روش ها و آموزش ها - ترفندها و تکنیک های کاربردی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



عزت نفس، یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و شکوفایی استعداد و خلاقیت افراد می‌باشد. هرگاه فرد از عملکرد خود ارزیابی مثبتی داشته باشد، باعث افزایش عزت نفس وی و در صورت داشتن ارزیابی منفی از عملکرد خود، عزت نفس او کاهش می‌یابد. (شاملو، ۱۳۸۸). عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن که از مجموع افکار، احساس‌ها، عواطف و تجربیات هر فرد در طول زندگی ناشی می شود. (شجری،۱۳۹۲).

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که بهچیزی نیاز داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و موقعیت خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده ، اما آن را در حدی نساخته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.

آیا تاکنون شده است که برای روبرو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه . هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟

این ها و نمونه هایی دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ی متعالی است که از آن با عزت نفس یاد می‌کنیم. جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری، دوست داشتنی است؛ اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. کرامت نفس نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.

وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می‌دهد تا ان خواسته را برآورده سازد. گاهی هم حق و دینو شرف و کرامت نفسف زیر پا گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به دست آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟

چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بیحدو مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟

صاحبان عزت نفسف هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر مناعت طبع، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت، زبونی و خفت و خواری نمی کنند.(محمدی،۱۳۹۳)

با توجه به مفاهیم مطرح شده عزت نفس ارزیابی و قضاوت فرد از ارزشمندی خود می‌باشد و به نگرش مثبت یا منفی شخص از خود دلالت دارد، در صورت ارزیابی مثبت، عزت نفس فرد افزایش و در صورت ارزیابی منفی عزت نفس فرد کاهش می‌یابد.

۲-۳-۱- بهای وجود:

نماد دیگری از عزت نفس، آن است که انسان، پاسدار کرامت وجودی خویش باشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار نسازد. عزت به معنای صلابت، استواری، نفوذ ناپذیری، تسخیر نشدن، فرونپاشیدن، سست نشدن و سست نبودن است. انسانی عزیز است که به پستی ها و حقارت ها راه ندهد که در زمین دل و جان و زمینه شخصیت او نفوذ کند. کسی عزت نفس دارد که هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خرد کننده ی فسادها و تباهی ها حفظ کند و این جز در سایه خودشناسی و آگاهی به ارزش انسانی و والایی جایگاه معنوی انسان فراهم نمی شود.

انسان خود را با چه چیزی مقایسه می‌کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می‌دهد و چه می‌گیرد؟اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟

حضرت علی (ع) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه، فلا تبیعوها الا بها»: (بدانید که برای جانها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جزبهشت نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.)کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهشهای مادینمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.

۲-۳-۲- خواستن، پل ذلت:

کیان وجودی انسان، گاهی به خاطر طلب در هم می شکند. هر کس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر خواستن، آن گوهر را از کف می‌دهند.

خواستن ، سنداحتیاج است و نشانه فقر و ناداری، گاهی یک آبرو در گرو یک خواستقرار داردو با گشودن دست نیاز ، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یکباره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.

امام علی (ع) فرموده است:«ماء وجهک جامدتقطره السوال، فانظر عند من تقطره؟»: ( آبروی تو، جامد است و با سوال و درخواست ، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی!

و چه زیبا گفته است صائب تبریزی:

دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز پل می کشی که بگذری از آبروی خویش.

بدترین وضع،آن است که حرص وطمع وتکاثرو افزون طلبی، انسان را بهخواستنوادار سازد وبرای دست یافتن به آنچه که ندارد،دست به ‌هر کاری بزند وپیش هرکس وناکسی کوچک شود والتماس وخواهش کند وکوچک شود،غلام وچاکراین وآن گردد،تاازاین رهگذر،چیزی بر، داشتههایش بیفزاید ویابه برخی ازخواستههایش برسد.

مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان،اعتباروشرف خود رادر گرو آن بگذارد؟

مگر پول،چقدر مقدس است که انسان،عزت نفس خویش رابا آن مبادله کند؟

آیا باید به هر خواسته ای رسید؟وهرچه رادلخواست،باید تامین کرد؟پس عفاف وکف نفس وکنترل غرایز وتمنیات ‌و مهار زدن برحرص وآز،برای کجاوکی وچه کسانی است؟!در این داد و ستد،چه می‌دهیم وچه به دست می آوریم؟سخنی زیبا ازحضرت علی(ع)نقل شده است:«واکرم نفسک عن کل دنیه وان ساقتک الی الرغائب،فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا»؛خویشتن را از هرچه که پست باشد،والاتر بدان و پرهیز کن.هر چند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از خویش می دهی چیزی عوض نخواهی یافت.

مسئله بر سر شرافت و کرامت انسان است . وقتی در این داد و ستد، در مقابل دنیا و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد. چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن» افتاده اند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.نخواه ، تا عزیز بمانی . طمع مدار ، تا سربلند باشی و قانع باش ، تا اسیر نگردی .

این رهنمود مولای آزادگان حضرت علی (ع) است که فرمود:«القناعه تودی الی العز» قناعت ، عزت می آورد . و نیز سخن او است که : «العز مع الیاس»عزت ، همراه با نا امیدی از دست مردم است. به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز ، تا عزیز باشی.(محمدی،۱۳۹۲)

۲-۳-۳- حفظ گوهر عزت:

نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد . انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند ، تا از این طریق، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه ، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام و نااهلان ، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن ‌به این هدف، تنظیم خواصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد ، رابطه ای بر مبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمع ها و خواهش ها.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 01:39:00 ب.ظ ]




د) سایر حقوق و تکالیف کشورهای بی طرف:

۱-حقوق کشورهای بیطرف

الف) آزادی حمل و نقل هوایی بازرگانی با کشورهای متخاصم. از دیدگاه حقوقی کشورهای بی طرف می‌توانند با کشورهای دیگر حتی کشورهای متخاصم روابط تجاری داشته باشند و هواپیماهای تجاری بی طرف مطابق قانون می‌توانند تردد هوایی داشته باشند. محدودیت های این هواپیماها در ماده ۶۷ دستورالعمل رمو آمده است[۲۳۳]

ب) حق پناه دادن به خلبانان فراری کشورهای متخاصم کشورهای بی طرف می‌توانند به کلیه افراد نظامی کشورهای متخاصم اعم از فراری، اسیران جنگی و بیماران و مجروحان جنگی پناه دهد و از آن ها نگهداری کند این اعمال جز اعمال بشر دوستانه است و تنها برای این اعمال می شود که خدمتی به بشریت شود و در این راستا کشور بی طرف نباید از بی طرفی عدول کند و آن ها را اسیر جنگی بگیرد و یا از طرف دیگر آن ها را تجهیز کند و باعث تضیف طرف دیگر مخاصمه شود از این رو به کشور بی طرف اجازه داده شد که آنان را در اردوگاه های مخصوص نگهداری نموده یا آزاد کند.

ماده ۱۳ عهدنامه پنج لاهه در خصوص بی طرفی ‌به این مهم اشاره نمود که از باب وحدت ملاک ما این ماده را به جنگ های هوایی تسری می‌دهیم

پاراگراف آخر ماده ۳۷ کنوانسیون اول ژنو ۱۹۴۹ بیان نموده که ‌زخم‌داران و بیماران که با موافقت زمامداران محلی به وسیله هواپیماهای بهداری در خاک بی طرف پیاده شوند باید توسط آن کشور بی طرف در مواردی که حقوق بین‌المللی مقرر می‌دارد نگاه داشته شوند تا نتوانند مجدداً در عملیات جنگی شرکت نمایند مگر آنکه در این خصوص قرار دیگری بین دولت بی طرف با دولت های متخاصم داده شده باشد. هزینه بیمارستان و نگاهداری این اشخاص به عهده دولت متبوع آنان خواهد بود.

پ) حق دفاع از قلمرو هوایی خود[۲۳۴]

در خصوص این حق ماده ۴۰ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه بیان می‌کند که هواپیماهای نیروی متخاصم باید از ورود به محدوده تحت صلاحیت یک کشور بی طرف خودداری کند و ماده ۴۲ به کشور بی طرف اجازه داده است که با هر وسیله ای مانع از ورود هواپیماهای نظامی نیروهای متخاصم به کشور خود شود و حتی به دولت بی طرف اجازه بازداشت آن ها را داده است.

ماده ۴۶ کنوانسیون لاهه نیز به دولت بی طرف اجازه داده است از هر وسیله ی استفاده کند تا هر هواپیمایی که بیم آمادگی حمله به نیروهای متخاصم از آن می رود، هواپیماهایی که در بین اعضای آن نیروی نظامی هستند، جلوگیری کند و برای سایر هواپیماها مسیر معینی را برای آن هواپیماها مشخص کند و ضمانت هایی را معین کند که آن هواپیما فقط از همان مسیر تردد خواهد نمود.

ماده ۱۰ عهدنامه پنجم لاهه در خصوص بی طرفی نیز ‌به این مهم اشاره نموده است که این اعمال به عنوان اقداماتی خصمانه در نظر گرفته نمی شوند.

ت) اجازه عبور به هواناوهای حامل بیمار و مجروحان جنگی[۲۳۵]

ماده ۱۸۱ دستورالعمل سن رمو بیان نموده است که هواپیماهای پزشکی نیروهای متخاصم فقط با موافقت نامه قبلی می‌توانند وارد حریم هوایی کشور بی طرف شوند و باید بعد از ورود بر طبق موافقت نامه عمل کنند و اگر برای بازرسی ملزم به فرود شوند باید در فرودگاه تعیین شده در کشور بی طرف فرود آیند.

در ماده ۱۸۲ پیش‌بینی نموده که اگر توافق نامه قبلی وجود نداشت و یا به دلیل سرپیچی از مفاد موافقتنامه هواپیما پزشکی وارد حریم بی طرف شد (به دلیل اشتباه یا اضطرار) باید به کشور بی طرف مشخصات شناسایی خود را اعلام کند و در صورت شناسایی این هواپیما به عنوان هواپیمای پزشکی نباید مورد حمله از سوی کشور بی طرف قرار گیرد و مجاز به ادامه مسیر خود می‌باشد و اگر مشخص شد که هواپیما پزشکی نیست قابل تصرف است و خدمه آن طبق مقررات حقوق بین‌المللی در کشور بی طرف بازداشت می‌شوند.

ماده ۴ عهدنامه پنجم لاهه نیز بیان نموده که کشور بی طرف می‌تواند اجازه دهند که مجروحان از قلمرو او عبور کنند به شرط آنکه نیروی نظامی و لوازم جنگی همراه آنان نباشند.

ج) حق غنیمت گیری انواع هواپیماهایی که به قلمرو کشور بی طرف تجاوز می‌کنند.

همان طور که در بند ۳ بیان شد کشورهای متخاصم برای عبور و مرور ‌بر فراز کشور بی طرف باید قواعدی را رعایت کنند و اگر سرباز زنند دولت بی طرف می‌توانند آنان را توقیف کنند.

۲)تکالیف کشورهای بیطرف

الف) منع تجهیز و تدارک جنگی متخاصمان:

در ماده ۴۴ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه آمده است که کمک مستقیم و غیرمستقیم دوست بی طرف به هواپیماهای نیروی متخاصم و دادن مهمات و محموله های لازم برای هواپیما ممنوع است گر چه دولت های بی طرف برای تجارت آزاد هستند اما باید از جانبداری و انجام معاملاتی که تقویت جبهه یکی از متخاصمان شود خودداری کنند [۲۳۶]

کشورهای بیطرف نباید دامنه جنگ را تشدید کنند و کالاهایی که جهت عملیات نظامی لازم است تحویل متخاصمان دهند.[۲۳۷]

ب) منع ارائه اطلاعات نظامی به متخاصمان: [۲۳۸]

دادن اطلاعات نظامی به کشورهای متخاصم موجب خروج ثالث از بی طرفی در جنگ خواهد شد و انجام این کار از سوی کشور بی طرف ممنوع است.

پ) منع اجازه عبور یا توقف به نیروهای متخاصم

ت) عدم جانبداری از طرفین متخاصم

ماده ۹ عهدنامه پنجم لاهه کشور بیطرف را ملزم می‌کند که با متخاصمان رفتاری یکسان داشته باشد و تمام ممنوعیت های موجود برای متخاصمان به صورت یکسان اجرا و اعمال شود.

ر)سایرحقوق و تکالیف طرف های متخاصم:

۱)حقوق طرف های متخاصم

الف)حق عبور مشروط ‌بر فراز کشور بی طرف:

همان گونه در مفاد قبل ذکر شد هواپیماهای دل حال عبور ‌بر فراز کشورهای بی طرف باید در مسیر معین و زمان معین از فراز آن کشور عبور کرده و هر زمان تقاضای فرود شد جهت بازرسی و نشستن در مکان معین فرود آیند.

ب) حق غنیمت گیری انواع ناوهای هوایی بیطرف که تحت حمایت نظامی کشور متخاصم قرار دارند.

هواناوهای بی طرف تابع حق بازدید و بازرسی می‌باشند اگر در اثر بازدید و بازرسی مشخص شود که محموله آن ها تابع اصول بی طرفی است حق توقیف و ضبط آن ها وجود ندارد و در صورت اثبات اینکه این هواناوها قواعد بی طرفی را نقض نموده اند می توان آن ها را غنیمت گرفت.

در موارد ذیل اصل بی طرفی رعایت نمی شود:

۱) نفوذ در یک منطقه ممنوعه

۲) مبادرت به قاچاق جنگی

۳) یاری رساندن به دشمن

۴) مقاومت در مقابل بازدید و بررسی [۲۳۹]

۲)تکالیف کشور متخاصم:

الف) احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشور بی طرف

تمامیت ارضی کشور بی طرف مصون از تعرض است مگر آنکه آن گونه که شرح داده شد از بی طرفی خارج شود.

ب) منع مخاصمه از قلمرو هوایی کشور بی طرف

حریم هوایی کشور بی طرف نباید عرصه نبرد واقع شود، دولت بی طرفی ملزم به جلوگیری از نقض حریم هوایی خود می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




دستکاری رویدادهای مالی واقعی (با هدف افزایش سود دوره جاری) ممکن است موجب کاهش ارزش شرکت گردد؛ زیرا چنین فعالیت‌هایی می‌ تواند روی جریان‌های نقدی دوره های آتی تاثیر منفی بگذارد. به عنوان مثال، کاهش قیمت فروش محصولات به منظور افزایش حجم فروش موجب می‌شود مشتریان انتظار چنین کاهش‌هایی را در دوره های آتی نیز داشته باشند که ممکن است به کاهش حاشیه سود فروش در دوره های آتی منجر گردد. تولید اضافی نیز موجب افزایش موجودی کالا و هزینه های نگهداری می‌گردد (گراهام و همکاران،[۷۵] ۲۰۰۵).

مدیریت سود از طریق رویددادهای مالی واقعی و مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی دارای برخی تفاوت های اساسی می‌باشند. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های این دو روش این است که کشف مدیریت سود از طریق رویدادهای مالی واقعی توسط ذی‌نفعان، مراجع قانونی و حسابرسان مشکل‌تر و در نتیجه احتمال مطرح شدن آن در دادگاه‌های حقوقی نیز بسیار کمتر خواهد بود. دلیل این امر، این است که مدیریت سود از طریق رویدادهای مالی واقعی بسیار غیر‌شفاف‌تر از مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی می‌باشد و در حالی که دستکاری اقلام تعهدی به احتمال زیاد توسط حسابرسان و بازرسان شناسایی می‌شود که این موضوع انگیزه مدیران را برای دستکاری رویدادهای مالی واقعی افزایش می‌دهد (کریشنان،[۷۶] ۲۰۰۳؛ میزیک و جاکوبسن،[۷۷] ۲۰۰۷؛ یو،[۷۸] ۲۰۰۸).

از دیگر تفاوت های مهم دو روش مذکور در این است که مدیریت سود از طریق رویدادهای مالی واقعی بر خلاف مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی عمدتاً در طول سال مالی اتفاق می‌افتد. زمانی‌که مدیر پیش‌بینی می‌کند که به سود مورد نظر نخواهد رسید و در استفاده از دستکاری اقلام تعهدی نیز با محدودیت‌هایی مواجه می‌باشد اقدام به دستکاری رویدادهای مالی واقعی می‌کند. برای رسیدن به یک هدف سود مشخص، مدیران می‌توانند تا پایان سال مالی منتظر بمانند و از اقلام تعهدی اختیاری به منظور مدیریت سود استفاده نمایند. اما خطر این روش در این است که ممکن است میزانی که باید دستکاری شود بزرگتر از اقلام تعهدی اختیاری موجود باشد. در نتیجه ممکن است سود مورد نظر(هدف) در پایان سال مالی با بهره گرفتن از این روش به دست نیاید. ‌بنابرین‏ مدیران این خطر را با دستکاری رویدادهای مالی واقعی در طول سال مالی کاهش می‌دهند (یو، ۲۰۰۸).

۲-۲-۸- مدیریت سود بر مبنای اقلام تعهدی[۷۹]

طی پژوهش‌های انجام یافته توسط محققین، اقلام تعهدی نقش مهمی در مدیریت سود دارند. اقلام تعهدی(معوقات) معرف تفاوت بین سود حسابداری و جریان نقد عملیاتی می‌باشد. با توجه به اینکه دستکاری جریان نقد حاصل از عملیات کاری دشوار است اکثر مدیران از طریق دستکاری اقلام تعهدی دست به مدیریت سود می‌زنند. اقلام تعهدی از دو جزء اقلام تعهدی اختیاری و اقلام تعهدی غیر اختیاری تشکیل شده است. مدیریت سود می‌تواند به روش‌های مختلفی انجام پذیرد. اما با توجه به اینکه مدیران شرکت‌ها به راحتی می‌توانند اقلام تعهدی اختیاری را دستکاری کنند، لذا اقلام مذکور می‌تواند به عنوان معیاری از مدیریت سود از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

۲-۲-۸-۱- فرضیه مبتنی بر ارائه اطلاعات گمراه کننده

تصمیم گیرندگانی که نمی تواند به صورت مستقیم، بررویدادهای مورد مشاهده تکیه نمایند،از اطلاعات حسابداری استفاده می‌کنند و اصولا اطلاعات حسابداری چیزی جز”جانشین یا عضو علی البدل” برای پدیده‌های واقعی نیست.دستکاری در اطلاعات حسابداری برای تصمیم گیرندگان این فرصت را به وجود می آورد تا نوع پیامی را مخابره نمایند که به پنداشت های مردم درباره عملکرد مدیریت شکل دهد واین کار از طریق مقررات گمراه کننده،پیچیده و دلبخواه میسر می‌گردد. فرضیه مبتنی بر ارائه اطلاعات گمراه کننده که به وسیله روساین[۸۰] ارائه شد موید این است “که این مسئله یک امر تصادفی نیست بلکه بر عکس،نتیجه مقررات گزارشگری انعطاف پذیر و مبتکرانه است که به وسیله تدوین کنندگان استانداردها ارائه می شود.یعنی همان کسانی که در تسخیر اجرا کنندگان آگاه به مقررات و کسانی دیگر هستند که درگیر فرایند گزارشگری مالی می‌باشند”. مقصود از” در تسخیر “دیگران بودن،فرآیندی است که در آن هدف اصلی مقررات که حمایت از استفاده کنندگان است،معکوس می‌گردد و به نفع تمامی کسانی تمام می شود که مجری مقررات هستند (ریاحی بلکویی،۱۳۸۱).

