شایستگی های داخلی و خارجی را ادغام، ایجاد و پیکربندی کند تا به تغییرات سریع محیط واکنش نشان دهد (تیس،۱۹۹۷). رفتار نوآورانه در محل کار به عنوان تمایل داوطلبانه ی تک تک کارکنان برای ایجاد نوآوری در کار، مانند به روز رسانی راه های انجام کار، ارتباط با مسئولان مستقیم، استفاده از رایانه و یا توسعه ی محصولات یا خدمات جدید تعریف می شود. جهت سنجش رفتار نوآورانه از پرسشنامه ‌استاندارد آلن و می یر (۱۹۹۱) استفاده شده است.

 

۳-۸ روش تجزیه و تحلیل داده ها

 

برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار های SPSS و Lisrel استفاده شده است که در بخش اول آمار توصیفی و آمار استنباطی داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. همچنین در این پژوهش جهت آزمون نرمال یا غیر نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف، اسمیرنوف استفاده شده است و مدل مورد بررسی با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری برازش می شود.

 

فصل چهارم:

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

۴-۱ مقدمه

 

این فصل به تجزیه و تحلیل داده ها اختصاص دارد. در این راستا، ابتدا نتایج حاصل از آمار توصیفی مربوط به متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق ارائه می‌شود. سپس در بخش آمار استنباطی به بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق و نوع ادراک جامعه تحقیق از این متغیرها می‌پردازیم. در ادامه، مدل یابی معادلات ساختاری ارائه می شود که شامل تحلیل عاملی و بررسی مدل ساختاری می‌باشد. در بخش مدل ساختاری، روابط متغیرهای پنهان با یکدیگر جهت آزمون فرضیات تحقیق بررسی می‌شوند.

 

۴-۲ آمار توصیفی

 

جامعه آماری پژوهش حاضر را کارکنان شرکت های کوچک و متوسط موجود در شهرک صنعتی فاز یک ارومیه تشکیل می‌دهند. در این بخش از جنبه‌های مختلف به توصیف پاسخ دهندگان می پردازیم.

 

۴-۲-۱ توصیف متغیرهای جمعیت شناختی

 

اطلاعات زیر بر اساس داده های ۳۳۳ پرسشنامه برگشت داده شده می‌باشد. متغیرهای جمعیت شناختی بررسی شده عبارتند از جنسیت، سن، تحصیلات، سابقه فعالیت در سازمان و اندازه سازمان می‌باشد.

 

جنسیت: در جدول ۴-۱ اطلاعات مربوط به جنسیت پاسخ دهندگان ارائه شده است. همان گونه که مشاهده می شود، ۴۷٫۷ درصد افراد زن و ۵۲٫۳ درصد افراد مرد هستند.

 

شکل۴-۱ : توزیع فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان

 

منبع: یافته های پژوهش

 

جدول ۴-۱ جنسیت پاسخ دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت فراوانی درصد فراوانی درصد فراوانی تجمعی زن ۱۵۹ ۷/۴۷ ۷/۴۷ مرد ۱۷۴ ۳/۵۲ ۱۰۰ مجموع ۳۳۳ ۱۰۰

منبع: یافته های پژوهش

 

سن: در جدول ۴-۲ اطلاعات مربوط به سن پاسخ دهندگان ارائه شده است. همان گونه که مشاهده می شود، ۵۱٫۱ درصد افراد بین ۲۰ تا ۳۰ سال، ۳۳٫۹ درصد بین ۳۱ تا ۴۰ سال، ۱۱٫۱ درصد بین ۴۱ تا ۵۰ سال، و ۹/۳ درصد بیشتر از ۵۰ سال سن دارند.

 

شکل۴-۲ : توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان

 

منبع: یافته های پژوهش

 

جدول ۴-۲ سن پاسخ دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رده سنی فراوانی درصد فراوانی درصد فراوانی تجمعی ۳۰- ۲۰ سال ۱۷۰ ۱/۵۱ ۱/۵۱ ۴۰- ۳۱ سال ۱۱۳ ۹/۳۳ ۸۵ ۵۰- ۴۱ سال ۳۷ ۱/۱۱ ۱/۹۶ بیشتر از ۵۰ سال ۱۳ ۹/۳ ۱۰۰ مجموع ۳۳۳ ۱۰۰

 

    1. ۱ Lee ↑

 

    1. ۲ Williams ↑

 

    1. ۳ Adams ↑

 

    1. ۴ Bies and Moag ↑

 

    1. ۵ Dailey and Kirk ↑

 

    1. ۶ Greenberg ↑

 

    1. ۷ Colquitt et al ↑

 

    1. Small & Medium Enterprises ↑

 

    1. Mossholder et al. ↑

 

    1. Janssen ↑

 

    1. Niehoff and Moorman ↑

 

    1. ۲ Teece ↑

 

    1. Allen and Meyer ↑

 

    1. Socrates ↑

 

    1. Plato ↑

 

    1. Aristotle ↑

 

    1. The Republic ↑

 

    1. Thomas Aquinas ↑

 

    1. Abraham Maslow ↑

 

    1. ۲ Taylor ↑

 

    1. ۱ Bos ↑

 

    1. ۲ Lind and Tyler ↑

 

    1. ۱ Folger ↑

 

    1. ۲Charash and Spector ↑

 

    1. ۱ Cropanzano ↑

 

    1. ۱ McDowall ↑

 

    1. ۲ Lambert ↑

 

    1. ۳ Leventhal ↑

 

    1. ۱ Thibaut and Walker ↑

 

    1. ۲ Folger and Cropanzano ↑

 

    1. ۱ George and Jones ↑

 

    1. ۱ Moorman ↑

 

    1. ۱ Scandura ↑

 

    1. ۱ Ambrose ↑

 

    1. ۲ Greenberg and Baron ↑

 