۲-۲-۸-۲- فرضیه های تحقیقات اثباتی

به نظر نیکومرام و بنی مهد (۱۳۸۸)، غالباً سه فرضیه اصلی در متون حسابداری و مباحث تئوری اثباتی حسابداری برای توضیح و پیش‌بینی اینکه چرا یک سازمان با یک رویه حسابداری مخالف است و یا از آن حمایت می‌کند وجود دارد. این سه فرضیه عبارتند از؛

۲-۲-۸-۲- الف- فرضیه پاداش مدیریت

این فرضیه پیش‌بینی می‌کند که اگر به مدیر برحسب یکی از معیارهای عملکرد نظیر سود حسابداری، پاداش داده شود، در آن صورت مدیر در تلاش خواهد بود تا از آن گروه از روش های حسابداری استفاده کند که سود را افزایش دهد تا در نتیجه، پاداش او افزایش یابد. اگر مبالغ پرداختی به مدیر بر اساس ارقام حسابداری(مانند سود، فروش، دارایی ها) محاسبه شود، هر گونه تغییر در روش های حسابداری که شرکت از آن ها استفاده می‌کند، ممکن است بر مبالغ پاداش مدیر تاثیرگذار باشد. این تغییر ممکن است به واسطه انتشار استاندارد جدیدی رخ دهد. مثلا استاندارد جدید ‌در مورد چگونگی برخورد با هزینه های تحقیق و توسعه در آمریکا شرکت ها را ملزم می‌کند که هزینه های مذبور را تماما از سود دوره کم کنند. با این کار سود کاهش می‌یابد و پاداش پرداختی به مدیران نیز ممکن است تغییر کند. ‌بنابرین‏ مدیران در تلاش خواهند بود تا از رویه های حسابداری استفاده کنند که موجب افزایش پاداش آن ها شوند.

واتس و زیمرمن بیان ‌داشته‌اند که مدیران انگیزه هایی دارند تا زمانی‌که طرح پاداش وجود دارد، سود‌های آتی را به دوره جاری منتقل کنند. همچنین آن ها از قضاوت‌های حسابداری برای افزایش پاداش خود (مبتنی بر سود) استفاده می‌کنند (واتس و زیمرمن،[۸۱] ۱۹۹۰).

همچنین نتایج برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که استفاده از اقلام تعهدی اختیاری برای دستکاری سود در شرکت‌هایی بیشتر به چشم می‌خورد که پاداش مدیران آن ها وابسته به قیمت سهام شرکت است (برگاسترسر و فیلیپون،[۸۲] ۲۰۰۶).

مدیرانی که در آستانه بازنشستگی قرار دارند، تمایل کمی خواهند داشت که مخارج تحقیق و توسعه را بر اساس استاندارد حسابداری به حساب هزینه ببرند. اگرچه به هزینه بردن مخارج تحقیق و توسعه در سال اول منجر به افزایش سود در سال های آتی خواهد شد، اما چون مدیران در آستانه بازنشستگی قرار دارند، تمایلی به کاهش سود و در نتیجه کاهش پاداش خود ندارند زیرا در سال های آتی دیگر در شرکت حضور ندارند تا در سود آن سال ها شریک باشند.

۲-۲-۸-۲- ب- فرضیه بدهی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




آقای آلن پله در پاراگراف های نود و پنج تا صد و یک گزارش خود به مسئله اعتراضات مربوط به مکانیزم مساعدت حق شرط می پردازد.

کمیسیون، استقرار حق شرط و اعتراض به مکانیزم مساعدت حق شرط را با توجه به ویژگی های زیر توصیه می‌کند:

    • در ابتدا باید مکانیزمی انعطاف پذیر وجود داشته باشد که توصیه های آن جنبه اجباری نداشته باشد.

    • دوم آنکه چنین مکانیزمی باید دارای عملکرد دوگانه باشد، هم باید به رفع اختلاف دیدگاه ها در خصوص حق شرط کمک کند و هم توصیه فنی را درباره موضوعات مرتبط با حق شرط ها و واکنش های مربوط به آن فراهم کند.

    • سوم آن که چنین مساعدت و کمکی باید توسط متخصصان دولتی فراهم شود که بر مبنای صلاحیت فنی و تجربه علمی خود در حقوق بین الملل عمومی و به خصوص حقوق معاهدات انتخاب شده اند. مکانیزم باید یک نهاد کوچک با کم تر از ده عضو و یک دبیرخانه بسیار کوچک باشد.

  • در آخر این که هیچ مسئله ای در اعمال مکانیزم یا مقررات کنوانسیون وین ‌در مورد کشورهایی که عضو کنوانسیون نیستند و همچنین اجرای رهنمودهای غیر جباری در راهنمای عملکرد وجود ندارد.[۸۲]

در نهایت گزارشگر ویژه در پاراگراف صد و یک گزارش خود توصیه هایی را در خصوص کمک و مساعدت فنی در حل و فصل اختلافات مربوط به حق شرط ها به صورت زیر ارائه می‌دهد:

    • آماده سازی کامل راهنمای عملکرد معاهدات

    • علم و آگاهی از مشکلاتی که دولت ها و سازمان های بین‌المللی در تفسیر، ارزیابی، مجاز بودن، کاربرد حق شرط و اعتراضات مربوطه با آن مواجه هستند.

    • اعتقاد ‌به این که دولت ها می‌توانند اختلافات بین‌المللی خود را با شیوه های صلح آمیز حل و فصل نمایند.

    • متقاعد شدن در این مورد که پذیرش راهنمای عملکرد باید با استقرار مکانیزم کمک و مساعدت انعطاف پذیر برای دولت ها و سازمان های بین‌المللی که مشکلاتی در پیاده سازی مقررات حقوقی اجرایی ‌در مورد حق شرط دارند تکمیل شود.

۳-۳-۳-۴ رویه دولت های اروپایی شمالی

کشورهای اروپایی شمالی موضع رسمی شان را در خصوص تفکیک پذیری شرط نامعتبر از معاهده مشخص کردند آن ها هر یک به نحوی نظام مند عمل تصویب کشورهای دیگر را با بررسی حق شرط های نامعتبر مورد بررسی قرار می‌دهند. طبق این رویه ممکن است یک کشور اروپای شمالی به طور رسمی حق شرط ابزاری از سوی دولت دیگر را ناسازگار با موضوع و هدف معاهده تشخیص دهد و آن را مورد اعتراض قرار دهد و اثر حقوقی این حق شرط را تفکیک از معاهده اعلام کند.

در این زمینه دادگاهی در هلند بیان می‌کند:

«حق شرط هایی که از نظام کنوانسیون حذف می شود باید از یک طرف با توجه به قصد اعمال حق شرط و از طرف دیگر، محدود کردن این فسخ و ابطال از نظام کنوانسیون، تا حد ممکن انجام گیرد.»

در موردی دیگر نیز دادگاه عالی هلند از تاثیر عطف به ماسبق شدن حق شرط بر ایجاد ثبات میان تعهدات بین‌المللی سخن به میان می آورد.

برخی از این دعاوی دادگاه های داخلی، واکنش سیاسی شدیدی را ایجاد می‌کنند، گاهی حتی مسئولان رسمی را بر می انگیزند که از پیوستن به یک معاهده، صرف نظر کنند. برخی از منتقدان معتقدند که دولت هلند به الزاماتی اعتقاد دارد که به وضوح به عنوان یک التزام، در زمان تصویب فهمیده نشده است و با منافع ملی آن کشور مطابقت ندارد. با این وجود عدم تقدم منافع ملی، ظاهراًً التزامی پایدار به عضویت در این معاهده می‌باشد.

همان طور که اچ اچ ام ساندال مقام عالی رتبه وزارت امور خارجه هلند بیان می‌کند، زمانی که دولت تصمیم می‌گیرد که به معاهده ملحق شود، خود را عمداً در تنگنا قرار می‌دهد. نظام عدم تفکیک پذیری دولت را از این خود اجباری خلاص می‌کند و تصمیمات مدنی و سیاسی را تعلیق می‌کند. در سیستم هایی مانند سیستم داخلی هلند، استناد دولت به معاهدات حقوق بشری نشان می‌دهد، حق شرط هایی که برای الحاق به یک معاهده بین‌المللی ارائه می‌شوند نباید شرط ضروری برای الحاق در نظر گرفته شود. در نظام عدم تفکیک پذیری اگر دولت تصمیم بگیرد قرارداد را دو مرتبه تصویب نماید، این تصویب مجدد هزینه های زیادی را برای او به بار خواهد آورد. در حالی که نظام عدم تفکیک پذیری چنین هزینه هایی را به بار می آورد، نظام تفکیک پذیری برای اجتناب از چنین هزینه هایی طراحی می شود. دولت های با استاندارد دوگانه، مانند ایالات متحده آمریکا که تاثیر زیادی در تحمیل استانداردهای حقوق بشر به سایر دولت ها دارند و هم زمان برای حفظ حق حاکمیت خود در برابر تحمیل استانداردهای حقوق بشر به شدت پافشاری می‌کنند و هم چنین دولت هایی با استاندارد پایدار مانند دولت های اروپایی شمالی که پیوستن به معاهده حقوق بشر را بر حفظ حاکمیت خود مقدم می دانند، اهداف متضاد یک طیف را تشکیل می‌دهند. میان این دو گروه از کشورها، یک گروه بینابین نیز تشکیل یافته اند (مانند استرالیا، کانادا، سوییس و هند). رویه این کشورها، پیوستن به معاهدات بین‌المللی حقوق بشر و عضویت درآنها با حفظ منافع را نشان می‌دهد. با این وجود سیستم نظارت داخلی آن ها، مانند دولت های با استاندارد پایدار بر این معاهدات مبتنی نمی شود. این گروه از دولت‌ها در هنگام ارائه حق شرط به معاهده، بعضی از آن حق شرط ها را شرط اساسی پیوستن به معاهده تلقی می‌کنند و برخی دیگر را به عنوان حق شرط های فرعی- که حفظ آن ها به عنوان شرط اساسی دولت برای پیوستن به معاهده نیست- در نظر می گیرند. این گروه از دولت ها اگر مجبور شوند تصویب مجدد را پس از خروج از معاهده در دستور کار خود قرار دهند، با هزینه های کمتری برای تصویب مواجه خواهند بود و چنانچه حق شرط ارائه شده توسط این دولت‌ها از معاهده تفکیک گردد، باید نیت دولت در رابطه با حق شرط بررسی شود.

۴-۳-۳-۴ بررسی قصد و نیت در دیدگاه تفکیک پذیری

هرگاه حق شرط ابرازی از سوی دولت غیر مجاز شناخته شود دو راه حل وجود دارد:

    1. غیر مجاز بودن حق شرط رضایت دولت در پیوستن به معاهده را باطل کند و دولت از عضویت در معاهده خارج شود.

  1. تفکیک حق شرط غیر مجاز از رضایت دولت شرط گذار.

این دیدگاه باعث می شود که قصد و نیت دولت در مسأله حق شرط وارد شود.

برای اینکه بدانیم هدف دولت از پیوستن به معاهده چه بوده و این حق شرط از شرط های اساسی برای رسیدن ‌به این هدف بوده یا خیر باید دیدگاه های دولت مربوطه را بررسی کرد و نقش آن دیدگاه ها را در فرایند تصویب معاهده مورد توجه قرار داد.

هر چند که به نظر می‌رسد این راه کار یک راه کار عملی و مؤثر است اما در عمل نمی تواند به طور کامل مؤثر واقع شود. و آن ‌به این دلیل است که دولت ها ممکن است سند تصویب معاهدات را با حق شرط های گوناگون مطرح کنند و تشخیص اساسی و غیر اساسی بودن این شروط در واقع کار آسانی نیست. از طرفی ممکن است اهمیت حق شرط برای دولت شرط گذار بعد از گذشت زمان تغییر کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




هِیلی و مدانِس برداشت یکسانی از خانواده درمانی راهبردنگر را ارائه می‌دهند. ویژگی رویکرد آن ها عبارت است از تمهیدات و شگردهای دقیقاً مدون و ارائه رهنمود برای حل مشکلات کنونی خانواده.

به طور ویژه، هِیلی از رهنمودها یا تکالیف و همچنین مداخلات تناقضی غیر مستقیم استفاده می‌کند؛ این مداخلات غیر مستقیم خانواده را وا می‌دارد تا از رهنمود درمانگر مبنی بر عدم تغییر سرپیچی کنند لذا اشتیاق برای رهاسازی رفتار بدکار در آن ها به وجود می‌آید.

مدانِس، اصول تناقضی را به صورت فنون «وانمودی» به کار می‌گیرد؛ این فنون، تدابیری غیر مواجهه ای هستند که برای دستیابی به تغییر بدون تحریک مقاومت ارائه می‌شوند. او به زنجیره رفتاری خانوادگی در سلسله مراتب خانواده علاقه خاصی دارد. مدانِس در کار خود در حیطه بهره کشی جنسی، یک الگوی ۱۶ مرحله ای درمان تدوین کرده که در طی آن، درمانگر می‌تواند به طور همزمان به مداوای متهم و قربانی بپردازد.

گروه میلان، خانواده، درمانی سیستمی را که فنی مبتنی بر معرفت شناسی حلقوی ‌بیستون است. به کار می‌برد. در طی سالها، این فن دستخوش تغییراتی شده است، چونکه چهار نفر از بنیان گذاران اولیه آن (سلوینی-پالاتزولی، بوسکولو، چچین، و پراتا) فنون مصاحبه ای ابتکاری فراوانی را به قصد مقابله با بازی‌های خانوادگی ریشه دار و مستحکم ارائه کرده‌اند. این چهار نفر که ابتدا بر اندازه های درمانی تناقضی تکیه داشتند، بعدها فنون دیگری نظیر استفاده از مراسم خانوادگی، فرضیه سازی، تلویح مثبت، پرسش‌های چرخشی، و بی طرفی را برای مقابله و ممانعت از این الگوهای تعاملی ویرانگر خانوادگی مطرح نمودند. در ۱۹۸۰، این چهار نفر به دو گروه تقسیم شدند: سلوینی-پالاتزولی و پراتا مثل سابق به پژوهش پرداختند و بوسکولو و چچین نیز به پرورش و گسترش آموزشی، و پیشبرد یک معرفت شناسی جدید روی آوردند. پرسش‌های چرخشی سنگ بنای اصلاحات بوسکولو و چچین برای چشم انداز سیستمی میلان در آغاز کار بوده است. سلوینی-پاتزولی هم برای تغییر الگوهای تعاملی در خانواده های شدیداًً مختل یک دستور العمل ثاب و لایتغیر تدوین ‌کرده‌است.

بوسکولو و چچین تأثیر نافذی بر ایجاد علاقه نسبت به آرای دانشِ فرمانشِ مرتبه دوم داشته اند. تام با بسط و تفصیل اندیشه‌های این دو نفر، مجموعه ای پرسش‌های چرخشی فراهم می آورد که هدفش تحریک خانواده به تعمق کردن راجع به معنای الگوهای زندگی خویش است تا از این رهگذر، خانواده بتواند فرصت‌ها و شِقهای شناختی و رفتاری جدید را در نظر بگیرد.

خانواده درمانی رفتاری آخرین مولود حوزه خانواده درمانی است و برای روشن ساختن فرایند درمان از روش علمی سود می جوید؛ برای این منظور، شیوه های مداخلاتی آن ‌بر اساس یافته های آزمایشی شکل می‌گیرد و دائماً وارسی می شود. رویکرد رفتاری، بر اصول جاافتده یادگیری آدمی مبتنی است و بر عوامل تغیین کننده محیطی، موقعیتی، و اجتماعی تأکید می‌کند. در سال‌های اخیر، بسیاری از رفتارگرایان به تأثیر عوامل شناختی، که برای تعاملهای خانوادگی در حکم رویداد یا متغیر میانجی هستند، اشاره دارند. درمانگر رفتاری می کوشد تا تعامل مثبت میان اعضای خانواده را افزایش دهد، شرایط محیطی ای را که مغایر با این ‌تعامل‌ها هستند دگرگون سازد، و به آدمیان یاد دهد که تغییرات رفتاری مطلوبِ نوآموخته خود را حفظ کنند.

در حال حاضر، این رویکرد تأثیر چشمگیری در چهار حوزه مجزا دارد: درمان زناشویی رفتاری، آموزش رفتاری به والدین، خانواده درمانی کارکردی، و درمان جمعی بدکاریهای جنسی. درمان زناشویی از رفتاری از اصول نظریه یادگیری اجتماعی و نظریه تبادل اجتماعی بهره می‌برد و به زوجین یاد می‌دهد که چگونه به دوسویگی مثبت دست یابند تا از این رهگذر رابطه آنان برای هر دو طرف پیامدهای لذت بخشتری به ارمغان بیاورد. در مداخلات شناختی، فرایندهای فکری و نظام اعتقادی زوجین وارسی می شود، و در همان حال قبول دارد که آن ها نیازمند تغییر رفتار هستند.

آموزش رفتاری به والدین هم که عمدتاًً مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی است، کوششی است برای آموزش اصول رفتاری اداره کودک به والدین. از لحاظ توجه به زوج والد-فرزند، پَترسون بسیار پرنفوذ بوده است؛ او معتقد است که رفتار کودک احتمالاً در اثر دو سویگی، یا تحمیل در تعاملهای والد-فرزند به وجود آمده است و تداوم می‌یابد. معمولاً، به والدین کمک می شود تا مجموعه جدید از وابستگی های یادگیری اصول رفتار نقش مهمی در آموزش والدین ایفا می‌کنند.

در خانواده درمانی کارکردی سعی می شود برای برخورد با خانواده ها، نظریه های سیستمی، رفتاری، و شناختی با هم ادغام شوند. خانواده درمانگرهای کارکردی تمامی رفتارها را در خدمت نوعی کارکرد بین فردی برای ایجاد بازده خاصی در زنجیره های رفتاری می دانند، و لذا سعی نمی کنند این کارکردها را تغییر دهند، بلکه می کوشند رفتارهای مورد استفاده برای حفظ این کارکردها را عوض کنند.