    1. Allen and Meyer ↑

 

    1. ۲ Porter et al ↑

 

    1. ۱ WebsterMerriam ↑

 

    1. ۲ O’Reilly and Chatman ↑

 

    1. Miller ↑

 

    1. ۲ Kelman ↑

 

    1. ۳ Meyer and Herscovitch ↑

 

    1. ۴ Mowday ↑

 

    1. ۵ Cramer ↑

 

    1. Affective commitment ↑

 

    1. Continuance commitment ↑

 

    1. Normative commitment ↑

 

    1. ۱ Angle and Perry ↑

 

    1. ۲ Mayer and Schoorman ↑

 

    1. ۱ Penley and Gould ↑

 

    1. ۲ Jaros et al. ↑

 

    1. ۳ Morrow ↑

 

    1. ۴ Mirels and Garret ↑

 

    1. ۵Greenhaus ↑

 

    1. ۱ Blau and Boal ↑

 

    1. ۲ Reichers ↑

 

    1. ۳ Shiuan et al. ↑

 

    1. ۴ Becker and Billings ↑

 

    1. ۱ Greenberg and Baron ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:54:00 ق.ظ ]




“>

 

    1. بررسی تفاوت بین مردان و زنان در میزان عملکرد ازدواج.

 

۱-۵- فرضیه های پژوهش

 

۱-۵-۱- فرضیه های اصلی

 

بین سلامت خانواده اصلی و عملکرد ازدواج ارتباط معنی­دار وجود دارد.

 

بین حمایت اجتماعی خانواده و دوستان با عملکرد ازدواج ارتباط چندگانه وجود دارد.

 

بین حل مشکل خانواده و عملکرد ازدواج ارتباط معنی­دار وجود دارد.

 

بین سلامت خانواده اصلی، حمایت اجتماعی خانواده حمایت اجتماعی دوستان و حل مشکل خانواده با عملکرد ازدواج ارتباط چندگانه معنی­دار وجود دارد.

 

بین دو گروه طلاب علوم دینی و دانشجویان از نظر متغیر سلامت خانواده اصلی تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

بین دو گروه طلاب علوم دینی و دانشجویان از نظر متغیر حمایت خانواده و دوستان تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

بین دو گروه طلاب علوم دینی و دانشجویان از نظر متغیر حل مشکل خانواده تفاوت معنی­دار وجود دارد

 

بین دو گروه طلاب علوم دینی و دانشجویان از نظر متغیر عملکرد ازدواج تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

۱-۵-۲- فرضیه های فرعی

 

    1. بین سلامت خانواده اصلی، حمایت اجتماعی خانواده، حمایت اجتماعی دوستان و حل مشکل خانواده با مؤلفه­ های عملکرد ازدواج شامل ارتباط، ابرازگری عاطفی، حل مسئله، نقش، انعطاف­پذیری، فرزندپروری، اقتصاد، خانواده و دوستان، ارزش­ها، مراقبت جسمانی و روانی و عملکرد کلی ارتباط چندمتغیری معنی­دار وجود دارد.

 

    1. بین دو گروه مردان و زنان از نظر متغیر سلامت خانواده اصلی تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

    1. بین دو گروه مردان و زنان از نظر متغیر حمایت خانواده و دوستان تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

    1. بین دو گروه مردان و زنان از نظر متغیر حل مشکل خانواده تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

  1. بین دو گروه مردان و زنان از نظر متغیر عملکرد ازدواج تفاوت معنی­دار وجود دارد.

 

۱-۶- انواع متغیرها از لحاظ نقش آن­ها در پژوهش

 

متغیرهای ملاک: عملکرد ازدواج و زیر مؤلفه‌ های آن (ارتباط، ابرازگری عاطفی، حل مسئله، نقش، انعطاف­پذیری، فرزندپروری، اقتصاد، خانواده و دوستان، ارزش­ها، مراقبت جسمانی و روانی)

 

متغیر پیش­بین ۱: سلامت خانواده اصلی.

 

متغیر پیش­بین ۲: حمایت اجتماعی.

 

متغیر پیش­بین ۳: حل مشکل خانواده.

 

۱-۷- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش

 

۱-۷-۱- تعاریف مفهومی

 

۱-۷-۱-۱- عملکرد ازدواج و ابعاد آن

 

در برگیرنده منظومه باورها و الگوهای تعامل زوج­های خوشبخت ‌می‌باشد که شامل ویژگی­های احترام، پذیرش، ترمیم سریع روابط قطع­شده، برخورد معقول با سبک­های متفاوت گفتگو، در نظر داشتن نیاز به صمیمیت و قدرت، فرزندپروری مقتدرانه، ایجاد شبکه خوب حمایت اجتماعی و دارا بودن تعامل مثبت، می­ شود (ثنایی، ۱۳۸۷). ابعاد عمبکرد ازدواج شامل این موارد می شود. ارتباط: منظور از ارتباط، رفتار کلامی یا غیرکلامی در زمینه اجتماعی است و شامل نمادها و نشانه­هایی است که توسط اشخاص، برای تبادل معنا به کار می­رود. ابراز عاطفی: منظور از عاطفه، رفتار معنی­دار و گویا، شامل خنده و ابراز احساسات و عواطف است. حل مسئله و تصمیم ­گیری: منظور از این بعد، سطح توانایی خانواده در حل مشکلاتی است که منجر به حفظ مؤثر خانواده می­ شود. انعطاف­پذیری: منظور از انعطاف­پذیری، توانایی نظام خانوادگی و زناشویی در تغییر ساختار قدرت یا روابط نقش­ها و قواعد روابط در پاسخ به استرس­های رشد و یا موقعیتی است. فرزندپروری: منظور از فرزندپروری، رویکرد و نگرش والدین در آموزش و تعلیم چگونگی رفتار، به فرزندان ‌می‌باشد. اقتصاد و مسائل مالی: نگرش زوجین و اعضای خانواده به برنامه­ ریزی­های مالی و مدیریت آنان در نحوه خرج­کردن ‌می‌باشد. خانواده و دوستان: منظور یک سیستم اجتماعی، شامل گروهی از افراد است که از طریق ازدواج، تولید مثل و پرورش فرزندان با یکدیگر زندگی ‌می‌کنند. ارزش­ها: منظور از این مؤلفه، اهمیت و بهای یک عقیده یا گزینه که به زندگی معنا می­بخشد. مراقبت جسمانی و روانی: منظور از این مؤلفه، توانایی انجام و اداره نیازهای تربیتی و فراهم­کردن مراقبت­های جسمانی و روانی است. عملکرد کلی: منطور از این مؤلفه، قابلیت و توانایی عملکرد خانواده، در چهار حوزه مهم: الف- عملکرد فردی، ب- عملکرد زناشویی، ج- عملکرد مشارکتی و د- عملکرد اجتماعی- اقتصادی ‌می‌باشد (رفاهی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۱-۲- سلامت خانواده اصلی و ابعاد آن

 

استقلال و صمیمیت دو مفهوم کلیدی در حیات یک خانواده سالم محسوب می­شوند. خانواده سالم به اعضای خود استقلال می­دهد و همچنین خانواده سالم خانواده­ای محسوب می­ شود که در فضای خانواده و روابط، صمیمیت ایجاد می­ کند (ثنایی، ۱۳۸۷). در ادامه به تعریف دو خرده مقیاس سلامت خانواده اصلی می­پردازیم. استقلال: در این الگو خانواده سالم به اعضای خود استقلال می­دهد و این استقلال با تأکید بر صراحت بیان، مسئولیت، احترام به سایرین، بازبودن با دیگران و قبول جدا شدن و فقدان به وجود می ­آید. صمیمیت: خانواده سالم خانواده­ای محسوب می­ شود که در فضای خانواده و روابط صمیمیت ایجاد می­ کند و این کار را با تسویق بیان انواع احساس­ها، ایجاد یک فضای گرم در خانه، یعنی روحیه و حال و هوا، حل تعارض­ها بدون ایجاد استرس غیر لازم، ایجاد حساسیت نسبت به هم­فهمی و ایجاد اعتماد به انسان­ها ‌بر اساس نیکی نهاد آدمی انجام می­دهد (ثنایی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۱-۳- حمایت اجتماعی و ابعاد آن

 

حمایت اجتماعی بر این امر تأکید دارد که وقتی کسی نیاز به کمک داشت این احساس را داشته باشد که تنها نیست و کسانی او را حمایت ‌می‌کنند (پرپوچی، احمدی و سهرابی، ۱۳۹۲). حمایت خانواده: شبکه خانواده شبکه ­ای است که افراد تعلق­داشتن به آن را حق طبیعی خود می­دانند و حقی که با تولد به آن تعلق ‌می‌گیرد. حمایت دوستان: شبکه دوستان انسان شبکه کوتاه­مدتی است که حفظ آن مستلزم کارایی اجتماعی بیشتری است (ثنایی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۱-۴- حل مشکل خانواده و ابعاد آن

 

دو عامل رابطه و حل مشکل را در برمی­گیرد عامل رابطه شامل شیوه ارتباط و تعامل زوجین که لازمه حل مشکل مؤثر است می­ شود و عامل حل مشکل که شیوه و فرایند حل مشکل را ‌بر اساس مدل ۵ مرحله­ ای حل مشکل اندازه ‌می‌گیرد؛ و به طور کلی نشان­دهنده کارآمدی خانواده است (احمدی، ۱۳۸۶). ارتباط: شیوه ارتباط و تعامل زوجینی را که لازمه حل مشکل مؤثر است را نشان می­دهد. حل مشکل: این عامل شیوه و فرایند حل مشکل را ‌بر اساس مدل پنج مرحله­ ای حل مشکل را در برمی­گیرد (ثنایی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۲- تعاریف عملیاتی

 

۱-۷-۲-۱- عملکرد ازدواج

 

نمره­ کلی که فرد ‌بر اساس پاسخ به پرسشنامه ۶۶ عبارتی سنجش عملکرد ازدواج که برای مشخص­کردن کارآمد بودن یا مشکل­دار بودن عملکرد ازدواج او پیش ­بینی می­ شود به دست ‌می‌آورد (ثنایی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۲-۲- سلامت خانواده اصلی

 

نمره کلی که فرد از پاسخ به مقیاس سلامت خانواده اصلی که دو مفهوم استقلال و صمیمیت از مفاهیم مرتبط با خانواده سالم را در برمی­گیرد، به دست ‌می‌آورد. نمره به دست­آمده میزان سلامت خانواده اصلی فرد را می­سنجد (ثنایی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۲-۳- حمایت اجتماعی

 

نمره­ کلی که فرد از پاسخ به مقیاس حمایت اجتماعی که دو خرده مقیاس حمایت اجتماعی خانواده و دوستان را در برمی­گیرد به دست ‌می‌آورد. نمره به دست آمده نشان­دهنده میزان ارضای فرد از حمایت اجتماعی است (ثنایی، ۱۳۸۷).

 

۱-۷-۲-۴- حل مشکل خانواده

 

نمره کلی که فرد از پاسخ به مقیاس حل مشکل خانواده به دست ‌می‌آورد حاکی از نوعی تعامل زوجین در هنگام حل مشکل است.