درمان جمعی اختلال‌های جنسی در برگیرنده هر دو زوج است و می کوشد مشکلات مربوط به بدکاری جنسی را تخفیف دهد؛ درمان می‌تواند با اصلاح این جنبه ناهماهنگ (ولذا، ذاتاً مخرب) از روابط زناشویی، باعث استحکام زندگی زناشویی شود. درمان بدکاری جنسی اولین بار توسط مسترز و جانسون پرورش یافت و بعداً به دست کاپلان، شاخ و برگ پیدا کرد. درحال حاضر، این درمان گستره ای از فنون علناً رفتاری را به کار می‌برد؛ درمان جمعی اختلالات جنسی در شکل کنونی خویش را می توان نوعی درمان رفتاری-شناختی یا برنامه بازآموزی دانست که ‌در مورد زوجهای مبتلا به مشکلات جنسی به کار می رود.

۲-۴- خاستگاه خانواده

در تمام فرهنگ‌ها، الگوی خود را خانواده به اعضایش می‌دهد. احساس هویت[۱۹] انسان دو رکن دارد، حس تعلق و حس مجزا بودن. آزمایشگاهی که در آن دو جزء با هم مخلوط و نسخه پیچی می شود. خانواده یعنی خاستگاه هویت است(مینوچین[۲۰]، ۱۳۸۰).

در مراحل اولیه اجتماعی شدن، خانواده یا رفتار و حس هویت کودک را قالب ریزی و برنامه ریزی می‌کند. حس تعلق از برون ریزی کودک با گروه خانواده و مفروضات او ‌در مورد الگو مراوده ای در ساخت خانواده سرچشمه می‌گیرد. یک طی و تاریخ مختلف زندگی ثبات و استمرار دارد. خانواده نظام باز[۲۱] در حال تحول است، یعنی دائماً داده هایی از «برون خانواده» می‌گیرد و به آن می‌دهد و خود را با تقاضاهای مختلف مراحل تکاملی خود تطبیق می‌دهد. چون خانواده بهنجار را نمی توان بنا به فقدان مشکلات از خانواده نابهنجار تفکیک کرد. لذا درمانگر باید یک طرح ادراکی از عملکرد خانواده را داشته باشد تا او را در کار تحلیل خانواده کمک کند. طرحی که خانواده را نظامی تلقی کند که در چارچوب شرایط اجتماعی باز و در حال دگرگونی است دوم، خانواده تکامل می‌یابد یعنی مراحلی را پشت سر می‌گذارد که مستلزم بازسازی است. سوم، خانواده با شرایط تغییر و تطابق پیدا می‌کند تا تداوم خود را حفظ کند و رشد و روان اجتماعی هر یک از اعضای خود را افزایش دهد (همان منبع).

۲-۵- ساخت خانواده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:12:00 ب.ظ ]




۲-۲۲-۷- جلسات خانوادگی ساخت دار

چارچوب مصاحبه ی درمانی میلان به پنج بخش تقسیم می شود:پیش جلسه، جلسه، میان جلسه، مداخله و بحث های بعد از جلسه. از همان وقتی که خانواده اولین تماس تلفنی را می‌گیرد، خانواده درمانی آغاز می شود. از گروه متخصصان، یک نفر مفصلا با کسی که تماس گرفته صحبت می‌کند، و اطلاعات را روی برگه داده ها ثبت می کند. چه کسی تماس گرفته؟ چه کسی خانواده را ارجاع داد؟ مشکل چیست؟ گفتار و پیام رسانی کسی که زنگ زده تا چه حد پریشان است؟ فردی که تماس گرفته می‌خواهد چه شرایط خاص(روز یا ساعت خاص) را تحمیل کند؟ بعد، این اطلاعات در خلال مرحله پیش جلسه به طور مفصل و کامل قبل از اجرای اولین جلسه با گروه متخصصان به بحث گذاشته می شود و هریک از اعضا، فرضیه های ذهنی خود را درباره ی مشکل فعلی خانواده طرح می‌سازند. نکته حائز اهمیت آن است که شخص یا مؤسسه‌ ی ارجاع دهنده در سراسر درمان شرکت داده می شود و از این طریق، نقش کسانی که در نظام بزرگتری قرار دارند، تأیید می گرد.

به همین ترتیب، قبل از هر جلسه یک کنفرانس تیمی برگزار می شود و اعضای گروه متخصصان به منظور وارسی جلسه قبل و برنامه ریزی راهبردهای جلسه ی آتی یا یکدیگر دیدار می‌کنند. تمامی این تمهیدات موید اعتقاد درمانگران میلان هستند مبنی براینکه خانواده و درمانگرها قسمتی از یک نظام واحد به شمار می‌آیند. در خلال هر جلسه نیز، یک زمان استراحت طولانی وجود دارد و گروه ناظران در غیاب خانواده(بدون آنکه آن ها ماجرا را بشنوند)با درمانگر به بحث می نشینند و فرضیه‌ها را تأیید یا اصلاح می‌کنند؛ بعد درمانگر به اتاق بر می‌گردد تا مداخله ی گروه متخصصان را به خانواده عرضه کند. بحث های پس از جلسه ای گروه متخصصان در حول تجزیه و تحلیل واکنش خانواده در برابر این مداخله و همچنین یافتن فرصت برای برنامه ریزی جلسه بعد خواهد بود(بوسکولو،سگچین،هافمن و پن،۱۹۸۷).

۲-۲۲-۸- نقش درمانگر سیستمی

در رویکرد سیستم های خانواده میلان، درمانگر هم کارشناس و هم شریک سیستم های خانواده پیوسته در حال شکل گیری هست( فریدمن، ویلدمن و هترینگتون،۱۹۹۱، ص،۳۹۷). درمانگر در این نقش‌ها موضع غیر سرزنشی دارد، دستورالعمل هایی می‌دهد و حتی تا حد اتناب از کاربرد فعل”بودن” بی طرف است(بوسکولو و همکاران،۱۹۸۷). ‌بنابرین‏ درمانگران سیستم‌های خانواده میلان معمولا سعی نمی کنند آشکارا با خانواده ها در افتند یا آن ها را تعییر دهند. در عوض، درمانگر یک موضع اضدادی به صورت عامل تغییر بودن دارد که بر ضد تغییر بحث می‌کند(سیمون،۱۹۸۷). درمانگر همچنین از سئوالات حلقوی و سایر اشکال غیر مستقیم مداخله استفاده می‌کند تا در خانواده دگرگونی ایجاد کند. درمانگر بر مضمون مثبت یک رفتار تأکید می‌کند و برا ی خانواده توضیح می‌دهد که چگونه اکثر نشانه های مرضی پردردسر سرانجام در خدمت هماهنگی خانواده هستند.

۲-۲۲-۹- مقایسه رویکرد سیستمی میلان با سایر رویکردها

فرق عمده مکتب میلان یا سایر نظریه ها تعصب اروپی اش به عدم مداخله است(سیمون،۱۹۸۴،ص۲۸). در اروپا احترام زیاد برای مرزهای فردی افراد وجود دارد. این دیدگاه در سراسر جهان مطرح نیست و طرز فکر این رویکرد جهان شمول نیست. دومین کیفیتی که خانواده درمانی سیستمی را از سایر رویکردها جدا می‌کند، دید بحث برانگیزش درباره اسکیزوفرنی است که در بعضی از درمانگران وجود دارد که از همان بدو امر از سوی یکی از پیشگامان رهبری این رویکرد یعنی ماراسلوینی پالاتزولی مطرح شد. این درمانگران معتقد بودند که اسکیزوفرنی همیشه به عنوان تلاش بچه برای جانبداری از روابط به بن بست رسیده بیم والدین شروع می شود(سیمون،۱۹۸۷). آخرین امتیاز دیدگاه سیستمی میلان این است که در این درمان تلاش می شود که مداخلات درمانی به خصوصیات خانواده متصل شود . درمانگرانی که به صورت تیمی کار می‌کنند مسئول ابداع طرحهای درمانی بدیع هستند.

۲-۲۲-۱۰- رویکرد راهبرد نگر

خانواده درمانی استراتژیک متخصصان سرشناسی از قبیل پاول واتسلاویک، جان ویکلند و کلومدانس دارد. در این میان جی هی لی برجسته تر از بقیه است. هی لی گروه ‌بیستون و گروه MRI را به عنوان عضو بنیان‌گذار تحت تاثیر قرار داد و مؤسسه‌ خانواده درمانی (هی لی – مدانس) واشنگتن را تأسيس کرد. نوشته های نظری و فنون وی نیز تاثیر پرقدرتی بر رویکرد سیستم های میلان، برجای گذاشت. همان‌ طور که قبلا اشاره شد، جی هی لی یکی از برجسته ترین و مناقشه انگیزترین پیشگامان در حوزه خانواده درمانی است. او به عنوان یک رابط مؤثر بین افراد و گروه ها خدمت ‌کرده‌است و مدافع قوی خانواده درمانی در زمینه‌های عمومی بوده است.پیشرفت جی هی لی در بین خانواده درمانگران منحصر به فرد است. او در محضر سه نفر که نافذترین افراد در تحول خانواده درمانی بودند یعنی میلتون اریکسون،گریگوری ‌بیستون و سالوادور مینوچین مطالب زیادی آموخت و با آن ها فعالیت کرد.

ویژگی اصلی این رویکرد این است که درمانگر مسئولیت ابداع راهبرد برای راه حل مشکل کنونی بیمار را برعهده دارد. درمانگر راهبرد نگر مشکل را به گونه ای تعریف می‌کند که بتوان آن را حل نمود، اهداف مربوط به رفع مشکل به صراحت چیده می شود، مشکلات به شیوه ای تعریف می‌شوند که دست کم دو، و به صورت محتمل سه نفر را شامل شود و لذا امکان وارسی سلسله مراتب خانواده، تبانیها و سایر تعاملهای پیچیده فراهم آید. قسمت عمده مداخله معطوف به تغییر سازمان است به طوری که مشکل حاضر دیگر نتواند کارکرد سابق خود را داشته باشد. برای درمانگر راهبردی تغییر از راه بینش و درک حاصل نمی آید، بلکه از طریق فرایند اجرای رهنمود های دستوری درمانگر توسط خانواده رخ می‌دهد.

درمانگران راهبردی به الگوی پیام رسانی خانواده در اینجا و اینک، و همچنین زنجیره ی تعاملهایی علاقه دارند که در مشکل کنونی دخیل هستند؛ آن ها در پی آن هستند که توالی های غیرانطباقی شتاب دهنده را با توالیهای مناسب تر و خشنود کننده تری که موجب حذف مشکل می شود، عوض کنند.

۲-۲۲-۱۱- معنای نشانه ها

با اینکه مجموعا دیدگاه متعارف آن دوره مبنی بر این بود که نشانه ها، بنا به تعریف، اموری غیرارادی و غیر انطباقی هستند. جی هیلی در همان اوایل کارش (۱۹۶۳) این موضع را اتخاذ کرد که یک نشانه، به جای آنکه معرف رفتاری باشد که خارج از اختیارات بیمار است، نوعی راهبر به شمار می‌آید که برای موقعیت کنونی حالت انطباقی دارد، چون در مواقعی که سایر راهبردها عقیم مانده اند، رابطه خاصی را تحت مهار خود در می آورد. فرد حاوی نشانه با این ادعا که نشانه مذبور غیرارادی هستند، نیت خود را برای مهار طرف مقابل رد می‌کند.” این من نیستم که تورا طرد می کنم، این سر درد من است که باعث می شود نتوانم امشب روابط صمیمانه جنسی با تو داشته باشم”

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




فرانوگرایی در دو زمینه از سایر رویکردهای یادگیری متمایز می‌شود. اول اینکه در این جنبش، برای کسب دانش، عقلانیت و منطق، مهم تلقی نمی‌شوند. دوم اینکه، دانش ممکن است متناقض باشد. به دلیل ماهیت زمینه‌ای دانش، افراد ممکن است در یک زمان واحد، دو دیدگاه کاملاً متفاوت در رابطه با یک موضوع داشته باشند (کیلگور، ۲۰۰۱). فرانوگرایی با فراصنعت گرایی مرتبط است. عصر صنعتی نتیجه تفکر نیوتنی است- عصری است که در آن تفکر و فرایندها در قالب اصطلاحات ماشینی کارایی و اثربخشی در نظر گرفته می‌شوند و به طور علمی از طریق فرایندهای تقلیل گرایی ادراک می‌شوند (ساده کردن موضوعات پیچیده به موضوعات قابل فهم) (مریام و کافارلا، ۱۹۹۹).

یادگیری در این رویکرد صنعتی (جدید) مبنایی برای دنیا محسوب می‌شود تا دانش جدیدی را به سرتاسر سبز فایل- که عصر “فرانوگرایی” نامیده می‌شود، اضاف کند. در حال حاضر، چند نظریه فرانوگرایی وجود دارد اما در رأس هر کدام از این نظریه ها، مفهومی اساسی نهفته است و آن این است که آن چه که زمانی تنها در زمینه تقلیل گرایی قابل درک بود، اکنون در زمینه وابستگی‌ها و روابط مشترک قابل درک می‌باشد- درک این که “چیزها از جمله واقعیت خود جهان، گوناگون‌تر، سیال‌تر، خیالی‌تر و مشاجره‌ای‌تر از تفکر اصیل هستند” (مریام و کافارلا، ۱۹۹۹).

رویکرد فرانوگرایی در رابطه با یادگیری بر این مبنا بنا نهاده شده است که تنها یک نوع یادگیرنده، یک هدف خاص برای یادگیری، یک شیوه برای یادگیری و یک محیط خاص برای وقوع یادگیری، وجود ندارد (کیلگور، ۲۰۰۱). کیلگور (۲۰۰۱)، چند مورد از نظرات فرانوگرایی در رابطه با دانش را مطرح می‌کند: ۱) دانش، تجربی، ناقص، چند بخشی است و ضرورتاً منطقی نیست. ۲) دانش به طور اجتماعی ساخته می‌شود و از فرد داننده کسب می‌شود. ۳) دانش زمینه‌ای است، ‌بنابرین‏ به موازات تغییر موقعیت و زمینه، دانش و دیدگاه داننده نیز تغییر می‌کند.

در واقع رویکرد فرانوگرایی، یادگیری را به عنوان فرایندی در نظر می‌گیرد که دانش و اطلاعات جدیدی را به دوران جدید و در حال تغییر ارائه می‌کند و تأکید می‌کند که یادگیری به یک فرد، یک هدف، یک شیوه و یک محیط خاص برای یادگیری محدود نمی‌شود.

به طور کلی، مسأله یادگیری و اهمیت فزاینده آن باعث شده تا هر رویکرد به ارائه نظریاتی در رابطه با آن بپردازد که خود مبنایی برای تدوین و طراحی نظریات و مدل‌های زیادی گردیده است. در این بین، رویکرد دانش سازی به دلیل تأکید زیاد بر فعال بودن یادگیرنده در جریان یادگیری و مشارکت او در تمام مراحل، زمینه‌ای را برای سایر محققان فراهم نمود تا به طرح مدل‌های آموزشی مختلف متناسب با این رویکرد بپردازند. یکی از مدل‌های مهم و در عین حال مؤثری که طبق این رویکرد ارائه شده است، مدل آموزشی چرخه یادگیری است.

۲-۲-۲- چرخه یادگیری:

یکی از انواع مدل‌های آموزشی بر مبنای رویکرد دانش سازی که منجر به تغییر مفهومی می‌شود، چرخه یادگیری است (اِستپانز و همکاران، ۱۹۸۸). نقطه آغاز این روش، به دهه ۱۹۶۰ بر می‌گردد و از آن زمان تاکنون، چرخه یادگیری به مرکز توجه صدها مطالعات تبدیل شده است که به دنبال بررسی اثربخشی آن هستند (لاسون[۱۱۶]، ۱۹۹۵). مدل چرخه یادگیری مبتنی بر نظریه شناختی پیاژه است (بیووینو، دنگل و آدامز[۱۱۷]، ۱۹۹۹).

۲-۲-۲-۱- چرخه یادگیری سه گانه

رویکرد چرخه یادگیری سه مرحله‌ای که شامل مراحل شناسایی[۱۱۸]، اختراع[۱۱۹] و اکتشاف می‌باشد توسط کارپلاس و تی یر در سال ۱۹۶۷ تدوین شد (لاسون، آبراهام و رینر[۱۲۰]، ۱۹۸۹). در مرحله شناسایی، دانشجویان در رابطه با پدیده مورد نظر، تجربه اولیه‌ای کسب می‌کنند. در مرحله اختراع، دانشجویان با واژه ها و اصطلاحات جدیدی در رابطه با مفاهیم مورد نظر درس، آشنا می‌شوند و سپس در مرحله اکتشاف، دانشجویان، مفاهیم و اصطلاحات علمی را در موقعیت‌های مرتبط اما جدید به کار می‌گیرند. به دلیل پیچیدگی معانی مراحل، کارپلاس نام این مراحل را به نام‌های اکتشاف، معرفی مفهوم و کاربرد مفهوم تغییر داد (هانلی[۱۲۱]، ۱۹۷۷). در مرحله اکتشاف، دانشجویان با راهنمایی استاد با مفاهیم جدید آشنا می‌شوند، همچنین با تجارب پیشین و دانش موجود خود در رابطه با موضوع نیز مواجه می‌شوند. در طول مرحله معرفی مفهوم، دانشجویان با مفهوم جدیدی آشنا می‌شوند. در این مرحله اساتید از کتاب درسی، فیلم یا CD استفاده می‌کنند تا مفهوم را معرفی نمایند. در مرحله کاربرد مفهوم، دانشجویان دانش جدید را در موقعیت‌های جدید به کار می‌برند (آسبورن و ویتراک[۱۲۲]، ۱۹۸۳).

بعد از مدل چرخه یادگیری سه گانه که دارای سه مرحله شناسایی، اختراع و اکتشاف بود، مدل کامل‌تری در برگیرنده چهار مرحله به نام چرخه یادگیری چهارگانه مطرح شد.

۲-۲-۲-۲- چرخه یادگیری چهارگانه

مدل چرخه یادگیری چهارگانه (بِرِدِرمَن، a1982، b1982؛ شایمنسکی و همکاران، ۱۹۸۳؛ مارتین و همکاران، ۲۰۰۱) نیز بر مبنای ترکیبی از نظریات یادگیری تدوین شد. طبق نظر مارتین، سکستون و گرلوویچ (۲۰۰۵) اولین مرحله، اکتشاف است که در آن یادگیرندگان، مواد و تجارب را به هم پیوند می‌دهند و دانشجویان در فعالیت‌های فیزیکی که شامل مشاهده، دستکاری مواد، جمع‌ آوری و ثبت داده می‌باشد، مشارکت می‌کنند.

دومین مرحله، توضیح است که در آن دانشجویان با بهره گرفتن از مهارت‌های پردازشی، از طریق بحث و با کمک اساتید به کشف و درک و فهم مفهوم جدا شده در فعالیت‌هایی که تجربه می‌کنند، می‌پردازند. سومین مرحله، توسعه است که در آن دانشجویان با کمک اساتید، از مهارت‌های فراشناختی برای حفظ و تقویت اکتشاف، توسعه ادراک خود به منظور توضیح پدیده‌های مختلف با مفاهیم یکسان، استفاده می‌کنند. چهارمین مرحله، ارزیابی است که هر سه مرحله پیشین را تحت پوشش قرار می‌دهد و بر چگونگی یادگیری دانشجویان نظارت می‌کند، و پیامدهای یادگیری را نیز مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

پس به طور کلی، مدل چرخه یادگیری چهارگانه دارای چهار مرحله به نام‌های اکتشاف، توضیح، توسعه و ارزیابی است که در هر مرحله، روی فعالیت‌های خاصی تأکید می‌شود. بعد از این مدل، با اضاف شدن مرحله دیگری ‌به این چهار مرحله، مدل دیگری به نام چرخه یادگیری پنج گانه مطرح شد.