 

فصل دوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




“>

 

تاریخچه هوش هیجانی

 

اولین کسی که مهارت‌های هوش هیجانی را نامگذاری کرد ثروندایک[۶۲]، استاد دانشگاه کلمبیا بود، اصطلاحی که او به کار برد، (هوش اجتماعی ) بود که نشانگر توانایی افرادی است که در خوب کنار امدن با مردم مهارت‌های کافی دارند (برادبریو گرویز ،ترجمه گنجی، ۱۳۸۴ ). در دهه ۱۹۸۰ بودکه هوش هیجانی نام فعلی خود را به دست اورد. بلافاصله بعد از ان پژوهش ها و مطالعات بسیار قدرتمندی انجام شد از جمله سری پژوهش‌ها در دانشگاه ییل[۶۳] که هوش هیجانی را به موفقیت‌های شخصی ،شادی و موفقیت‌های حرفه ای ربط می‌داد. هاوارد گاردنر به نقل گل پرور و همکاران، ۱۳۸۴ ) در احیای تئوری هوش هیجانی در روانشناسی نقش عمده و برجسته ای ایفا ‌کرده‌است.مدل تاثیر گذار وی تحت عنوان هوش های متکثر یا هوش های چند گانه شامل انواع متفاوتی ازهوش از جمله هوش شخصی ،هوش میان فردی و هوش درون فردی است.هوش درون فردی، توانایی هوشی فرد برای مواجه با خویشتن و توانایی هوشی فرد برای مواجه با دیگران و توانایی احساس کردن و تمیز قائل شدن در بین دیگر افراد به ویژه بین اخلاق، منش ،انگیزه و هدف و نیت آن ها است .سالووی و مایر[۶۴] اولین کسانی بودند که سازه هوش هیجانی را معرفی و مطرح کردند . آن ها هوش هیجانی را به عنوان زیر مجموعه ای از هوش اجتماعی تالیف کردند که شامل توانایی تشخیص و نظارت بر احساسات و هیجانهای خود و دیگران ، توانایی تمیز بین احساسات و هیجانهای خود و دیگران و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و اقدامات خود فرد می‌باشد.سپس گلمن، با پذیرش تعریف سالووی و مایر پیشنهاد کرد که هوش هیجانی شامل توانایی‌هایی است که می توان آن ها را به عنوان خود اگاهی، مدیریت و مهار هیجانهای بر انگیختن خویش، همدلی و دستکاری و اراده روابط طبقه بندی نمود.اما اولین کسی که گام های نخستین را در جهت ارزیابی هوش هیجانی به ‌عنوان معیارهای از سلامت برداشته است رون بار-اون[۶۵] (۱۹۸۸) وی در رساله دکتری خود اصطلاح ضریب هیجانی را در مقابل بهره هوشی به کار برده است (فاطمی ،۱۳۸۶) از اغاز دهه ۱۹۹۰ بحث در زمینه اثرات روانشناختی هیجان و کارکردهای انطباق ان و نیز رابطه هیجان وشناخت با معرفی مفهوم هوش هیجانی ابعاد تازه ای به خود گرفت (تیرگری، ۱۳۸۳).

 

مفاهیم ‌و تعاریف هوش هیجانی

 

از هوش هیجانی تعاریف گوناگونی در طی مراحل ظهور و بروز ان به عمل امده است تعریف اولیه هوش هیجانی برای اولین بار با همکاری پیتر سالووی مطرح شد.این تعریف تابع یک روی اوری دو بخشی بود، بخش اول این روی اورد پردازش کلی اطلاعات عمومی بود و بخش دوم ، اختصاصی کردن مهارتهایی بود که در چنین پردازشی به کار گرفته می‌شوند.اولین تعریفی که از هوش هیجانی ارائه نمودیم چنین بود: نوعی پردازش اطلاعات عاطفی که شامل ارزیابی صحیح عواطف و تنظیم سازگارانه عواطف است که به بهبود جریان زندگی منجر می شود ( آقایار وشریفی،۱۳۸۶ ). طی دوره رواج و پذیرش عمومی هوش هیجانی با اصلاحیه که از طرف دانیل گلمن صورت گرفت تعریف دیگری از هوش هیجانی به عمل امده است بدین ترتیب که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی‌های غیرشناختی هستند توانش ها و مهارتهایی که بر رویارویی موفقیت امیز با خواسته ها مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می‌گذارند. اگرچه تعاریف فوق قابل توجه هستند اما به نظر می‌رسد می توان هوش هیجانی را در یک عبارت کلی تر، شامل مجموعه ای از توانایی‌های شناخت، درک، توصیف هیجانهای خود و دیگران و پردازش صحیح آن ها به منظو ارائه واکنش مناسب دانست .بار-اون (به نقل پینز، ۲۰۰۶)هوش هیجانی را به عنوان یک سری تواییهای غیر شناختی قابلیت‌ها و مهارتهایی می‌داند که توانایی‌های یک فرد را در موفقیت برای مقابله با فشار و اقتضای محیطی افزایش می‌دهد او استدلال می‌کند که هوش هیجانی یک پیش‌بینی موفقیت در زندگی است که مستقیماً بر سلامت روانی فرد در زندگی تاثیر دارد . در سال ۱۹۹۸ دانیل گلمن پرفروش ترین کتابش با عنوان کارکرد هوش هیجانی را منتشر کرد که هوش هیجانی را اینگونه تعریف می‌کند : هوش هیجانی توانایی درک و فهم هیجان ها و عواطف است به منظور تعمیم ان به عنوان حامی اندیشه ، شناخت هیجان‌ها و دانش هیجانی تا بتوانیم آن ها را نظم داده تا موجبات رشد عقلی ، عاطفی و هیجانی را فراهم گردد.از نظر او هوش هیجانی شامل چهار مؤلفه‌ است : ۱٫ درک یا حس حالات هیجانی و عاطفی (اگاهی از عواطف خود ) ۲٫به کارگیری هیجان ها و عواطف به عنوان حامی فکر (مدیریت و عواطف ) ۳٫شناخت حالت هیجانی و عاطفی (شناسایی عواطف خود و دیگران ) ۴٫ مدیریت و اداره هیجان‌ها و عواطف (تنظیم روابط خود با دیگران ).به نظر سالووی و مایر (به نقل دیویس[۶۶] ، ترجمه گنجی، ۱۳۸۴) در هوش هیجانی چهار جنبه اساسی وجود دارد .شناخت هیجان‌ها ، درک هیجان‌ها، تنظیم هیجان‌ها و استفاده از هیجان‌ها.گلمن بیان می‌دارد که هوش هیجانی به ‌عنوان زیر مجموعه ای از هوش اجتماعی تعریف شده است . هوش هیجانی مهارتی اجتماعی است، یعنی با مردم کنار امدن ، مهار هیجان‌ها در روابط با انسان‌ها و توانایی ترغیب یا راهنمایی دیگران ، هوش هیجانی شامل ویژگیهایی مثل توانایی تهیج و بر انگیختن خود ، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست دادن روحیه ، پس راندن افسردگی و یاس در هنگام تفکر، همدلی و صمیمیت و امید داشتن است.هر شخصی با برخورداری از میزانی از هوش هیجانی در مواجه با وقایع مثبت و یا منفی زندگی به موضع گیری پرداخته و به سازش با آن ها می پردازد.انسان با برخورداری از هوش هیجانی به زندگی نظم و ثبات می بخشد به طوری که اصولاً با هوش هیجانی بالا ، شخصی وقایع منفی کمتری را در زندگی تجربه می‌کند . سالووی و مایر در رساله قوی و بی نظیر خود در سال ۱۹۹۰ هوش هیجانی را نوعی از هوش توصیف کردند که توجه به احساسات و هیجانهای خود و دیگران فرق گذاشتن بین آن ها و استفاده از این اطلاعات برای راهنمایی افکار واعمال فرد را شامل می شود (آقایار وشریفی ، ۱۳۸۶ ). هوش هیجانی از نظر مایر و سالوی(۱۹۹۷) عبارت است از توانایی ادراک عواطف، جهت دستیابی به عواطف سازنده که به کمک آن ها بتوان به ارزیابی افکار، فهم عواطف و دانش عاطفی خود پرداخت و با بهره گرفتن از آن بتوان موجبات پرورش احساسات و رشد هوشی خود را فراهم ساخت. افراد دارای هوش هیجانی بالا از خودکنترلی و خود انگیزی بالایی برخوردارند زندگیشان معنادار است و اصولی و مسئولیت پذیرند، عواطف خود را بدرستی ابراز می‌کنند، قانع اند و زندگی هیجانی پربار و متعادلی دارند. در واقع هوش هیجانی نوعی همدلی و واقف بودن به احساس اطرافیان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:10:00 ق.ظ ]




“>

 

۳-۴٫ حق آزادی و حقوق متهم در مرحله بازداشت

 

یکی از حقوق بنیادین بشر این است، که آزادی داشته باشد. این حق در اسناد مهم بین‌المللی نیز به رسمیت شناخته شده است. از جمله میتوان به ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۹ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۶ منشور افریقایی و ماده ۵ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، اشاره کرد. یکی از بارزترین مصادیق آزادی، آزادی تردد و رفت وآمد می‌باشد. اماگاهی مقامات قضایی با صدور قرار بازداشت عملاً موجب زندانی شدن متهم در تمام مدت تحقیقات مقدماتی و یادر قسمتی از آن می‌شوند.

 

بازداشت متهم که از آن در حقوق کیفری ایران به توقیف احتیاطی نیز تعبیر شده است عبارت است از سلب آزادی از متهم و زندانی کردن او در طول تمام یا قسمتی از تحقیقات مقدماتی که ممکن است تا صدور حکم قطعی و یا اجرای آن ادامه یابد و هدف از آن حصول اطمینان از دسترسی به متهم، حضور به موقع وی در مرجع قضایی، جلوگیری از فرار یا اخفای وی و یا امحاء آثار جرم و تبانی با شرکای و معاونین احتمالی جرم می‌باشد.

 

با توجه به اهمیت فزاینده حقوق بشر در سطح ملی و بین‌المللی و از طرفی به علت تعارض ذاتی بازداشت فرد با اصل برائت که رعایت حقوق و آزادیهای متهم از آثار بارز این اصل است، حقوق ‌دانان کیفری و به دنبال آن سازمان‌های بین‌المللی و منطقه ای و دولت‌ها را بر آن داشته است که با وضع قواعد و مقررات، در جهت تحدید بازداشت متهم گام برداشته و مقام های قضایی را وا دارند که از آن تنها در موارد ضرورت و به عنوان آخرین چاره و برای کمترین مدت زمان ممکن استفاده کنند و حتی المقدور از راه های جایگزین مانند اقدام های غیر بازداشتی اعم از سایر قرارهای تأمینی و یا اقدامات نظارتی بهره گیرند، ولی در صورت صدور قرار بازداشت رعایت کلیه حقوق متهم الزامی است.

 

۳-۴-۱٫ اصول‌ حاکم‌ قبل‌ از صدور قرار بازداشت‌ موقت‌

 

۳-۴-۱-۱٫ استثنایی‌ بودن‌ قرار بازداشت‌ موقت‌

 

میثاق‌ بین‌المللی‌ حقوقی‌ مدنی‌ و سیاسی‌ مصوب‌ ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ میلادی‌ که‌ در ۱۵۱۱۳۴۷ توسط‌ دولت‌ امضا شد و در سال‌ ۱۳۵۴ به‌ تصویب‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ نیز رسیده‌ است‌ در بند ۳ ماده‌ ۹ خود آورده‌ است‌ که‌: »بازداشت‌ اشخاصی‌ که‌ در انتظار دادرسی‌ هستند نباید قاعده‌ کلی‌ باشد، لیکن‌ آزادی‌ متهم‌ ممکن‌ است‌ موکول‌ به‌ اخذ تصمیم‌هایی‌ شود که‌ حضور متهم‌ در جلسه‌ دادرسی‌ و سایر مراحل‌ رسیدگی‌ قضایی‌ و یا برای‌ حکم‌ تامین‌ کند.«