۲-۲-۲-۳- چرخه یادگیری پنج گانه

چرخه یادگیری پنج گانه که شامل مراحل مشارکت، اکتشاف، توضیح، بسط یادگیری و ارزیابی می‌باشد توسط بای بی(۱۹۷۷) مطرح شد. در مرحله اول یعنی مشارکت، دانشجویان با موضوعی که قرار است یاد بگیرند، آشنا می‌شوند و دانش پیشین آن‌ ها در این زمینه، تعیین می‌شود. در مرحله دوم یعنی اکتشاف، دانشجویان در فعالیت‌های فیزیکی که تقویت کننده موضوع درسی تازه آموخته شده است، شرکت نموده و یادگیری خود را تقویت می‌نمایند. در مرحله توضیح، استاد به طرح یک سری پرسش‌های راهنما و هدایتگر می‌پردازد تا از این طریق به دانشجویان کمک کند به پاسخ‌ها یا نتیجه‌گیری‌هایی در رابطه با موضوع دست یابند (بای بی و همکاران، ۲۰۰۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]





تجربه‌ کار برای مادران نشان می‌دهد که باید ارتباط فعال و سازنده بین مادر و دیگر اعضای خانواده را نیز مورد توجه قرار داد و آن را بهبود بخشید چرا که توانمندسازی مادرانی که با همسر و دیگر اعضای خانواده زندگی می‌کنند، آن گاه بدرستی امکان پذیر است که توانمندسازی کل خانواده نیز در دستور کار قرار بگیرد.



مؤسسه‌ مادران امروز (مام) به منظور ایجاد زمینه‌های مناسب برای پرورش فرزندان ، بجز مادران، توانمندسازی کل خانواده را نیز در برنامه های کار خود قرار داده است تا از طریق ارائه‌ آگاهی‌های لازم برای همه‌ اعضای خانواده و بهبود بخشیدن به رابطه های آن‌ ها، کمک به مادران برای پرورش اصولی فرزندان را تسهیل کند. به گمان مام:

    • برای رشد و تعالی اجتماع باید بین تک تک افراد اجتماع روابطی اصولی و مبتنی بر احترام متقابل برقرار شود و این امر را نیز از کودکی باید فراگرفت.

    • برای آنکه کودکان رابطه های اجتماعی سازنده را فرا بگیرند، باید آن‌ ها را بدرستی پرورش داد وحقوق ایشان را چنان که باید ادا کرد.

    • پیش از ورود کودک به اجتماع، باید امکان اصولی پرورش او در خانواده فراهم شود.

    • مهم‌ترین پایه پرورش کودک در خانواده، مادر است؛ پس برای پرورش درست کودکان باید امکان آگاه‌سازی مادران را فراهم آورد.

  • مادران، بدون وجود ارتباطی سازنده و درست با پدران و سایر اعضای خانواده، در پرورش کودکان با مشکل روبه‌رو می‌شوند؛ پس تلاش برای ایجاد رابطه های درست و سازنده بین اعضای خانواده زمینه‌ساز پرورش درست کودکان می‌شود. که این فرایند را به شرح زیر می‌توان بیان کرد.

تقویت رابطه های درست بین افراد خانواده

توانمند سازی مادران

پرورش درست کودکان

زمینه سازی برای اصلاح رابطه های بین فردی

زمینه‌سازی برای اصلاح رابطه های بین فرد و اجتماع

یاری به رشد و تعالی اجتماعی

مؤسسه‌ مادران امروز (مام)،سازمانی غیر‌‌تجاری و غیردولتی است که به هیچ ارگان یا سازمانی وابستگی ندارد.

هدف های اصلی (مام) افزایش سطح آگاهی های خانواده ها در زمینه‌های فرهنگی،هنری، بهداشتی و تربیتی است. مؤسسه‌ مادران امروز می‌کوشد با توانمند کردن اعضای خانواده ها برای روابطی سالم و سازنده امروز و فردایی بهتر برای جامعه فراهم کند.فعالیت‌های مؤسسه‌ مادران امروز با توجه به شش محور اصلی زیر برنامه‌ریزی می‌شود:

    • خانواده و ترویج صلح و مدارا

    • خانواده و ترویج بازی‌های مناسب

    • خانواده و ترویج توجه به محیط زیست

    • خانواده و ترویج کتاب و کتابخوانی

    • خانواده و ترویج بهداشت و سلامتی

  • خانواده و ترویج هنر‌های زیبا

۲-۹-۳٫ خانه کتابدار


خانه کتابدار یک نهاد فرهنگی است، با ساختار اداری مستقل زیر نظر شورای کتاب کودک که در تاریخ ١۴/١٢/١٣٨٣ افتتاح شد. این ساختمان که مکانی زیبا و پر از عشق است از طرف آقای مهندس ایوب موحدی پور و خانم ملیحه پیشداد به شورای کتاب کودک واگذار شد و با برگزاری یک کارگاه ترویج خواندن به طور رسمی‌کارخود را شروع کرد با توجه به نیازهای جامعه ایران برای گسترش فرهنگ خواندن به قصد تعمیق دانش و بینش، نقش سازمآن‌های غیردولتی و نهادهای مدنی در این زمینه مهم و تأثیرگذار است.

هدف ها:خانه کتابدار هدف اصلی خود را گسترش فرهنگ خواندن (خواندن، دیدن، شنیدن، لمس کردن) بین گروه‌های سنی کودک و نوجوان (صفر- شانزده سال) و تربیت کتابداران و مروجان به قصد ترویج خواندن می‌داند.

۱- ایجاد زمینه‌های علاقه مند کردن کودکان، نوجوانان، والدین و مربیان به مطالعه؛

۲- تربیت کتابدار و تقویت نیروی کاردان برای اشاعه فرهنگ کتابخوانی؛

۳- ایجاد کتابخانه مرجع و مرکز اطلاع رسانی برای ترویج خواندن

؛۴- ارتباط با دانش آموزان و معلمان در جهت رشد فرهنگ کتابخوانی

۵- ارتباط با والدین و کودکان و نوجوانان دارای معلولیت در جهت رشد فرهنگی؛

۶- مشاوره در زمینه تأسیس، سازماندهی و توسعه کتابخانه‌های کودک و نوجوان و کانون‌های فرهنگی به ویژه در منطقه یازده تهران؛

فعالیت‌ها فعالیت‌های خانه کتابدار در سطح شبکه‌بندی درون شهری، استانی، کشوری، منطقه‌ای و جهانی برنامه‌ریزی شده است خانه کتابدار برای بهبود فعالیت‌های خود، تجربه های مشابه جهانی را مد نظر قرار می‌دهد و در صورت لزوم در طرح‌های فرا ملی در این زمینه موضوعی شرکت خواهد کرد.

  1. برگزاری کارگاه‌های ترویج خواندن برای والدین، مربیان، معلمان و علاقه‌مندان به فعالیت‌های فرهنگی برای کودکان و نوجوانان معلول

٢- برگزاری کارگاه‌های کتابداری و ترویج خواندن برای تربیت کتابداران و مروجان؛

٣- گردآوری منابع مربوط به خواندن، سازماندهی و خدمات ‌پاسخ‌گویی‌ به مراجعان؛

۴- ایجاد پایگاه پژوهشی و مشورتی برای توسعه خدمات فرهنگی در کتابخانه‌های عمومی و سایر کانون‌های فرهنگی؛

۵- انجام فعالیت‌های انتشاراتی به صورت منابع اطلاعاتی، ترویجی، بروشور و غیره؛

۶- برگزاری نشست‌های فرهنگی و نمایشگاهی در جهت اهداف خانه کتابدار

٧- همکاری مستمر با نهاد‌های دولتی و غیر دولتی به خصوص سازمان های غیردولتی مرتبط با شورای کتاب کودک و رسانه ها؛

۲-۱۰٫ پیشینه پژوهش:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




۲-۱-۲-۹-۲ نظریه ی آدلر:

بنا بر نظریه آدلر فرد برخودار از سلامت روانشناختی، توان و شهامت یا جرات عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد. چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوش بین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آن ها می‌کنند(کورسینی، ۱۹۷۳). فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و ‌گروه‌های اجتماعی به درستی می شناسد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. عالی ترین هدف شخصیت سالم به عقیده آدلر تحقق «خویشتن» است. فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می‌کند. چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آن ها. آفرینش گری ‌و ابتکار فیزیکی از دیگر ویژگی‌های سلامت روانشناختی است. فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می‌کند و اشتباهات اساسی شامل تعمیم افراطی، اهداف نادرست و غیر ممکن، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود، ارزش‌های و باورهای غلط می‌باشد. فرد سالم دارای علاقه اجتماعی و میل به مشارکت اجتماعی است. چنین فردی سعی در کاستن عقده حقارت خود دارد و به دنبال غلبه و چیرگی بیشتر بر بی جراتی است و در نهایت چنین فردی موفق می شود که انگیزه ها نامطلوب خود را دگرگون سازد(کورسینی، ۱۹۷۳).

۲-۱-۲-۹-۳ نظریه سالیون[۵۵]:

ویژگی های سلامت روانشناختی از دیدگاه وی عبارتند از:

۱- شخصیت برخورد از سلامت روانشناختی دارای «انعطاف پذیری» است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابط اش با دیگران به طور متناسب تغییر پذیر است. ۲-فردسالم قادر به تمایز گذاری بین افزایش و کاهش«تنش» است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف می شود. ۳-به گفته سالیون شخصیت سالم بایستی بنا به گفته چارلز اسپیرمن در حال«آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات»می‌باشد.۴- زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارایی جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به نحوی یکپارچه می‌سازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. ما برای این شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتماد آمیز دارد (سالیوان، ۱۹۵۳).

۲-۱-۲-۹-۴ نظریه ی کارل راجرز[۵۶]:

به عقیده راجرز آفرینندگی مهمترین میل ذاتی انسان سالم است همه چنین شیوه ای خاصی که موجب تکامل و سلامت فرد می شود و به میزان قسمتی بستگی دارد که کودک در شیرخوارگی دریافت ‌کرده‌است. ارضای توجه مثبت غیر مشروط و دریافت غیر مشروط محبت تأیید دیگران برای رشد و تکامل سلامت روانی افراد با اهمیت است. شخصیت های سالم فاقد نقاب، ماسک هستند و با خودشان رو راست هستند. چنین افرادی آمادگی تجربه را دارند.

به عقیده راجرز اساسی ترین خصوصیت سالم زندگی هستی دارا است یعنی آماده است که در هر تجربه ساختاری را در یابد و بر اساس مقتضیات تجربه لحظه بعد ی به سادگی دگرگون شود. انسان سالم به ارگانیزم خودش اعتماد می‌کند. هر چه سلامت روان انسان بیشتر باشد آزادی عمل و انتخاب بیشتری را احساس و تجربه می‌کند، انسان سالم محدودیت فکری و عمل خویشتن را آزادانه انتخاب می‌کند. انسان سالم آفرینش گری دارد زیرا انسان خلاق با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی هماهنگی و سازش منقعلانه ندارد، تدافعی نیست و به تمجید وستایش دیگران نیز دلخوش نمی کند (ریف و کیس[۵۷]، ۲۰۰۲).

۲-۱-۲-۹-۵ نظریه آلبرت الیس[۵۸]:

الیس در پیدایش بیماری عاطفی یا سلامت روانشناختی هر سه عامل فیزیولوژیکی، جسمانی و روانشناختی را مورد توجه قرار می‌دهد. الیس از لحاظ گرایش‌های انسانی تا حدودی زیاد با مازلو شباهت دارد. به نظر سلامت روانی انسان از تمایلات ذاتی و نامطلوب هر انسانی برای نیاز مفرط به برتری از دیگران و همه فن حریف شدن، توسل به عقاید احمقانه و بدبینانه، پرداختن به تفکرات آرزومندانه و توقع خوش رفتاری و خوبی مداوم ‌از دیگران، محکومیت خویشتن و تمایلات عمیق به زود رنجی و آشفتگی ناشی می شود. اگر انسان ‌به این تمایلات طبیعی و در عین حال ناسالم خودش نرسد، دیگران و دنیای خارج را مورد سرزنش و نکوهش قرار می‌دهد. الیس معتقد است که افکار منطقی ‌و عقلی و عواقب و پیامدهای منطقی منتهی می شود و در نتیجه به سلامت روانی فرد ختم می شود (الیس، ۱۹۸۸). به طور خلاصه ویژگی‌های سلامت روانشناختی ازدیدگاه الیس عبارتند از:

۱- عشق ورزیدن به دیگران و جویای محبت آنان شدن، اما فرد سالم در جستن محبت دیگران افراط نمی کند.

۲- انجام دادن کار به خاطر نفس کار نه به خاطر دیگران لذت بردن از فعالیت خود نه از نتایج آن، فرد سالم با این عمل به سوی کمال حرکت می‌کند.

۳- طبیعی بودن، ناکام شدن و در صورت عدم توانایی مقابله با ناکامی انسان سالم آن را می پذیرد. انسان سالم در هنگام ناکامی موقعیت را تخریب نمی کند بلکه سعی دارد آن را به صورت عینی ادراک نماید.

۴- نسبت ندادن شکست‌ها به عوامل بیرونی چون موارد بیرونی به خودی خود موجب اختلال و ناسلامتی نمی شوند مگر این که فرد تلقین به نفس نماید.

۵- عدم ترس شدید از خطر های بالقوه انسان سالم سعی می نمایند تا حد امکان احتمال خطر را کاهش می‌دهد ولی از آن بیش از حد بینماک و هراسناک نمی شود.

۶- تلاش برای کسب استقلال و مسئولیت و عدم روگردانی ازکمکهای دیگران در صورت لزوم.

۷- انجام وظیفه محوله از خصوصیات انسان سالم است. فرد سالم زندگی را همراه با مسئولیت و حل مشکلات آن لذت می‌داند.

۸- فرد سالم بیش از آن که به گذشته فکر کند به حال و وضعیت موجود یعنی« اینجا واکنون» توجه دارد.

۹- کمک کردن به دیگران و نگران ‌در مورد مشکلات دیگران، در صورت عدم توفیق کمک به دیگران وضعیت آن ها و مشکل آنان را می پذیرد.

۱۰- فرد سالم به هر مشکل راه حلهای مختلفی را درنظر دارد و سعی دارد که بهترین راه حل در حد توانش انتخاب کند. به نظر فرد سالم راه حلهای موجود نسبی هستند و بر حسب موقعیت تغییر پذیر هستند.

۱۱- فرد سالم و نگرش ها و رفتارش« الزام و اجبار» ندارد و می‌تواند خودش را از قید و بندها رها نماید و در جهت سلامتی نفس حرکت کند (مهراب­زاده و همکاران، ۱۳۸۰).

۲-۱-۲-۱۰ نظریات نوین مبتنی بر شناخت درمانی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




مطابق با الگوهای شرطی­سازی، رویداد آسیب­زا به عنوان یک محرک غیرشرطی هستند که پاسخ­های غیرشرطی توأم با ترس شدید و برانگیختگی بالا را فراخوانی می‌کنند. طی این فرایند محرک­های شرطی شده مانند تصاویر، صداها و بوها که در زمان آسیب وجود ‌داشته‌اند، با محرک‌های غیرشرطی پیوند می‌خورند و نتیجه این همراه شدن امکان فراخوانی پاسخ‌های شدید ترس و تجربه مجدد آسیب در غیاب محرک‌های غیرشرطی است که منجر با ناتوانی فرد آسیب‌دیده در تمایز بین علائم خطر و امنیت می‌شود و تداوم اختلال را موجب می‌گردد(سیجی براندیج، انگلهارد، لوممن، لیر[۵۶] و همکاران، ۲۰۱۳).

در فرمول‌بندی نظری از اختلال استرس پس از سانحه توجه به نقش حافظه در تداوم نشانگان این اختلال کانون توجه نظریه‌پردازان مختلفی بوده است: به عنوان‌مثال، نظریه بازنمایی­های دوگانه[۵۷]در مفروضه سازی خود دو نوع از بازنمایی­های حافظه در خلال وقوع یک رویداد آسیب‌زا را در کانون توجه خود قراردادهاست: یکی از آن­ها شامل جزئیات حسی و حالت عاطفی/هیجانی در زمان تجربه کردن رویداد است(بازنمایی­های محدود به حس[۵۸]) و دیگری مشتمل بر زیرمجموعه‌ای از درون داده ­های حسی است که در یک توصیف انتزاعی ساختاری رمزگردانی می‌شود در سرتاسر بافت فضایی و شخصی که فرد رویداد را تجربه می‌کند (بازنمایی بافتی[۵۹]). این دو بازنمایی در ابتدا به‌واسطه نوع درون داد متمایز نمی‌شوند بلکه جنبه‌های متفاوتی از درون داد هستند که به دلیل نوع پردازش از یکدیگر متمایز شده‌اند(بروین و بُرجس[۶۰]، ۲۰۱۴). در تبیین دیگری، افزایش حافظه کاذب[۶۱] که عبارت است از یادآوری وقایعی که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند یا تحریف یک تجربه است در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه گزارش‌شده است(نِمِتس، ویتزتوم و کُتلر[۶۲]،۲۰۰۲؛ نقل از خسرو پور، ابراهیمی نژاد، بنی اسدی و فاریابی، ۱۳۹۱)؛ علاوه بر این، فرضیه تعدیل اثر[۶۳] یک کاهش اختصاصی در ظرفیت حافظه به عنوان راهبردی اجتنابی جهت محدودتر شدن اثرات آسیب در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه را مطرح می‌کند(عبدی، مرادیان و اکرمیان، ۱۳۸۸)؛ و نهایتاًٌ گزارش‌شده است که کاهش ظرفیت حافظه سرگذشتی[۶۴](حافظه رویدادها ‌در مورد خودمان) باتجربه مجدد آسیب و اجتناب ارتباط دارد(رابینسُن و جابسُن[۶۵]، ۲۰۱۳).