 

۳-۴-۱-۲٫ اصل‌ عدالت‌محوری‌ در صدور قرار بازداشت‌ موقت‌

 

در بند ۲ اصل‌ ۳۶ سند مجموعه‌ اصول‌ ناظر بر حمایت‌ از کلیه‌ اشخاص‌ تحت‌ بازداشت‌ یا زندانی‌، مصوب‌ ۱۹۸۸ میلادی‌ آمده‌ است‌: »جلب‌ یا بازداشت‌ اشخاصی‌ که‌ انجام‌ تحقیقات‌ و محاکمه‌ آنان‌ مستلزم‌ این‌ امر است‌ باید تنها با هدف‌ اجرای‌ عدالت‌ و بر مبنای‌ عدالت‌ انجام‌ گیرد.« در موارد متعددی‌ از سند فوق‌الذکر مبنای‌ صدور قرار بازداشت‌ موقت‌ باید ‌بر اساس‌ عدالت‌ و در راستای‌ اجرای‌ عدالت‌ باشد، از این‌ رو یکی‌ از اصول‌ حاکم‌ عدالت‌محوری‌ در زمان‌ صدور قرار بازداشت‌ موقت‌ است‌. در بند ۱ ماده‌ ۲ سند موسوم‌ به‌ »قواعد و استانداردهای‌ حداقل‌ سازمان‌ ملل‌ ‌در مورد مجازات‌های‌ غیرحبس‌« مصوب‌ ۱۴ دسامبر ۱۹۹۰ میلادی‌ نیز آمده‌ است‌: »محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های‌ مذکور در قواعد این‌ سند ‌در مورد همه‌ افراد اعم‌ از افراد تحت‌ تعقیب‌، تحت‌ محاکمه‌ و یا محکومان‌ و در کلیه‌ مراحل‌ اجرای‌ عدالت‌ کیفری‌ باید مورد توجه‌ قرار گیرد».

 

۳-۴-۱-۳٫ اصل‌ قانون‌محوری‌ در زمان‌ صدور قرار بازداشت‌ موقت‌

 

از ادامه‌ بند ۲ اصل‌ ۳۶ سند فوق‌ می‌توان‌ این‌گونه‌ استنباط‌ کرد که‌ شرایط‌ و روند رسیدگی‌ در راستای‌ صدور قرار بازداشت‌ موقت‌ می‌بایستی‌ توسط‌ قانون‌ مشخا و معین‌ شود. شرایط‌ و روند رسیدگی‌ جهت‌ بازداشت‌ متهم‌ نیز باید توسط‌ قانون‌ مشخص شود. تحمیل‌ محدودیت‌ بر افرادی‌ که‌ نیاز قطعی‌ به‌ جلب‌ یا بازداشت‌ آنان‌ در راستای‌ صیانت‌ از نظم‌ و امنیت‌ عمومی‌ نیست‌، ممنوع‌ است‌.

 

اصل‌ ۳۷ سند فوق‌الذکر نیز اشاره‌ دارد: هر شخصی‌ که‌ به‌ واسطه‌ یک‌ اتهام‌ جزایی‌ بازداشت‌ می‌شود، بایستی‌ سریعاص پس‌ از جلب‌ نزد مقامات‌ قضایی‌ یا سایر مقامات‌ صالح‌ که‌ ‌بر اساس‌ قانون‌ مشخا شده‌ اعزام‌ شود. این‌ مقامات‌ باید بدون‌ تأخیر ‌در مورد قانونی‌ بودن‌ و ضرورت‌ بازداشت‌ موقت‌ اظهار نظر نمایند.

 

۳-۴-۱-۴٫ اصل‌ ضروری‌ بودن‌ یا محدود بودن‌ موارد صدور قرار بازداشت‌ موقت

 

همان‌طوری‌ که‌ در اصل‌ ۳۷ سند مجموعه‌ اصول‌ ناظر بر حمایت‌ از کلیه‌ اشخاص‌ تحت‌ بازداشت‌ یا زندانی‌ اشاره‌ شد، یکی‌ از اصول‌ حاکم‌ بر آن‌، ضرورت‌ صدور چنین‌ تصمیم‌ قضایی‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر قاضی‌ تحقیق‌ (بازپرس‌) باید در روند رسیدگی‌ و تحقیق‌ از متهم‌ یا متهمان‌، صدور قرار بازداشت‌ موقت‌ را در آخرین‌ مرحله‌ و به‌ عنوان‌ آخرین‌ وسیله‌ در نظر بگیرد. تعبیر سیاق‌ عبارات‌ اسناد بین‌المللی‌ نیز بر همین‌ اصل‌ است‌، که‌ صدور چنین‌ قراری‌ در مواقع‌ بسیار ضروری‌ قابل‌ توجیه‌ است‌ و در حد امکان‌ از سایر قرارهای‌ تامینی‌ استفاده‌ شود.