روش­های درمانی مختلفی برای اختلال استرس پس از سانحه و آشفتگی‌های همراه با آن به‌کاررفته است که بعضاٌ اختصاصی و متمرکز بر آسیب[۶۶](تروما) و بعضاٌ روان‌درمانی‌های کلی و فراگیر هستند ازجمله مطرح‌ترین آن‌ ها عبارت‌اند از: بازگویی روانشناختی[۶۷](PD): (خسرو پور، ابراهیمی نژاد، صالحی و فرزاد، ۱۳۹۱؛ فکور، محمدی، محمود قرابی، کریمی و همکاران، ۱۳۸۳؛ موسوی، کلانتری و اسماعیلی، ۱۳۹۲؛ مک فارلند، چیم و بوهلر[۶۸]،۲۰۰۷؛ لوئیس[۶۹]، ۲۰۰۳؛ میدز، پوند، آیرز و وارن[۷۰]، ۲۰۱۱ و دویلی و وارکر[۷۱]، ۲۰۰۸)؛ درمان حساسیت‌زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد[۷۲](EMDR): (احمدی زاده، اسکندری، فلسفی نژاد و برجعلی، ۱۳۸۹؛ مارد پور، نادری و مهرابی زاده هنرمند، ۱۳۹۲؛ لی و کویجپرز[۷۳] الف، ۲۰۱۳؛ لی و کویجپرز ب، ۲۰۱۴؛ الخوری-ملحمه، لانتیوم، بیتز، روکوس[۷۴] و همکاران،۲۰۱۱؛ تاراکوینیو، اشمیت، تاراکوینیو، ریدبرگ[۷۵] و همکاران، ۲۰۱۲؛ تسارز، گرهارد، لایسنر، جانک[۷۶] و همکاران، ۲۰۱۳؛ ورسترال، وان در ورف و ورمِتن[۷۷]، ۲۰۱۳؛ وان درهات، انگلهارد، بیتزما و سلُفسترا[۷۸]، ۲۰۱۱؛ نی، ماتسویو، کاسایی، کاتو[۷۹] و همکاران، ۲۰۰۹؛ اسکوبرت، لی و دروموند[۸۰]، ۲۰۱۱ و دی جانگ، ارنست، مارکوس و هورنزولد[۸۱]، ۲۰۱۳مواجهه درمانی طولانی‌مدت[۸۲](PE): (ماردپور، نادری و مهرابی زاده هنرمند، ۱۳۹۲؛ احمدی زاده، احمدی و انیسی، ۱۳۹۱؛ وانجلین، پاورز، اسمیتس و تئورک[۸۳]، ۲۰۱۳؛ دواکس، والدرن- پرریم، راوخ و آدامز[۸۴]، ۲۰۱۳؛ چی، می یو، لی یو ، ژانگ[۸۵] و همکاران، ۲۰۱۳؛ ریزوی، واگت و رسیک[۸۶]، ۲۰۰۹؛ رسیک، نیشیث، وی ور، آستاین[۸۷] و همکاران، ۲۰۰۲؛ گاتنر، کیسمنت، گیلبرت[۸۸] و رسیک، ۲۰۱۳)؛ درمان فراشناختی[۸۹](MCT): (ولز و سمبی[۹۰]،۲۰۰۴؛ ولز، ولفورد، فراسر، کینگ[۹۱] و همکاران، ۲۰۰۸؛ دبره[۹۲]، ۲۰۰۵؛ پراکتور[۹۳]، ۲۰۰۸؛ نقل از سلیمی، راه نجات، ربیعی، فتحی آشتیانی و همکاران، ۱۳۹۳)؛ درمان فشرده مبتنی بر تصویرسازی ذهنی[۹۴](َART): (کیپ، شومان، هرناندز، دایموند[۹۵] و همکاران، ۲۰۱۴ و کیپ، روزن ویگ[۹۶]، هرناندز، شومان و همکاران، ۲۰۱۳). و البته سایر روان‌درمانی‌ها، یا توجه محدودتری را برای اجرا توسط روان‌درمانگران به خود جلب کرده ­اند یا اینکه در مراحل اولیه آزمایش اثربخشی آن­ها برای اختلال استرس پس از سانحه قرار دارند. منجمله: الگوی مداخله روان‌شناختی ۵۱۲ [۹۷]( PIM 512)، با پنج مرحله؛ یک مصاحبه‌گر که مداخله را اجرامی کند و دو ساعت طول زمان مداخله توسط وو، ژو، ژانگ، لی یانگ[۹۸] و همکاران در سال ۲۰۱۲ معرفی شد. علاوه بر این، ادعایی با موضوع راهبرد انتشار افشانه اکسی توسین در داخل بینی[۹۹] مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه، که منجر به گرایش به سوی فعالیت‌های اجتماعی و مردم‌آمیزی می‌گردد(کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ، و همکاران، ۲۰۱۴).

اغلب مداخلات روانشناختی که اثربخشی آن‌ ها توسط پژوهشگران برای اختلال استرس پس از سانحه در داخل بررسی‌شده است دارای محدودیت­های هستند به عنوان‌مثال روش بازگویی روانشناختی صرفاٌ بافاصله کوتاه پس از وقوع آسیب می‌تواند اثربخشی بالاتری داشته باشد و در فرهنگ ما خصوصاًٌ در مردان از گرایش به مقاومت نسبت به بازگویی نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. حال‌آنکه علائم آسیب ناشی از جنگ ممکن است سال‌ها پس از واقعه آسیب­زا سیمای بالینی خود را نشان دهند؛ در روش مواجهه طولانی، خواه عینی و خواه ذهنی، تمرکز بر استفاده از اصول شرطی‌سازی کلاسیک و رفتاری جهت خاموشی است و نقش میانجی­های شناختی در تداوم اختلال مور غفلت واقع می‌شود. علاوه بر این در برخی مواقع رویارویی با شرایط ایجادکننده آسیب دشوار است و سطح بالایی از اضطراب و اجتناب را ممکن است ایجاد نماید. در روش درمان پردازش مجدد و حساسیت‌زدایی از طریق چشم به دلیل اجرای انفرادی آن، وقت‌گیر و هزینه‌بر بودن برای درمان‌های گروهی با محدودیت همراه است. بر اساس دلایل ذکرشده، اتخاذ و معرفی رویکردهای مداخله‌ای کارآمدتر که فاقد تنگناهای موجود در دیگر درمانگری‌ها باشد، اجتناب‌ناپذیر بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

۲-۱- مقدمه

بازار و هر آن چه که در آن هست، در راستای کسب بیشترین منفعت برای منابع به کار گرفته شده است. لذا دارندگان منابع بازار که تأمین کنندگان نیازمندی فرصت­های سرمایه ­گذاری شرکت­های موجود در اقتصاد می­باشند، از طریق پیش ­بینی بازده سرمایه ­گذاری­های احتمالی خود، تصمیم مربوط به انتخاب­های سرمایه ­گذاری خود را بهینه خواهند کرد. در این راستا، دارندگان منابع ریسک را مد نظر قرار می­ دهند. ‌در مورد بازده، روش های گوناگونی برای پیش ­بینی قسمت اصلی تصمیم ­گیری سرمایه ­گذاری (یعنی بازده سرمایه ­گذاری) مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد. اصلی ترین عامل نرخ بازده است که سرمایه ­گذاران در تصمیم ­گیری خود مد نظر قرار می­ دهند. بازده، از مفاهیم پیچیده و چند وجهی است و با معیارهای سود، ارزش و قیمت ارتباط تنگاتنگ دارد. عوامل متعددی بر بازده سهام اثرگذار است. یکی از عوامل اثرگذار می ­تواند قیمت نفت و نوسانات آن باشد. نفت و فرآورده ­های آن به عنوان مهمترین منبع انرژی در فرآیندهای تولیدی در جهان مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد، از این رو نوسان در قیمت نفت می ­تواند بر هزینه تولید و سودآوری شرکت­های تولیدی اثرگذار باشد. نفت برای برخی کشورهای صادرکننده آن مهمترین منبع درآمدی به حساب می ­آید و قیمت نفت و نوسانات آن از این کانال نیز می ­تواند بر بخش حقیقی و همچنین بازار سرمایه اثر بگذارد، به طوری­که در بسیاری از کشورها که مدیریت درآمد نفتی مناسبی ندارند افزایش قیمت نفت با افزایش درآمد دولت و افزایش پایه پولی همراه شده که آثار تورمی دارد. در سال­های اخیر شاهد نوسانهای بسیاری در قیمت نفت بودیم که برآیند این تغییرات، افزایش و یا کاهش در قیمت نفت را نشان می­دهد. در این فصل سعی می­گردد تا با برخی از مبانی نظری در حوزه موضوعِ تحقیق آشنا شویم، این مطالب در دو بخش طبقه ­بندی شده است که شامل بخش اول بازده سهام و بخش دوم نوسانات قیمت نفت ‌می‌باشد.

۲-۲- بخش اول؛ بازده سهام

۲-۲-۱- بازار مالی

با تقسیم کل سیستم اقتصاد یک کشور به دو بخش واقعی[۲] و مالی[۳]، بخش مالی را ‌می‌توان به عنوان زیرمجموعه­ای از نظام اقتصادی تعریف کرد که در آن وجوه، اعتبارات و سرمایه در چارچوب قوانین و مقررات مشخص از طرف پس­اندازکنندگان و صاحبان پول و سرمایه به طرف متقاضیان، جریان می­یابد.

بازارهای مالی نیز بازارهایی هستند که در آن ها دارایی­ های مالی مبادله می­شوند. دارایی­ های مالی دارایی­ هایی مثل سهام و اوراق قرضه هستند که ارزش آن ها به ارزش تولیدات وخدمات ارائه شده توسط شرکت­های منتشر کننده آن ها وابسته است. تفاوت دارایی­ های مالی با دارایی­ های واقعی در این است که دارایی­ های واقعی ماهیت فیزیکی دارند مانند اتومبیل، املاک­و مستغلات، و وسایل منزل.

در واقع بازارهای مالی، بازارهای رسمی و سازمان یافته­ای هستند که در آن انتقال وجوه از افراد و یا واحدهایی که با مازاد منابع مالی مواجهند، به افراد و واحدهای متقاضی وجوه (منابع) صورت ‌می‌گیرد. بدیهی است که در این بازارها اکثریت وام دهندگان را خانوارها و اکثریت متقاضیان وجوه را بنگاه­های اقتصادی و دولت تشکیل می­ دهند (راعی و تلنگی،۱۳۸۷: ۶). یکی از راه­های سرمایه ­گذاری خرید دارایی­ های مالی است. مزیت خرید دارایی­ های مالی نسبت به خرید دارایی­ های واقعی از دیدگاه اقتصادی این است که اولاً دارایی واقعی کالای مصرفی است نه وسیله پس­انداز و سرمایه ­گذاری؛ دوم اینکه خرید دارایی­ های واقعی و بلااستفاده نگه داشتن آن ها به امید گرانتر شدن در آینده به معنای بلااستفاده نگه داشتن منابع کشور است و ارزش افزوده­ای ایجاد نمی­کند. مگر آنکه از آن استفاده شود. چند نوع از دارایی­ های مالی عبارتند از: سپرده ­های سرمایه ­گذاری در بانک­ها، طرح­های بازنشستگی که توسط صندوق­های بازنشستگی ارائه می­ شود، انواع بیمه نامه­ های شرکت­های بیمه و در نهایت اوراق بهادار قابل داد و ستد در بورس اوراق بهادار که توسط کارگزاران خرید و فروش می­ شود. بازار مالی، امکانات لازم را برای انتقال پس انداز از اشخاص حقیقی و حقوقی به سایر اشخاصی که فرصت­های سرمایه ­گذاری مولد در اختیار دارند و نیازمند منابع مالی هستند، فراهم می­ کند. انتقال وجوه مذبور تقریباً در کلیه­ موارد به ایجاد دارایی مالی منتج می­ شود، که در واقع ادعایی است نسبت به درآمدهای آتی دارایی­ های شخصی که اوراق بهادار را صادر و منتشر ‌کرده‌است (شباهنگ، ۱۳۸۵: ۱۳).

در اقتصاد، بازار مالی به مکانیزمی اطلاق می­ شود که امکان خرید و فروش سهام، کالا یا هر محصول قابل تبادلی را برای مشارکت کنندگان با هزینه­ای پایین فراهم ‌می‌آورد. بازارهای مالی چند صده اخیر رشد قابل توجهی داشته و به طور مستمر درحال تکامل و افزایش­نقدینگی در جهان است. وظیفه بازارها گردآوری خریداران و فروشندگان علاقه­مند به مشارکت در بازار است. در واقع تمامی بازارهای مالی در پی گردآوری سرمایه و برقراری ارتباط بین جویندگان سرمایه (قرض­گیرندگان) و دارندگان سرمایه (قرض­دهندگان) هستند(مدیریت توسعه فرهنگ سرمایه ­گذاری بورس اوراق بهادار تهران[۴]).

۲-۲-۱-۱- کارکردهای بازار مالی

مزایای بازارهای مالی شامل موارد زیر ‌می‌باشد:

۱- جذب و تجهیز پس اندازها و تخصیص بهینه­ منابع (انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی):

انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی نقش اساسی بخش مالی اقتصاد است. واحدهای اقتصادی به طورکلی شامل واحدهای دارای پس­انداز و واحدهای سرمایه ­گذاری هستند. نقش بازارهای مالی این است که این دو گروه مذبور را به یکدیگر نزدیک کند و راه­کاری فراهم نمایند که وجوه از واحدهای دارای مازاد پس­انداز به واحدهای مواجه با کمبود منابع یا کسری پس­انداز انتقال یابد. بدیهی است که تأثیر این نقل­وانتقال وجوه فراهم آوردن امکانات سرمایه ­گذاری مولد است. ‌بنابرین‏ ملاحظه می­ شود که در صورت عدم وجود یا ضعف بازارهای مالی، امکان تحقق سرمایه ­گذاری­های مولد در سطح وسیع وجود نخواهد داشت.

۲- تعیین قیمت وجوه و سرمایه:

قیمت وجوه و سرمایه نیز در بازارهای مالی تعیین می­ شود. ‌بنابرین‏ بازارهای مالی با تعیین قیمت سرمایه و وجوه، بنگاه­ها را در تصمیم ­گیری­های سرمایه ­گذاری و برنامه­ ریزی­های مالی کمک ‌می‌کنند. به طوری که قیمت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




از دیدگاه بازار سرمایه نیز حسابشویی توجیه پذیر است. اگرچه، شناسایی زیانی بزرگ نوعاً تاثیری منفی روی قیمت سهم دارد چرا که به اخبار بد مرتبط با رقابت پذیری شرکت مربوط است. با این حال، اگر مبلغ مذبور و تغییرات عملیاتی مربوطه از سوی بازار مثبت نگریسته شود، یعنی علامتی باشد مبنی بر اینکه مدیران جدید تصمیم جدی بر پیشرفت کار شرکت دارند، امکان دارد قیمت سهم به سرعت و شدیداًً جهش کند. به خاطر ماهیت غیر مستمر و غیر معمول حسابشویی ،کاربران صورت‌های مالی گرایش به تنزیل اثر مالی آن دارند. این امر، فرصتی ایجاد می­ کند تا همه اشتباهات گذشته را کنار گذاشت و عرصه ای برای افزایش عایدات آتی فراهم آورد. در اینجا نیز حسابشویی بر پایه این منطق استفاده می­ شود که اگر شما به ناچار بایستی اخبار بد (زیان ناشی از تجدید ساختار اساسی) افشا کنید، یکجا آن را در صورت‌های مالی شناسایی نمایید هر چند اگر غیر معمول به نظر رسد. سایر موارد استفاده از تکنیک حسابشویی تجدید ساختار وام های پر در دسر، خرابی و کاهش ارزش دارایی های ثابت و واگذاری یا توقف عملیات ‌می‌باشد (رِحمان و همکاران،۲۰۱۳؛ تامسون،۲۰۰۷؛ تهرانی،۱۳۸۹، ۷۹-۸۰)

• انگیزه های نظارتی

برخی از صنایع نظیر بانکداری، بیمه و خدمات رفاهی عمومی به سبب تمکین از مقررات مرتبط با ارقام و نسبت های حسابداری تحت نظارت قرار دارند. بالاخص بانک‌ها و مؤسسات بیمه تابع الزاماتی هستند مبنی بر اینکه بایستی حداقل سرمایه یا دارایی های کافی جهت ایفای تعهدات خویش نگهداری کنند. امکان دارد که این مقررات انگیزه هایی را در مدیران جهت مدیریت سود به وجود آورند. احتمالاً بانک‌های که به الزامات حداقل سرمایه نزدیک می­شوند تکنیک هایی نظیر بزرگ نمایی شروط زیان مطالبات وام، ارائه کمتر از واقع کاهش ارزش دفتری وام و شناسایی سود های غیر

    1. Hendriksen ↑

    1. Hanlon ↑

    1. Tran ↑

    1. Lamb et al. [1995] ↑

    1. Tang ↑

    1. Thuronyi & ↑

    1. Alley & Simon ↑

    1. Wildasin ↑

    1. Holmes ↑

    1. Georg von Schanz ↑

    1. Robert Haig ↑

    1. Henry Simons ↑

    1. ۴ “Schanz- Haig- Simons” ↑

    1. Watts & Zimmerman ↑

    1. Scott ↑

    1. Sun & Rath ↑

    1. Rehman et al. ↑

    1. Healy & Krishna ↑

    1. Auronen ↑

    1. Frydenberg ↑

    1. Jensen & Meckling ↑

    1. Thomson ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




اتکینسون و شیفرین بر این باورند که وقتی اطلاعات به حافظه بلند مدت انتقال می‌یابند اثر آن ها پا بر جا خواهد ماند. ناتوانی در به یاد آوری اطلاعات ناشی از وجود مسئله ای در امر باز گردانیدن اطلاعات به نظام است. برای سهولت بخشیدن به یاد آوری،فرایند های کنترل،فعالیت های مخزن یا حافظه بلند مدت را زیر تسلط می گیرند. هر جزء از اطلاعات را می پرورانند و با اطلاعات دیگر بر حسب،یک طرح کلی سازمان می‌دهند»(محسنی،۱۳۸۳).

۲-۱۱ .هوش

در میان عوامل مؤثر در تنظیم و تربیت،ویژگی های فردی فراگیر،از اهمیت ویژه ای برخوردار است. توانش های ذهنی ویژگی های شخصیتی از جمله خصوصیات فردی است که انگیزش تحصیلی و به تبع آن پیشرفت تحصیلی او را رقم خواهد زد . یکی از ویژگی های مهم خرد سازه ای به نام هوش است. نهضت هوش آزمایی با کارهای بینه[۵۲](۱۹۰۵)شروع شد،هوش در مفهوم عاملی اولین بار توسط اسپیرمن[۵۳](۱۹۰۴)عنوان شد،ترستون[۵۴](۱۹۳۲)با بهره گرفتن از روش همبستگی های مثبت و بهره گیری از روش تحلیل عاملی متفاوت هفت عامل اولیه را اساس هوش معرفی کرد. گیلفورد [۵۵](۱۹۵۹)پیشنهاد کرد که توانایی‌های ذهنی از سه جنبه قابل بررسی است. از دیدگاه او سه بعد عملیاتی،محتوی و بازده با اختصاص چندین سطح به هر یک از آن ها ساختار مکعبی هوش را با ۱۲۰ عامل تشکیل می‌دهد این نکته قابل توجه است که نظریه پردازان در روش تحلیل عاملی ساختار هوش را بیشتر از روی محتوای آزمون ها(کلامی،ریاضی،عددی،درک فضائی و …)ترسیم کرده‌اند(فردوسی،۱۳۸۰).