 

در بند ۱ ماده‌ ۶ سند قواعد و استانداردهای‌ حداقل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد ‌در مورد مجازات‌های‌ غیرحبس‌ مصوب‌ ۱۴ دسامبر ۱۹۹۰ میلادی‌ آمده‌ است‌: »بازداشت‌های‌ موقت‌ باید به‌ عنوان‌ آخرین‌ وسیله‌ در دادرسی‌های‌ جزایی‌ به‌ منظور استماع‌ اظهارات‌ متهم‌ و یا حمایت‌ از جامعه‌ و قربانی‌ جرم‌ صورت‌ گیرد.«

 

در ماده ۱۷ توصیه‌ شماره‌ ۱۳ سند معروف‌ به‌ رهنمودهای‌ ریاض‌ نیز چنین‌ آمده‌ است‌: »بازداشت‌ قبل‌ از محاکمه‌، باید به‌ عنوان‌ آخرین‌ چاره‌ و برای‌ کوتاه‌ترین‌ دوره‌ زمانی‌ ممکن‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد.« نظر به‌ اهمیت‌ موضوع‌ سند دیگری‌ به‌ نام‌ قواعد سازمان‌ ملل‌ متحد برای‌ حمایت‌ از نوجوانان‌ محروم‌ از آزادی‌ به‌ دولت‌های‌ عضو توصیه‌ می‌کند که‌ از بازداشت‌ پیش‌ از محاکمه‌ نوجوانان‌ تا آنجا که‌ ممکن‌ است‌ اجتناب‌ شود و آن‌ را به‌ موقعیت‌های‌ استثنایی‌ محدود سازند.

 

۳-۴-۲٫ اصول حاکم بر پس از صدور بازداشت موقت

 

۳-۴-۲-۱٫ محل نگهداری متهم

 

حقوق‌ متهمان‌ به عنوان‌ شهروند از حیث‌ کرامت‌ ذاتی‌ انسان‌ها است‌. زیرا این‌ افراد هنوز متهم‌ هستند ‌بنابرین‏‌ باید محل‌ نگهداری‌ آنان‌ از محکومان‌ بایستی‌ جدا باشد و قواعد و موازین‌ ویژه‌ای‌ نسبت‌ به‌ آنان‌ رعایت‌ شود. «با افراد بازداشت‌ شده‌ به‌خاطر حیثیت‌ ذاتی‌ آن ها به گونه‌ای‌ انسانی‌ و با احترام‌ رفتار شود.» (بند ۱ ماده‌ ۱۰ میثاق‌ بین‌المللی‌) این‌ عبارت‌ در حقیقت‌ بیانگر این‌ است‌ که‌ کرامت‌ محوری‌ از اصول‌ مسلم‌ در قرار بازداشت‌ موقت‌ است‌. لذا باید متهمین‌ جز در موارد استثنایی‌ از محکومین‌ جدا نگهداری‌ شده‌ و تابع‌ نظام‌ جداگانه‌ متناسب‌ با وضع‌ اشخاص‌ غیرمحکوم‌ باشند.(بند ۲ ماده‌ ۱۰ میثاق‌ بین‌المللی‌ حقوق‌ مدنی‌ و سیاسی‌).

 

۳-۴-۱-۲٫ حق ملاقات در دوران بازداشت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:52:00 ق.ظ ]




“>

 

فقیهان شیعه به بحث درباره سبب مجمل که یکی از پیچیده‌ترین و دشوارترین مسائل حقوقی است، کمتر پرداخته‌اند؛ بلکه در مواردی در مقام پاسخ به استفتائات و یا در مقام بررسی رابطه استناد در قتل، اشاره‌ای مختصر به مسئله کرده‌اند. حاصل بررسی‌ها این است که فقیهان شیعه در مقام پاسخ ‌به این پرسش، به چهار دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته اول اعتقاد به تخییر قاضی در الزام هریک از اسباب مجمل به جبران خسارت زیان‌دیده دارند؛ زیرا به عقیده ایشان، موضوع از مصادیق دوران امر بین محذورین یا دوران امر بین محذورهای متعدد است که مجرای اصل عملی تخییر می‌باشد؛ دسته دوم موضوع را از مصادیق امر مشکل دانسته و مطابق قاعده، راه‌کار را در تعیین مسئول به وسیله قرعه یافته‌اند[۱۳۲]؛ دسته سوم از طریق قیاس موضوع با مواردی که به علت ابهام در شناخت قاتل، دیه مقتول از بیت‌المال پرداخت می‌شود، همین حکم را نزدیک به صواب دانسته‌اند؛ گروه چهارم معتقدند اگر مسئولیت به طور مساوی بین اسباب مجمل تقسیم شود، به عدالت نزدیک‌تر است.

 

اکثر فقیهان بر آنند:که قاعده بر این است که هرگاه برای تبیین حکم شرعی به دلیل اجتهادی دسترسی نباشد، چاره کار در این است که به اصول عملیه تمسک جست. از این‌، جهت گفته‌اند:‌ «الاصل دلیل حیث لادلیل.» در نتیجه، می‌توان گفت در این مورد نتیجه این است که ، در اسباب مجمل، امر بین وجوب و حرمت در دوران است و موضوع از مصادیق دوران امر بین محذورین، و محل جریان اصل تخییر می‌باشد.

 

اما اعمال تخییر، یعنی دادن این اختیار به قاضی که بتواند درباره تمام افراد به عدم ضمان حکم دهد یا همه آن ها را ضامن شناخته و یا برخی را به جبران خسارت زیان‌دیده ملزم، و برخی دیگر را تبرئه کند، نتیجه‌ای است که عقل سلیم آن را نمی‌پذیرد؛[۱۳۳] زیرا دو علم اجمالی وجود دارد: ۱٫ علم اجمالی به لزوم جبران خسارت توسط یکی از اسباب؛ ۲٫ علم اجمالی به تبرئه دیگر اسباب از تأدیه خسارت.

 

‌بنابرین‏، مسئولیت تمام اسباب یا برائت همه آن ها از تأدیه خسارت زیان‌دیده، مخالف قطعی با مجموع دو علم اجمالی مذکور می‌باشد و بهتر است از این مخالفت قطعی پرهیز کرد؛ بدین ترتیب که با ضامن شناختن یکی از اسباب مذکور و تبرئه سایرین، زمینه موافقت احتمالی با علم اجمالی و عدم مخالفت قطعی با آن را فراهم ساخت.

 

در حقوق کشورما آنچه به منزله یک قاعده کلی جاری است، توزیع مسئولیت بین فاعلان و مسببان یک خسارت است و باید اصل را بر توزیع مسئولیت دانست و مسئولیت قابل توزیع است بنا برماده ۱۶۵ قانون دریایی مصوب ۱۳۴۳ نیز به شدت و ضعف تقصیر توجه داشته است:

 

«اگر دو یا چند کشتی مرتکب خطا شوند، مسئولیت هر یک از کشتی‌ها متناسب به اهمیت تقصیر با شواهد و قراین ممکن نباشد و یا تقصیر طرفین به نظر یکسان برسد، طرفین به نسبت متساوی مسوول خواهند بود».[۱۳۴]

 

‌بنابرین‏، با توجه ‌به این ماده قانونی، قاضی در تعیین میزان مسئولیت هریک از کشتی‌ها باید بدواً به درجه تقصیر آن ها در وقوع حادثه زیانبار توجه کند و چنان‌که بتواند درجه تقصیر آن ها را تشخیص دهد، هرکدام از آن ها را به همان نسبت مسئول جبران خسارت تلقّی کند؛ ولی هرگاه قادر به تعیین درجه تقصیر کشتی‌ها نبود و زمانی که احراز کند درجه تقصیر هر دو کشتی‌ مساوی است، مسئولیت را به تساوی بین آن ها تقسیم نماید.

 

در قوانین کیفری نیز به قاعده قرئه استناد شده است که ماده ۳۱۵ این قانون مقرر داشته است:

 

«اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر کدام ادعا کند که دیگری کشته است و علم اجمالی بر وقوع قتل توسط یکی از آن دو نفر باشد و حجت شرعی بر قاتل بودن یکی اقامه نشود و نوبت به دیه برسد، با قید قرعه دیه از یکی از آن دو نفر گرفته می‌شود.»

 

البته ذکر عدد دو نفر در ماده به عنوان حداقل است و از این حیث فرقی نمی‌کند که متهمان به قتل (اسباب مجمل دو نفر یا بیشتر باشند و محاکم می‌توانند با بهره گرفتن از وحدت ملاک ماده مذکور در مواردی که تعداد اسباب مجمل از دو نفر بیشتر باشند نیز همین حکم را جاری کنند.[۱۳۵]

 

همچنین شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک در پرونده‌ای که شخص «د» در اثر ضربات چاقوی «الف» و «ب» به قتل رسیده و حسب نظریه پزشکی قانونی علت مرگ ضربه سوم وارده به عروق گردنی مقتول تشخیص داده شده است، با توجه به اینکه معلوم نبود ضربه مذکور به وسیله کدام‌یک از متهمان به گردن مقتول وارد شده بود، مورد را از موارد علم اجمالی تشخیص داد و به قید قرعه، متهم «الف» را به پرداخت دیه در حق اولیای دم مقتول محکوم ‌کرده‌است. این رأی به موجب دادنامه شماره ۶۵۵- ۲۸/۴/۷۱ به تأیید شعبه ۲۷‌دیوان‌عالی کشور رسیده است. در پرونده دیگری آقای «الف» به اتهام قتل عمدی مرحوم «ب» و آقایان «ج» و‌ «د»‌ و «ه» هر سه نفر به عنوان شرکت در قتل عمدی مرحوم «و» در یک نزاع دسته‌جمعی شبانه … شعبه ۲۶ کیفری یک به شرح دادنامه شماره ۱۶۹۱۵/۸/۷۱ در خصوص قاتلان مرحوم «و» شرکت در قتل عمد را ثابت ندانسته، بلکه با تشخیص مورد از موارد عام اجمالی حسب استقراع آقای «ه» به یک فقره دیه کامل مرد مسلمان در حق اولیای دم مرحوم «و» و دو متهم دیگر آقای «ج» و «د» را به پرداخت دیه و ارش صدمات دیگر بر آن مرحوم محکوم کرده که مورد اعتراض اولیای دم مرحوم (و) قرار گرفت؛ ولی رأی مذکور به موجب دادنامه ۶۱۰۲۶/۱۰/۷۱ از سوی دادگاه تجدید نظر ابرام شده است.[۱۳۶] که با بررسی رأی‌ مذکور می توان نتیجه گرفت که دادگاه از نظریه مشورتی پیروی ‌کرده‌است.

 

در پایان می‌توان گفت مشکل اصلی در تحقق عدالت اجتماعی، تعیین سبب مسئول برای جبران خسارت زیان‌دیده است. یکی از مهم‌ترین مواردی که در این‌باره می‌توان نام برد، در صورتی است که علم اجمالی پیدا شود که ورود خسارت از طریق یک سبب نامعین از بین چند سبب محصور وجود دارد که نظریه های گوناگونی ارائه شده است و هرکدام از این نظریه ها و رویه‌های اتخاذ شده با ایراد‌های خاص خود روبه‌روست؛ به گونه‌ای که نمی‌توان هیچ‌کدام از آن ها را روشی جامع و منطبق با اصول حقوقی و عدالت دانست. با وجود این، به نظر می‌رسد با لحاظ همه جنبه‌ها بتوان از بین دیدگاه‌های گوناگون روشی را اتخاذ کرد که با اصول و مبانی حقوق ما سازگاری بیشتر دارد. از این‌رو، تقسیم مسئولیت به تساوی و مطالبه خسارت از تمام اسباب مجمل با قطع و یقین به اینکه چند سبب در وقوع زیان نقش ‌داشته‌اند، به نحوی که ضرر از مجموع این اسباب و شرایط حاصل شده و وجود رابطه سببیت بین همه آن اسباب و ضرر ایجاد شده است و با توجه به دخالت همه اسباب در وقوع ضرر، ترجیح یکی از آن ها بر دیگری ترجیح بلامرجح و فاقد توجیه می‌باشد، باید همه اسباب مذکور را مسئول دانست و جبران خسارت را بر عهده همگی آن ها گذاشت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]