۲-۱۲ .نظریه سه وجهی هوش استرنبرگ[۵۶]

رابرت استرنبرگ(۱۹۸۶)نظریه سه گانه یا سه وجهی هوش را مطرح ‌کرده‌است. نظریه وی به قرار زیر می‌باشد:

اول- مؤلفه‌ ها یا اجزای هوش: استرنبرگ سه گونه مؤلفه‌ خبر پردازی را مشخص نموده است.

مؤلفه‌ اول را فرا مؤلفه‌ نامیده است. این مؤلفه‌ به فرد یاری می رساند تا فرد راهبردهای حل مسئله را در خویشتن برنامه ریزی کند این راهبردها را مورد باز بینی قرارداده و آن ها را مورد ارزشیابی قرار دهد.

گروه دوم مؤلفه‌ های عملکرد می‌باشد این مؤلفه‌ ها به فرد یاری می رساند تا دستورات و فرامین فرا مؤلفه‌ ها را به مورد اجرا گذارد.

گروه سوم مؤلفه‌ های فراگیری دانش است این مؤلفه‌ برای چگونگی حل مسئله به فرد یاری می‌کند در واقع باعث می شود اطلاعات مربوط به مسئله را خود بیاموزد و فرا گیرد این سه مؤلفه‌ با یکدیگر در واکنش دو سویه اند و عموماً با یکدیگر عمل می‌کنند.

دوم – تجربه و هوش: بعد دیگری که استرنبرگ در ارتباط با ابعاد هوش در نظر گرفته است تجربه فرد می‌باشد. تجربه فرد توانایی او را برای چاره جویی یا تکلیف های تازه،بهبود می بخشد و به او یاری می‌دهد تا اطلاعات مرتبط را برای گشودن مسئله ها به کار گیرد.

سوم – بافت و زمینه هوش: سومین بعد هوش در نظریه استرنبرگ به توانایی فرد جهت سازگاری با محیط و فرهنگ او توجه می‌کنند. پس هوش زمینه ای فرهنگی بافتی دارد. به نظر استرنبرگ آنچه اهمیت دارد سطح و تراز هوش فرد نیست بلکه این است که فرد به یاری هوش خود به کدام دستاوردی دست می‌یابد.

او مهمترین عوامل یا موانع را به شرح زیر برشمرده است: الف- فقدان انگیزش ب- به کار گیری توانایی‌ها به گونه ای نادرست ج- ناتوانی در تکمیل وظایف د. ترس از شکست(سیف،۱۳۷۹).

۲-۱۳ .نظریه هوش گاردنر:

گاردنر(۱۹۹۱)در نظریه هوش چند گانه خود کوشید تا میان اندیشیدن و هوش یک پیوند تنگاتنگ و نزدیک برقرار سازد یک جنبه جالب و خیره کننده در این نظریه این است که فردی که در ریاضی توانمند است و بینش ریاضی دارد ممکن است در درک آشکارترین نشانه های موسیقی مشکل داشته باشد. گاردنر کوشید تا این نا پایداری آشکار را از طریق مشخص کردن هفت عنصر هوشی برابر توجیه کند.(درخشان پور،۱۳۷۷).

۱- هوش زبانی شناختی: اولین مؤلفه‌ هوشی در نظریه گاردنر مقوله زبان است او آن را هوش زبانی شناختی نام گذارده است دلایل وی بدین صورت است که ایجاد ضایعه در منطقه های زبانی مغز،در زبان اختلال پدید می آورد و همچنین عملیات اصلی در زبان ما دلیل دیگری ‌در مورد این مؤلفه‌ می‌باشد او این عملیات را بدین صورت طبقه بندی می‌کند: آوا شناسی[۵۷]،صرف و نحو،[۵۸] معنا شناسی[۵۹] و ملاحظات بدون زبانی(ملاحظات عملی[۶۰]).(درخشان پور،۱۳۷۷).

۲- هوش موسیقی: هنگامی که استعداد یا قریحه و مسیر حرفه ای یک ‌موسیقی‌دان بررسی می شود ملاحظه می شود که او در توانش موسیقی از چیزی استثنایی برخوردار است. بروز اولیه توانایی موسیقی بیانگر آن است که گونه ای آمادگی زیستی در کودک برای موسیقی وجود دارد. این همان هوش موسیقی است. تحقیق نوروفیزیولوژی نشان داده است که ‌نیم‌کره راست مغز در این توانایی و استعداد او نقش دارد. همچنین نت های موسیقی خود به منزله یک سیستم اساسی نماد ها و نشانه ها هستند . در بسیاری از نظریه های هوش،توانش موسیقی به عنوان یک مؤلفه‌ مورد توجه قرار گرفته است با این همه مهارت‌های موسیقی ضوابط گاردنر را بر آورده می‌کند و به همین دلیل،ضرورت دارد،در شمول مؤلفه‌ های هوش قرار گیرد(درخشان پور،۱۳۷۷).

پژوهش های گاردنر در باره هوش موسیقی در دوره های کودکی ‌به این نتیجه رسیده اند که در اغلب کودکان پس از آنکه مدرسه آغاز شود،رشد موسیقی دستخوش ایست و توقف می شود،البته به کودکی که از این استعداد و قابلیت برخوردار است.

برای کودک مستعد موسیقی تا سن ۸ و ۹ سالگی همان صرف استعداد و توانش و قریحه برای ارائه پیشرفت کودک در موسیقی اکتفا می‌کند . در حدود سن ۹ سالگی پرورش مهارت موسیقی به گونه ای جدی آغاز می شود و تا عصر نو جوانی همراه با تمرین،تکرار و تداوم خواهد یافت،این هنگامی است که کودک می بایست تصمیم بگیرد،چه اندازه از عمر و وقت خود را بر سر موسیقی خواهد گذارد و خود را وقف آن خواهد کرد.(درخشان پور،۱۳۷۷).

۳- هوش منطقی – ریاضی: گاردنر باور دارد که این گونه هوش از تمایل فرد به جهان اشیاء و رویدادها بروز و ظهور می‌کند. کودک چیزها و اشیاء را مورد استفاده قرار می‌دهد و آن ها را از هم جدا یا تحلیل می‌کند مجدداً آن ها را در هم می آموزد و ترکیب می‌کند. کودک در این کنش و واکنش های دانش بنیادی خود را در باره اینکه جهان چگونه کار می‌کند به دست می آورد از طریق این فرایند هوش منطقی – ریاضی به سرعت خود را از جهان پدیده‌های عینی و مادی و ملموس رها و جدا می‌کند . نتیجه آن می شود،که کودک به گونه ای انتراعی یا صوری بیندیشد.(درخشان پور،۱۳۷۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




هرسی و بلانچارد معتقدند رضایت شغلی تابعی است که سازگاری انتظارات سازمانی با نیازهای فرد است یعنی اثر بخشی و رضایت تواماً حاصل می‌گردد.

ویکتور وروم ‌در مورد رضایت شغلی می‌گوید:”یک نوع برداشت ذهنی که فرد نسبت به شغل خود دارد و انجام یک نوع رفتار سازمانی است”. ‌بنابرین‏ رضایت و انجام کار در اثر عوامل کاملاً متفاوت به وجود می‌آیند.

هابلین[۷] می‌گوید که “رضایتمندی شغلی یک پدیده احساسی است که یک کارمند درباره شغل خود می‌تواند به دست آورد” ‌بنابرین‏ رضایت شغلی زمانی حاصل می‌شود که کارکنان از طبیعت کار خود رضایت داشته باشند، از حقوق و مزایای خود راضی باشند چستر بارنارد[۸] معتقد است که “رضایت شغلی باعث تداوم همکاری فرد و سازمان می‌گردد”. خشنودی‌های ویژه‌ای که انسان را بر می انگیزد تا تلاش‌های خود را برای کمک به یک سازمان به کار برد از مزایایی است که در برابر معایب برخاسته از این همکاری ناشی می‌شود. هر گاه مسئولیتهایی که سازمان برعهده افراد می‌گذارد زیاد باشد، مزایای سازمان باید برانگیزنده باشد ( عباس زادگان، ۱۳۷۹).

فلدمن و آرنولد رضایت شغلی را چنین تعریف می نمایند: به مجموعه تمایلات مثبت با احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند اطلاق می‌شود، زمانی که می‌گوییم یک فرد رضایت شغلی بالایی دارد منظورمان این است که میزان زیادی شغلش را دوست دارد و از طریق آن نیازهای خود را ارضاء می کند و در نتیجه احساسات مثبتی دارد ( فلدمن، آرنولد، ۱۹۸۲).

رابینز رضایت شغلی را نگرش فرد درباره کارش می‌داند و می‌گوید: “کسی که رضایت شغلی اش در سطحی بالا است، نسبت به شغل یا کارش نگرشی مثبت دارد” ( رابینز[۹]، ۱۳۸۱).

نظریه های رضایت شغلی

نظریه پردازان ‌در مورد رضایت شغلی، نظریات مختلفی بیان کرده‌اند، با ذکر عمده‌ترین آن ها مطلب را پی می‌گیریم.

-نظریه بروفی[۱۰] : بروفی (۱۹۵۹) از متقدمان نظریه پرداز درباره رضایت شغلی می‌باشد. این صاحب نظر رضایت شغلی را به سه عامل مربوط می‌داند:

– نیازها: بروفی، مقوله نیازها را به دو قسمت تقسیم می‌کند. اول این که به چه میزان و چه تعداد نیارهای شاغل توسط شغل تامین می‌شود.

دوم این که به چه میزان و چه تعداد نیازهای مشاغل توسط شغل تامین نمی‌شود. بروفی، رضایت شغلی شاغل را مربوط به نتیجه حاصل از این دو عامل می‌داند.

– انتظارات: یعنی این که فرد، چه انتظاراتی از احراز شغل دارد. هر گاه دامنه انتظارات وسیع باشد، به دست آوردن رضایت مشکل است و بر عکس. یعنی هر گاه دامنه انتظارات محدود باشد، به دست آوردن رضایت آسان است. نظر ‌به این که، افراد انتظارات متفاوتی از شغل‌های خود دارند. ‌بنابرین‏ عامل ایجاد رضایت در نزد افراد متفاوت است.

– تاثیر روانی و اجتماعی شغل: تاثیری است که موقعیت اجتماعی سازمان در محیط سازمان، از نظر روانی- اجتماعی در شاغل ایجاد می‌کند. ملاحظه می‌شود که نظریه بروفی مبتنی بر نیازهای روانی- اجتماعی است و در رضایت شاغل، عامل مادی مطرح شده است ( بروفی، ۱۹۵۹).

-نظریه کورمن[۱۱]: کورمن (۱۹۹۷) نیز چون بروفی نیازها را عامل رضایت شغلی می‌داند. کورمن، نیازها را در سه مورد مطرح می‌سازد:

– ارضای نیازها: در این مورد کورمن یادآور می‌شود که شاغل وقتی نیازهایش ارضاء شود، رضایت شغلی او بیشتر می‌شود.

– گروه مرجع: در این مورد او یادآور می‌شود که هر گاه شاغل، نظر خود را با گروه مرجع، مشابه دید، به ارضاء می‌رسد، گروه مرجع از نظر کورمن، افرادی هستند که هدایت و ارشاد گروه‌های سازمانی را به عهده دارند.

– نظریه انگیزشی- بهداشتی هرزبرگ: کورمن، نظریه دو عامل هرزبرگ را مطرح می‌سازد که موجب رضایت شغلی می‌شود (کورمن، ۱۹۹۷)

– نظریه هوی و میسکل: آن ها نیز رضایت شغلی را مربوط به سه عامل دانستند:

– فرضیه اختلاف: یعنی اگر، کاری که فرد برای رفع نیازهای خود در سازمان انجام می‌دهد، بی کم و کاست نیازهایش را مرتفع کند، رضایت حاصل می‌شود. حال اگر اختلافی بین دریافت او از کار و رفع نیازهایش باشد، نارضایتی حاصل می‌شود.

– فرضیه محرومیت- غلبه: طبق این فرضیه، هر چه کمبود یک نیاز بیشتر باشد، تمایل به رفع آن نیز بیشتر می‌شود.

– فرضیه رابطه عمومی: طبق این فرضیه، رضایت شغلی، مربوط به عوامل ترکیبی شغل است که با سیستم اجتماعی رابطه تنگاتنگ دارد ( هوی، میسکل، ۱۹۸۲).

مفهوم انگیزش

انگیزش یکی از بحث‌های علوم اجتماعی و مدیریت است که البته از جایگاه ویژه‌ای نیز برخودار است. چون تمام روش‌های مدیریت و جنبه کاربردی آن برای بالا بردن انگیزه های افراد و ترغیب آن ها و بهبود عملکرد می‌باشد، بررسی شیوه های رفتار کارکنان و علل و خواسته‌ها افراد از سازمان و مشاغلشان و چگونگی رضایت آن ها و مسائلی از این قبیل، اذهان را به طرف مسئله انگیزش افراد جلب می کند. در تعریفی دیگر انگیزش “یک نیاز تامین نشده است” که موجب تنش می‌شود که آن نیز به نوبه خود در فرد پویایی به وجود می آورد و او را به جهتی سوق می‌دهد. این پویش موجب جست و جو برای هدف خاصی می‌شود که اگر هدف تامین گردد، می‌تواند نیاز را تامین کند و باعث کاهش تنش شود. کارکنانی که تحریک شده باشند در یک وضعیت و حالت تنش قرار می‌گیرند و برای رهایی از این تنش دست به نوعی کار یا فعالیت می‌زنند. هر قدر تنش بیشتر باشد، فعالیت بیشتری می‌کنند تا از آن رهایی یابند. ‌بنابرین‏ هنگامی که کارمند تلاش زیادی می‌کند می‌تواند نتیجه گرفت که وجود نوعی تمایل یا خواست، وی را در جهت دستیابی به هدفی که برای آن ارزش قائل است سوق داده است (رابینز، ۱۳۸۴).

انگیزش یک فاکتور کلیدی برای نگهداری کارکنان مفید، برای سازمان می‌باشد. درجه عملکرد افراد تابعی از انگیزش مؤثر در آن ها می‌باشد. بعضی زمان‌ها افراد دارای انگیزش مثبتی می‌باشند، التبه در صورتی که نیازها و توقعات آن ها ارضاء شده باشد، اگر چه انگیزش منفی برعکس، زمانی که نیازها و توقعات برآورده نشود، اتفاق می افتد که البته هر دو مورد تاثیر زیادی بر روی افراد دارند ( کارش[۱۲]، ۲۰۰۹).

با این حال علی‌رغم پیچیدگی انگیزش، تردیدی نیست که انگیزش اساس مدیریت است، مدیران، امور را به دست افراد دیگر انجام می‌دهند و در صورتی که نتوانند به نحوی آن ها را تشویق به کار کنند، در مدیریت موفق نخواهند شد ( دسلر[۱۳]، ۱۳۷۳).

رابطه انگیزش و رضایت شغلی

انگیزش به میزان بسیار زیادی با رضایت شغلی هبستگی دارد. تحقیقات نشان داده است که نیازهای انگیزاننده و بهداشتی مدل هرزبرگ بر رضایت شغلی مدیران و کارکنان تاثیر دارد. هم چنین انگیزنده انتظار در مدل ( وروم )[۱۴] نیز به طور معنارداری با رضایت شغلی کارکنان ارتباط دارد.

نگرش‌های مدیریت نسبت به انگیزش

در طول دهه های گذشته نگرش‌های مختلفی نسبت به موضوع انگیزش ارائه شده است که در ذیل به سه مورد آن ها (مدل سنتی، مدل روابط انسانی، تقویت شغل) می پردازیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




فی الواقع، در هر قرارداد به همان اندازه که تعهد وجود دارد، «سبب» نیز هست. بدین ترتیب، نظریه ی علت از قلمرو قراردادها فراتر می رود و زمینه ی گسترش آن، به تعهدهای خارج از قرارداد نیز فراهم می‌آید. به عقیده ی کاپیتان، علت که همان هدف مورد نظر متعهد است، غیر از موضوع است. او معتقد است که:

اولاً: در قرارداد، تصویر روانی و جاذبه ی به دست آوردن عوض متقابل است که به عنوان هدف، مورد توجه قرار می‌گیرد؛ نه اصل تعهد دیگری. این تحلیل، که سبب غایی را مبنای تعهد قرار می‌دهد و به انگیزه های متعهد می پردازد، بازگشتی است به سوی حقوق کلیسا و عدول از آن چه دوما درباره ی سبب اعلام ‌کرده‌است.

ثانیاًً: این که به دست آوردن اجرای تعهد متقابل، سبب است و نباید اثر آن را به زمان انعقاد قرارداد محدود کرد. من باب مثال، خریدار اتومبیل، ملتزم به پرداختن ثمن می شود تا مبیع را در اختیار بگیرد و تعهد فروشنده در برابر او اجرا گردد. ‌بنابرین‏، نه تنها در موردی که تعهد متقابل به وجود نمی آید، التزام شخص بدون سبب است؛ در جایی هم که تعهد به دلیلی اجرا نمی شود، التزام را بایستی بدون سبب دانست. در نتیجه، حق حبس و انحلال قراردادهای معوض در نتیجه ی عدم اجرای یکی از تعهدهای متقابل نیز از آثار «نظریه ی سبب تعهد» است.

سایر پیروان نظریه ی شخصی پا فراتر گذاشته و با انکار امتیاز سبب و جهت از یکدیگر، اعلام می دارند که سبب، همان جهت محرک شخص در قبول تعهد است. به نظر اینان، عمل ارادی، یک کل تجزیه ناپذیر است و نمی توان آن را مجرد از جهت محرک خود در نظر آورد، و همین «جهت» یا باعث است که ایجاد تعهد می‌کند.

ایشان ‌در مورد «فقدان سبب» می‌پذیرند که، چون دواعی گوناگون و خصوصی اشخاص را نمی توان تمیز داد و ارزش تعهد را وابسته به آن ساخت، جهت تعهد را بایستی در عناصر مادی و اقتصاد قرارداد جست و جو کرد. بدین ترتیب، ملاحظه ی نفعی که در اثر قرارداد برای متعهد فراهم می‌آید، به اندازه ی کافی ایجاد تعهد را توجیه می‌کند و مبنای آن را روشن می‌سازد؛ به بیان دیگر، اقتصاد قرارداد وسیله ی کشف «جهت تعهد» است. برای مثال، ملاحظه ی قیمتی که فروشنده به دست می آورد، به تنهایی، دلیل اراده ی او را بر تملیک مال خود بیان می‌کند و ما را از هر گونه کاوش روانی بی نیاز می‌سازد.

این جهت در هر سنخ از قراردادها یکسان است؛ چرا که از مفهوم داد و ستد یا اقتصاد قراردادی استخراج می شود و چهره ی نوعی می‌یابد. ‌بنابرین‏ برای اختصار در بیان است که «ملاحظه عوض متقابل در ذهن» به خود تعهد متقابل تعبیر می شود.

موری[۳۲] از نویسندگان دیگری است که نظر او درباره ی «مفهوم سبب» نفوذ و شهرتی فراوان یافته است. او با تلاش بسیار برای چهره های گوناگون سبب، مبنای مشترکی می‌یابد و سبب را بر پایه ی نقش حقوقی آن معین می‌کند. این مبنای مشترک، که جابه جایی ارزشی را از یک دارایی به دارایی دیگر توجیه می‌کند، در زمینه‌های اقتصادی نیروی «تعادل» است.

بر پایه ی همین «تعادل» است که نظریه ی «استفاده بلا جهت» توجیه می شود؛ زیرا ارزشی از دارایی زیان دیده خارج می شود، بدون این که هیچ ارزش معادلی، جای آن را بگیرد؛ ولیکن، در زمینه ی قراردادها، حاکمیت اراده نیز عاملی است که می‌تواند مبنای انتقال ارزش قرار گیرد و سبب جابه جایی شود. در قراردادهای معوض، جهت محرک، در تمایل به دست آوردن معادل خلاصه می شود؛ زیرا این گونه قراردادها در قلمرو زندگی اقتصادی قرار گرفته اند؛ به بیان دیگر، در داد و ستدها «معادل مقصود» مدنظر است.

این تعریف، دو عنصر نوعی و شخصی را با هم دارد: «معادل» به خودی خود مفهومی نوعی و مادی است ولی قید «مقصود» به آن رنگ شخصی می بخشد؛ به همین دلیل، موری را در زمره ی پیروان نظریه ی شخصی آورده اند.

‌بنابرین‏، ‌بر اساس نظر ایشان «سبب» دارای نقشی دوگانه است:

در جایی که نقش سبب «حمایت از حقوق فردی و انصاف» است، این امکان را به وجود می آورد که تعهد بدون سبب ابطال شود. در این فرض، جهتی که در دیدگاه حقوق به حساب می‌آید، بایستی حداقلی از مبنای نوعی را دارا باشد. طرف قرارداد نمی تواند به استناد دست نیافتن به جهتی که در ضمیر او پنهان مانده است، درخواست ابطال عقد را بنماید. دست کم، این جهت از نظر حقوقی، در عقود معوض در قالب «معادل مقصود» تجلی می‌یابد.

در حالی که در موردی که «حمایت اجتماعی» مورد نظر حقوق است، سبب باعث می شود تا حاکمیت اراده محدود شود و دادرس بتواند، با بازرسی جهات و انگیزه های دورتر، از نفوذ قراردادهایی که به منظور رسیدن به هدف های نامشروع و غیر اخلاقی منعقد می شود، جلوگیری کند (کاتوزیان ۱۳۸۸، ۲۴۸ – ۲۵۲: ۲).

۲-۱-۵-۲-۲ نظریه ی نوعی

طرفداران این نظریه، «سبب» را اساساً، با توجه به جنبه ی اقتصادی آن توجیه می‌کنند. ایشان بر این عقیده اند که «سبب» دلیل اقتصادی وجود تعهد است. هرجا که مالی از دارایی بدهکاری خارج می شود، بایستی نفعی در برابر آن به دست آورد و تنها، به وسیله ی این عوض مادی است که می توان تعهد را توجیه کرد. البته، این دارا شدن به طور نوعی و موضوعی بدون در نظر گرفتن جنبه‌های شخصی و درونی متعهد بررسی می شود؛ پس چنان که طرفداران این نظریه گفته اند، سبب «یک عنصر مادی» قرارداد است.

به موجب این نظر، «سبب» از «اراده» به کلی مجزاست. نقش سبب متمایز از نقش اراده است و اهمیت این دو عنصر متفاوت است. ارزش سبب در همه ی تعهدات یکسان نیست. هرقدر اهمیت سبب در تعهدی بیش تر باشد، از ارزش اراده کاسته می شود. بدین سان سبب در «استفاده بلاجهت» بسیار مهم است و عامل یگانه و حاکم در توجیه تعهد به شمار می‌آید، در حالی که اراده در آن نقشی ندارد؛ در عقود معوض، عامل توانایی در برابر اراده است و مهم تلقی می شود؛ نهایتاًً، در عقود غیر معوض، ارزش خود را از دست می‌دهد و در این عقود فقط اراده معتبر است (صفایی ۱۳۵۰، ۵۷: ۱).

مطابق گفته ی لوکاس[۳۳] «هرجا سخنی از سبب در میان است، فقط توانایی تملک می‌تواند مورد گفت وگو قرار گیرد که مستقل از ارزش اعتقاد و داوری است.» (به نقل از کاتوزیان ۱۳۸۸، ۲۵۲: ۲).

تحلیل مادی و نوعی «سبب»، مفهومی به دست می‌دهد که در همه ی انواع تعهدهای قراردادی و قهری به کار می‌آید و مبنای التزام را روشن می‌سازد. برای مثال، همان گونه که بیان می‌کند، چرا خریدار در عقد بیع بایستی ثمن را بپردازد، به همان گونه نشان می‌دهد که چرا کسی که به زیان و هزینه ی دیگری سودی به دست آورده، بایستی عدم تعادل ناشی از «استفاده بلاجهت» را جبران کند.

گودمه[۳۴] در تعریف سبب می نویسد: «….ارزش اقتصادی است که بخش مثبت دارایی بدهکار را فزونی می بخشد و افزایش دین (بخش منفی) ناشی از وجود تعهد را جبران می‌کند.» (به نقل از کاتوزیان ۱۳۸۸، ۲۵۳: ۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:11:00 ب.ظ ]




به طور کلی اهداف تحقیق عبارتند از:

– ارائه راهکارهایی جهت کاهش هزینه­ های نمایندگی

– کاهش مدت زمان رسیدگی به پرونده ­های مالیاتی

– کاهش هزینه­ های دولت برای اخذ مالیات از مودیان و علی الخصوص مودیان بزرگ مالیاتی

۱-۴- سوالات و فرضیه های تحقیق:

سوالات تحقیق:

این تحقیق به دنبال ارائه پاسخ برای سوال زیر ‌می‌باشد:

آیا مسئولیت پذیری اجتماعی با اجتناب مالیاتی رابطه دارد؟

فرضیه های تحقیق:

فرضیه ‌بر اساس تحقیق انجام شده توسط هوی و همکاران (۲۰۱۳) به شرح ذیل تدوین شده است:

    1. اجتناب مالیاتی با فعالیت­های مسئولانه اجتماعی رابطه دارد.

  1. اجتناب مالیاتی با بدهی­های احتمالی ناشی از فعالیت­های غیر مسئولانه اجتماعی رابطه دارد.

نکته: از آنجایی که در این پژوهش اجتناب مالیاتی با سه روش مجزا محاسبه می­ شود، و نیز برای فعالیت­های مسئولیت اجتماعی سه متغیر در نظر گرفته شده است، برای هر فرضیه نه حالت آزمون می­ شود ؛ که در ادامه تحقیق به تفصیل شرح داده خواهد شد.

۱-۵- مدل های تحقیق

مدلهایی که برای آزمون فرضیه ­های این تحقیق در نظر گرفته ‌شده‌اند، بر گرفته از مدل‌های رگرسیون چند متغیره تحقیق هوی و همکاران (۲۰۱۳) است که در فصل سوم به طور کامل به آن اشاره می­ شود. در اینجا نیز مدل­های مورد استفاده در تحقیق به اختصار و به صورت زیربیان می­ شود:

ج

AGGRESSIVEit = β۰ + β۱ CSRit + β۲ POS_CSRit + β۳ ABS_DAit + β۴ IOit + β۵ CASHit + β۶ ROAit + β۷ LEVit+ β۸NOLit + β۹ ΔNOLit+ β۱۰ FIit + β۱۱ PPEit + β۱۲ INTANGit + β۱۳ EQINCit + β۱۴ R&Dit + β۱۵EMPit+ β۱۶ ΔSALEit + β۱۷ SIZEit-1 + β۱۸MBit-1+ εit

که در آن:

AGGRESSIVEit: اجتناب مالیاتی با استفاده سه روش ذیل برآورد می شود:

نام متغیر
نماد
نحوه اندازه گیری

نرخ مؤثر مالیاتی نقدی

CETR

وجه نقد پرداختی بابت مالیات

سود قبل از کسر مالیات

نرخ مؤثر مالیاتی نقدی بلند مدت

LCETR

مجموع وجوه نقد پرداختی بابت مالیات درطی۳سال

مجموع سود قبل از کسر مالیات طی همان دوره

اختلاف دائمی مالیات

PBT

مالیات ابرازی – مالیات طبق برگ تشخیص

مجموع دارایی‌های اول دوره

نرخ مؤثر مالیاتی نقدی:

منظور از وجه نقد پرداختی، مبلغی است که بعد از برگ تشخیص قطعی به اداره دارایی پرداخت می­گردد؛ حال آنکه هر شرکت برای سود قبل از کسر مالیات خود درصدی را به عنوان مالیات عملکرد (در ایران ۲۵%) ذخیره در نظر ‌می‌گیرد و ‌به این ترتیب نسبت ذخیره مذکور به سود قبل از کسر مالیات ۴/۱ یا ۲۵% ‌می‌باشد ولی نسبت مبلغ پرداختی بعد از برگ تشخیص قطعی به سود قبل از کسر مالیات می ­تواند بیشتر، مساوی و یا کمتر از ۴/۱ باشد.

نرخ مؤثر مالیاتی نقدی بلند مدت:

با توجه به فرمول نرخ مؤثر مالیات نقدی که انحراف مثبت، منفی و یا عدم انحراف از مالیات را برای سال جاری نشان می­دهد، میتوان میانگین نرخ مؤثر مالیاتی نقدی چند سال اخیر شرکت را نیز به دست آورد و مالیات گریزی یا عدم آن را تعیین نمود و قضاوت کامل­تری نسبت به وضعیت شرکت داشت.

اختلاف دائمی مالیات:

با توجه به فرمول فوق مشاهده می­ شود که انحراف مالیاتی نسبت به دارایی­ های اول دوره سنجیده می­ شود زیرا هرچه اجتناب مالیاتی بالاتر باشد رقم افزوده شده به دارایی­ های اول دوره(سرمایه شرکت) بیشتر خواهد بود و بالعکس. در این تحقیق سه پارامتر تعیین کننده فوق ‌در زمینه اجتناب مالیاتی در رگرسیون سنجیده خواهد شد.

CSRit: برای مسئولیت پذیری اجتماعی از سه روش به شرح ذیل استفاده می­ شود

۱) نحوه محاسبه مخارج EER: علاوه بر دستمزد کارمندان، شرکت ها نیز باید با تامین سود، مراقب کیفیت زندگی کارمندان باشند. این تحقیق از منابع انسانی صرف شده به صورت درصدی از درآمد برای سنجش واکنش شرکت نسبت به کارمندان استفاده می­ کند. این مخارج عبارتند از حقوق،
هزینه­ های اضافه کاری، پرداخت ساعت کار، پاداش به مدیران و سرپرست­ها، هزینه رفت و آمد، پاداش­های آخر سال، دستمزد، انگیزه­ های تجاری، پرداخت به پیمانکاران، بازنشستگی، جبران خسارت، حقوق بازنشستگی، هزینه­ های تعلیم و آموزش، مزایا، پرداخت بیمه، هزینه­ های ناهار، هزینه مناسبت­ها برای کارمند، پرداخت پول غذا، مخارج دارویی، و سود سهام به کارمندان.

EER =درآمد/ مخارج منابع انسانی.

۲) نحوه محاسبه حفاظت زیست محیط(EP): با هماهنگی بابخش کنترل کیفیت شرکت­های نمونه انتخابی اطلاعات مربوط به نوع گواهینامه­ ها (که در این پژوهش دو گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ و ایزو۱۴۰۰۱ مورد مطالعه تحقیق بوده است) و زمان اخذ آن ها به دست آمده است و برای اطمینان بیشتر، اطلاعات به دست­آمده از شرکت­های نمونه با لیست سازمان ملی استاندارد، سازمان تأیید صلاحیت مدیریت و سازمان غذا و دارو مطابقت داده شده است. برای محاسبه از لوجیت باینری استفاده می­ شود. چنانچه شرکت دارای گواهینامهISO باشد ۱ و و در غیر این­صورت ۰ را نشان
می­دهد.

۳) اگر شرکت جزو شرکت­های آلاینده محیط زیست باشد یک در غیر اینصورت صفر.

۱-۶- تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی

متغیرهای مدل اصلی تحقیق به ترتیب فرمول شرح داده شده است:

AGGRESSIVEit = β۰ + β۱ CSRit + β۲ POS_CSRit + β۳ ABS_DAit + β۴ IOit + β۵ CASHit + β۶ ROAit + β۷ LEVit+ β۸NOLit + β۹ ΔNOLit+ β۱۰ FIit + β۱۱ PPEit + β۱۲ INTANGit + β۱۳ EQINCit + β۱۴ R&Dit + β۱۵EMPit+ β۱۶ ΔSALEit + β۱۷ SIZEit-1 + β۱۸MBit-1+ εit

POS_CSRit: اگر شرکت در بدهی­های احتمالی خود در یادداشت­های همراه صورت­های مالی بدهی بابت مشکلات اجتماعی و دعاوی حقوقی داشته باشد یک در غیر اینصورت صفر

ABS_DAit: قدرمطلق اقلام تعهدی اختیاری که با بهره گرفتن از مدل دیچو و دیچو (۲۰۰۲) به صورت ذیل برآورد می­ شود.

مدل ذیل در هرصنعت برای هرسال برآورد می­ شود:

: جریان نقدی حاصل از عملیات تقسیم بر جمع دارایی­ ها

: تغییر سود شرکت تقسیم بر جمع دارایی­ ها

: مانده خالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات تقسیم بر جمع دارایی­ ها

: اگر جریان خروج وجه نقد حاصل از عملیات باشد ۱ در غیر اینصورت صفر

که در آن:

: اقلام تعهدی سرمایه گردش که ار رابطه ذیل به دست می ­آید: (چن و همکاران (۲۰۱۱))

تغییرات دارایی­ های جاری: CurrentAssets

تغییرات وجه نقد: Cash

تغییرات بدهی­های جاری: CurrentLiabilities

تغییرات تسهیلات دریافتی کوتاه مدت: CurrentDebt

ذخیره مالیات: Taxpayables

جمع کل دارایی­ ها: TotalAssets

باقیمانده مدل فوق بیانگر خطای تخمینی در اقلام تعهدی است که با جریان نقدی حاصل از عملیات ارتباط ندارد و اینکه نمی­تواند با تغییر سود و دارایی­ های ثابت توجیه شود. از مقدار باقیمانده مدل به عنوان کیفیت اقلام تعهدی ‌می‌باشد.

سایر متغیر­های مدل اصلی تحقیق:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]





به گفته‌ روسو[۲] زندگی سعادتمند برای کودک این است که آزاد باشد و در محیط سالم زندگی کند .تعیین سلامت محیط موضوعی است که خانواده بایستی نسبت به آن آگاهی یابد اگر ریشه‌های دانش کودک با پرجا نشود ، با ملل و مناطق مختلف جهان از طریق انواع مواد خواندنی آشنا نشود و احساس مسئولیت در او پدیدار نگردد ، پس چگونه می‌توان او را برای دنیا آماده ساخت ؟ برای کودکان که باید از سال‌های کودکی ، استعدادها ‌و توانایی‌های این دوره برای خوشبختی بهره گیرند، کتاب بسیار ضروری است ، زیرا کتاب وسیله‌ای است برای ایجاد آگاهی و پرورش فکر و باروری اندیشه کودکان باید بیاموزند که درشرایط مختلف چگونه بخوانند تا به درک و کشف مسائل نائل شوند . کتاب موجب رشد و تکامل فردی بچه ها می‌شود . آشنایی کودک با انواع کتاب‌ها ، کسب توانایی قضاوت درباره آثار و‌ میل به کسب معلومات و لذت بردن از مطالعه از طریق پربار ساختن ادبیات کودکان درکتاب‌های آن‌ ها صورت می‌گیرد (سلطان القرایی،۱۳۹۰، ص ۱۲۵)



کودکان این زمان کنجکاوی ها و پرسش‌های بسیاردارند که هرگز هیچ مربی نمی‌تواند به تنهایی از عهده جوابگویی به آن‌ ها برآید . مربی (مادر) آگاه این عصر ناچار است ازنوشته‌ها برای ارضا ذهن بیدار و پرشک طفل کمک بگیرد. رشد کودکان را عوامل مؤثر زیادی تقویت می‌کند. درآغاز ما درپیام‌هایی درباره عشق و امنیت یا اضطراب را از طریق بدنش به کودک منتقل می‌کند. هم زمان با رشد ، خانواده حیوانات و اشیاء هر کدام به طریقی فرصت‌های آموزشی فراهم می‌کنند. گذشته از تجاربی که توسط خانه ، مدرسه و گروه هم سالان فراهم می‌شود . می‌توان گفت مطالعه‌ کتاب سازنده رشد است.(یغمایی و خندان ، ۱۳۸۳،ص ۴۵)

گرایش به خواندن به ‌عنوان قسمتی از زندگی در خانه آغاز می‌شود ، مخصوصاً درخانه‌هایی که افراد آن عادت به خواندن داشته باشند . کودکان هنگام ورود به مدرسه از لحاظ علاقه به خواندن با هم متفاوتند ، بعضی از آن‌ ها که ازقبل با خواندن آشنا هستند ، لذت می‌برند ، درصورتی که برخی دیگر نسبت به خواندن به کلی بیگانه‌اند .درنخستین فعالیت‌های خواندن کودک ، وقتی والدین او مطلبی برایش می‌خوانند ذوق و رغبت او برانگیخته می‌شود و ادامه آن با خواندن متون جالب ، ذوق و رغبت کودک را رشد و گسترش می‌دهد(یغمایی وخندان،۱۳۸۳،ص ۸۸)

کودک از دو راه مستقیم و غیر مستقیم یاد می‌گیرد . محیط غیر مستقیم در تربیت عمومی کودک بیش از محیط مستقیم تاثیر دارد زیرا خود کودک با میل و رغبت آن را برمی‌گزیند و بی‌اراده از چگونگی آن متاثر می‌شود . درصورتی که محیط مستقیم بزرگسالان برایش انتخاب کرده‌اند . از جمله عوامل محیط غیر مستقیم ، می‌توان کتاب، داستان‌گویی ،خواندن کتاب برای کودک هم هدف‌های تربیتی را به دلیل نوع متون ونقش داستان‌ها تامین می‌کند و هم ‌در محیطی آشنا با حس آرامش به تقویت حواس او منجر می‌شود .

مطالعه درمراحل بحرانی زندگیمان می‌تواند نقش بسیار مهم و اساسی داشته باشد. ما می‌توانیم از کتاب هایی استفاده کنیم که کودک را درمقابله با مسئله‌ای که از آن وحشت دارد کمک کند . بین کتاب و آنچه درزندگی واقعی کودک اتقاق می‌افتد ، بده- بستان‌هایی وجود دارد.کودکان ‌از تجربیات زندگی واقعی شان استفاده می‌کنند تا کتاب را بفهمند واز آن طرف کتاب به آن‌ ها کمک می‌کندتا زندگی واقعی را بهتر درک کنند (کولنیان، ۱۳۸۲ ، ص ۳۲) .گوردون‌ولز[۳] در تحقیقی ثابت کرد که مطالعه چه تاثیری در زندگی افراد دارد . این افراد در امتحانات ورودی مدرسه بالاترین نمرات را کسب کردند . ولز تقاوت بین بچه ها را توضیح می‌دهد و می‌گوید که این مسئله به نوع کنار آمدن با داستان‌ها بستگی دارد . او دریافت بچه ها به داستان نیازمند‌ند برای اینکه از آن برای معنا بخشیدن به دنیای اطراف خود هستند.آن‌ ها نیازی ندارند که به دیگران وابسته باشند . خود می‌توانند آنچه را که می‌خواهند کشف کنند (کولینان،۱۳۸۲، ص ۱۶۸) .

زندگی پر بار معنوی وقتی نصیب آدمی می‌شود که همواره تشنه دانش درزندگی سرشار از فعالیت باشد . تا زمانی که بچه ها اشتیاقی به یادگیری ازخود نشان ندهند، تمام نقشه‌های ما نقش برآب است . فعالیت فکری کودکان با بزرگترها فرق دارد .کسب دانش نمی‌تواند انگیزه اصلی فعالیت فکری کودک باشد. بلکه سرچشمه شور و شوق یادگیری کودک در زوایای عاطفی افکار و درآرزوهایش خود بخود وجود دارد حال اگر این سرچشمه به هر دلیل بخشکد، هیچ کاری نمی‌تواند او رانشستن بر سر مطالعه مجبور کند . (ملینسکی،۱۳۸۰، ص ۱۰۰) خواندن با خانواده با تأکید بر عنصر کتاب است.هرکتاب برای ارتباط نوشته شده،ارتباطی که یک طرف آن نویسنده است وطرف دیگر آن خواننده است.این ارتباط وقتی به مطلوب خود می‌‌رسد که نویسنده منظور خود را به خواننده بتواند برساند. خواننده بزرگسال می‌داند چگونه خود را به دست کتاب بسپارد.او می‌تواند با صدها شخصیت همسان شود و در همان حال خودش باشد؛اما کودکان چنین کاری را بدرستی فرا نگرفته‌اند و حضور مربی آگاه در ایجاد انگیزه و عادت اولیه ضروری است.

از طرفی در عصر سلطه رسانه ها نمی‌توان از کودکان انتظار داشت چون گذشته خود را مقید به کتاب کنند . واقع‌بینانه آن است که جایگاه کتاب رادر میان همه رسانه هایی که در اختیار کودک است بشناسیم و کتاب‌ها را به صورتی با زندگی جدید تطبیق دهیم که در زندگی روزانه کودک باقی بمانند.چرا که دیگر رسانه ها با وجود نقش تعیین کننده‌ای که در پیشرفت اجتماعی به جای می‌گذارند به هیچ وجه فرد را از فراگیری خواندن و نوشتن بی نیاز نمی‌کنند و این رسانه ها توان فرو بردن بیننده به عمق را ندارند.(قزل ایاغ ،۱۳۸۶)

نقش والدین در این مورد نقشی بسیار حیاتی خواهد بود که به هنگام همراهی با کودکان برای خواندن بیشتر حس خواهد شد. به عبارتی در عصر سلطه‌ی رسانه های تصویری، کودکان نیاز به انگیزه های قویتر و عوامل تشویقی بیشتری برای خواندن کتاب دارند. این انگیزه را والدین با همراهی شان با کودک می‌توانند فراهم کنند. تاکنون به جنبه‌های گوناگون خواندن مانند عوامل مؤثر در ترغیب کودکان به مطالعه پرداخته شده است، اما شاید به نقش همراهی والدین در این مورد پرداخته نشده است. اینکه تجربه‌ خواندن دسته جمعی در خانواده چگونه تجربه‌ای می‌‌تواند باشد. امری است که طرح سبد خواندن با خانواده خانه کتابدار کودک و نوجوان به آن پرداخته است.

۱-۶٫ هدف پژوهش


– بررسی تاثیر خواندن با خانواده در علاقه‌مندی کودک به مطالعه؛

– شناسایی نقاط قوت و ضعف در طرح سبد خواندن در راستای تحقق هدف اصلی آن یعنی ترویج خواندن درخانواده.

دومورد بالا از اهداف اصلی پژوهش بوده که هدف‌های فرعی دیگری را در بر‌می‌گیرد :

شکل‌گیری مطالعه‌ متفکرانه؛

کسب مهارت‌های زندگی؛

تامین سلامت روانی وعاطفی خانواده؛

ارائه مدل ‌و الگو؛

افزونی شادی ‌و هیجان در کودک.

۱-۷٫ روش انجام تحقیق


این پژوهش یک مطالعه موردی است که به صورت پیمایشی-توصیفی و با رویکرد کیفی انجام شده است.

بنا براین ، پژوهش در دست اقدام مطالعه موردی بوده، داده ها در شرایط طبیعی گردآوری شده و از آن‌جا که فرایندی پویا است که نیاز به ژرف‌نگری دارد، به روش کیفی مورد تحلیل قرار می‌گیرد

۱-۸٫ تعریف واژه ها:


مطالعه:نگریستن به هر چیزی برای واقف شدن به آن، نظر به دقت( دهخدا)

براتی علویجه (۱۳۹۲)؛مطالعه را به دو نوع تقسیم ‌کرده‌است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




نتیجه گیری: به طور کلی آسیب بیشتر عملکردهای اجرایی در آزمون جور کردن کارت‌های ویسکانسین و آزمون کلمه و رنگ استروپ با استعداد روان پریشی مرتبط می‌باشد و همچنین جنسیت تاَثیری در عملکرد اجرایی بیماران اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی و افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار ندارد.

کلید واژه ها : عملکردهای اجرایی ،اسکیزوفرن بدون علائم روانپریشی ،افسردگی بدون علائم روانپریشی،آزمون جورکردن کارت‌های ویسکانسین،ازمون کلمه و رنگ استروپ

فصل اول

کلیات پژوهش

۱-۱ مقدمه

«شواهد قابل ملاحظه ای از مطالعات پسامرگی مغز بیماران وجود دارد که مؤیّد نا هنجاری ای اناتومیک قشر جلوی پیشانی در اسکیزو فرنی است. روش های تصویر برداری کارکردی مغز نیزنقایص کارکردی را در ناحیه جلوی پیشانی نشان داده‌اند.از مدت‌ها پیش مشخص شده است که چنین علا مت اسکیزوفرنی شبیه علایمی است که ‌در مورد لوبوتومی پره فرونتال یا سندرم های لوب پیشانی دیده می شود.»(رضاعی،۱۳۸۵،ص۱۹).

ناحیه ارتباطی پره فرونتال قادر به فراخوانی اطلاعات از نواحی گسترده ای از مغز و سپس استفاده از آن در الگو های عمیق تفکر برای دست یابی به الگو های مورد نظر است . نقص در ناحیه پره فرونتال باعث اختلال دراعمال اجرایی یعنی فرایند های عصب- روانشناختی که برای تطابق با محیط ضروری است، می‌گردد . اعمال اجرایی شامل توانایی هایی نظیر طرح ریزی ، ابتکار عمل ، انعطاف پذیری ، حفظ انگیزش ، توانایی شناخت وتغییر توالی ها، توانایی استفاده از سر نخ ها و باز خوردهابرای انجام رفتار هدف دار ، توانایی تفکر انتزاعی (افزایش عمق و ارتباط افکار)، و حفظ همزمان تعداد زیادی واحد اطلا عاتی وسپس فراخوانی این اطلاعات برای انجام اعمال بعدی می‌باشد (کلان[۱]،کنن[۲]، ۲۰۰۰).

مطالعات مربوط به جریان خون منطقه ای مغز (RCBF)[3] با بهره گرفتن از ترمو گرافی گسیل پوزیترون (SPEST_PET)[4] نشان داده است که اختلال در ‌پاسخ‌گویی‌ آزمون ویسکانسین بااختلال عملکرد لوب فرونتال مشاهده شده است (استراتا و دانیلو[۵]،۲۰۰۰).

تحقیقات نشان داده‌اند که بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا در مقایسه باافراد بهنجار نقایص شناختی بیشتری دارند.از جمله نقایص موجود می توان به نقص عملکرد اجرایی اشاره کرد . در تعریف عملکرد اجرایی ،لزاک[۶]، ۱۹۹۵گفته است:عملکرد اجرایی مستلزم توانایی شخص در نظم دهی وهدایت رفتار خود است .این کار کردهارا می توان به بخش های فرعی شامل نیت و اراده، برنامه ریزی، اقدام هدفمند و عملکرد مؤثر تقسیم کرد (به نقل پاشا شریفی، ۱۳۸۶).

بر خلاف اهمیت توانایی‌های اجرایی، در موقعیت سنجش روانی این امر نادیده گرفته می شود. یکی از دلایل این کار ان است که عملکرد اجرایی دچار اختلال شود، در صورتی که سایر کارکرد های شناختی سالم بنظر می‌رسند. گراث- مارنات (۲۰۰۳، ترجمه پاشا شریفی و نیکو، ۱۳۸۶ ). برخی شواهد وجود دارند که نشان می‌دهند، هوش بیمار پس از ضایعه قطعه پیشانی در واقع افزایش نشان می‌دهد اما از نظر توانایی‌های اجرایی دچار اختلال هستند (همان منبع).

عملکردهای اجرایی به عنوان فرایند های پیچیده ای تعریف می‌شوند .که در حل مسائل جدید به کار می‌روند .این فرایند شامل آگاهی از مسائل موجود وارزیابی آن ،تحلیل شرایط مسئله وفرمول بندی هدف های خاص ، ایجاد مجموعه ای از طرحها ‌و نقشه ها به منظور مشخص کردن اعمال مورد نیاز برای حل مسئله ، وتغییر طرح های غیر مؤثر وتغییردر جهت اجرای طرح های مؤثر تر ، مقایسه نتایج به دست آمده با نتایج قبلی (در صورتی که از طرح جدیدی متناسب با موقعیت مسئله استفاده شده باشد )، اتمام طرح هنگامی که نتایج رضایت بخش است و در نهایت حفظ طرح وبازیابی آن برای ‌مواجهه با مسئله یا مسئله مشابه در آینده می‌باشد گراث-مارنات(۲۰۰۳،ترجمه پاشا شریفی و ‌نیک‌ خو ،۱۳۸۶).

به طور معمول عملکرد اجرایی با آزمون کلمه و رنگ استروپ[۷] (گلدن[۸]،۱۹۸۷) و آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین[۹] (گرانت وبرگ[۱۰]،۱۹۹۳ )موردسنجش قرار می گیرند هبن[۱۱]، میلبرگ[۱۲] (۲۰۰۲، ترجمه حق شناس، ۱۳۸۷).

در واقع هدف از تحقیق ، بررسی عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار به وسیله دو آزمون رنگ وکلمه استروپ وآزمون جور کردن کارت های ویسکانسین می‌باشد.

۱-۲- بیان مسئله

اسکیزوفرنی(روانگسیختگی) سندرمی بالینی شامل اسیب شناسی روانی متغییر اما عمیقاً ویرانگر است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه‌های رفتار را دربرمی گیرد. شیوع مادام العمر اسکیزو فرنی در ایالات متحده ۱ درصد است، ‌به این معنا که از هر ۱۰۰ نفر، تقریباً یک نفر به اسکیزوفرن مبتلا خواهد شدو همچنین شواهد قابل ملاحظه ای از مطالعات پسامرگی مغز بیماران وجود دارد که مؤید نابهنجارهای آناتومیک قشر جلوی پیشانی در بیماران اسکیزوفرنی است و تخمین زده می شود که عوامل فرهنگی و اقتصادی اجتماعی زیان های مالی ناشی از اسکیزوفرنی در ایالات متحده، از مجموع خسارات ناشی از تمام سرطان ها نیز بیشتر است کاپلان وسادوک[۱۳] (۲۰۰۷،ترجمه رضاعی،۱۳۹۰)

طبق متن بازبینی شده چاپ چهارم (DSM-IV-TR)[14]، اختلال افسردگی اساسی بدون سابقه ای از اختلال مانیا، مختلط، یا هیپومانیا رخ می‌دهد. دوره ی افسردگی اساسی باید حداقل دو هفته طول بکشد و همچنین دارای چهار علامت از فهرستی شامل تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیری، و افکار عود کننده مرگ یا خود کشی را هم داشته باشد. اختلال افسردگی در بین اختلالات روان پزشکی بالاترین شیوع (۱۷درصد) را داشته است (همان منبع).

با توجه به شیوع بالای افسردگی اساسی و همچنین مشکلات و زیان‌های مالی اسکیزوفرنی این تحقیق مفید می‌باشد، همچنین تحقیق در زمینه ی مقایسه عملکرد های اجرایی در بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا، افسردگی اساسی بدون روان پریشی و افراد بهنجار به وسیله کارت‌های ویسکانسین تاکنون صورت گرفته است اما تحقیقی که عملکرد های اجرایی این گروها را با آزمون کلمه و رنگ استروپ بسنجد تا کنون صورت نگرفته است از این رو تحقیق حاضر در همین راستا تحت عنوان مقایسه عملکرد های اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار می‌باشد.

۱-۳- تعریف مفاهیم

۱-۳-۱ اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی (روانگسیختگی) سندرمی بالینی شامل اسیب شناسی روانی متغیر اما عمیقا ویرانگر است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه هایی رفتار را درگیر می­ کند بروز این تظاهرات در افراد مختلف و در طول زمان متفاوت است اما تاثیر بیماری همواره شدید ومعمولا دیرپا است.

کاپلان و سادوک[۱۵] (۲۰۰۷،ترجمه رضاعی،۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




‌بر اساس این منطق، اطلاعات جدید بخشی از عدم اطمینان اولیه بازار را برطـرف می‌کند مدیـریت مجبور می شود تا در تصمیمات اولیه خود تجدید نظر کند.

در حالی که در تحلیل های سنتی، انعطاف های مدیریتی را مد نظر قرار نمی دهد و ارزش پروژه ها و استراتژی ها را زیر ارزش واقعی شان تبیین می‌کند. پاسخ به ارزیابی چنین پروژه هایی در تحلیل اختیارات سرمایه گذاری است که می‌تواند در یک محیط پویا مانند کشف یک داروی جدید، صنایع نفت و گازها تولید ها و کسب و کار الکترونیک، ارزیابی ورود به بازارهای جدید، سرمایه گذاری مشترک تحقیق و توسعه، ادغام بازارهای الکترونیک توسعه و پرورش سرمایه های معنوی (افراد)، توسعه و گسترش تکنولوژی، توسعه تجهیزات، اولویت بندی پروژه ها و دیگر موارد کاربرد دارد بیشتر، بنیان کار در بودجه بندی سرمایه ای بر این پایه بوده است که جریان های نقدی هر پروژه ی سرمایه گذاری را تا زمانی در آینده پیش‌بینی، سپس با نرخ تنزیلی مناسب، ارزشی فعلی آن ها را به دست می آورند. معمولاً پروژه های سرمایه گذاری، پس از گزینش و آغاز سرمایه گذاری در آن ها، پایدار و دگرگون ناپذیر نمی باشد. مدیران می‌توانند هر از گاهی، با دستیابی به داده های نو و شرایط زمانی جدید، دگرگونی هایی را پدید آورند که در جریان نقدی آتی سرمایه گذاری تاثیر داشته باشد. این آزادی مدیران (یا اختیار سرمایه گذاری) در دل پروژه های سرمایه گذاری نهفته می‌باشد.

اختیارات سرمایه گذارری رویکردی است که یک دلیل مثبت از ارزش گذاری و ریسک وشناخت را برای پیشبرد سرمایه گذاری در نظر می‌گیرد.

متاسفانه در ایران بنا به دلایلی اختیارات سرمایه گذاری جایگاه و کاربردی ندارد. این تحقیق به بررسی تاثیر میزان عدم اطمینان بازار، کیفیت اطلاعات در دسترس مدیران و هزینه های سرمایه گذاری بر اختیارات سرمایه گذاری می پردازد تا از این طریق روش ها و مفاهیمی را برای گسترش و توسعه اختیارات سرمایه گذاری در ایران، معرفی کند.

این پژوهش به جستجوی این موضوع می پردازد، که آیا مدیران مالی شرکت های بورسی در ایران این تغییرات را پذیر فته اند و همگام با سایر کشورهای پیشرو متناسب با تکنیک ها و روش های اختیارات سرمایه گذاری گامی برمی دارند یا خیر؟ ‌بنابرین‏ ۴سوال اساسی زیر مطرح می شود:

۱-دیدگاه مدیران مالی نسبت به تاثیر میزان عدم اطمینان محیطی(بازار) بر اختیارات سرمایه گذاری چگونه است؟

۲-دیدگاه مدیران مالی نسبت به تاثیر میزان سرمایه گذاری ها بر اختیارات سرمایه گذاری چگونه است؟

۳-دیدگاه مدیران مالی نسبت به تاثیر میزان کیفیت اطلاعات دردسترس مدیران بر اختیارات سرمایه گذاری چگونه است؟

۴-دیدگاه مدیران مالی نسبت به تاثیر میزان بهره بدون ریسک بر اختیارات سرمایه گذاری چگونه است؟

۳-۱- اهداف تحقیق

با توجه به موضوع پژوهش حاضر که در زمینه بررسی تاثیر میزان عدم اطمینان بازار، سرمایه گذاری ها و کیفیت اطلاعات بر اختیارات سرمایه گذاری می‌باشد اهداف اصلی و فرعی زیر مدنظر است:

هدف اصلی:

۱-کمک به مدیران حرفه ای جهت استفاده کلی از اختیارات سرمایه گذاری و چگونگی به کارگیری مدیران از این اختیارات.

اهداف فرعی:

۱-تبیین ارتباط بین میزان عدم اطمینان محیطی و اختیارات سرمایه گذاری.

۲-تبیین ارتباط بین میزان نرخ بهره بدون ریسک و اختیارات سرمایه گذاری.

۳-تبیین ارتباط بین کیفیت اطلاعات دردسترس و اختیارات سرمایه گذاری.

۴-تبیین ارتباط بین هزینه سرمایه گذاری و اختیارات سرمایه گذاری.

این تحقیق منجر به ارائهیافته‌هایی در رابطه با اختیارات سرمایه گذاری خواهد شد. که نتایج آن می‌تواند موجب آشنا شدن و همراه شدن مدیران مالی با موضوعات و اختیارات سرمایه گذاری شود.

۴-۱- مدل مفهومی تحقیق

متغیرهای مستقل:

بهره بدون ریسک

عدم اطمینان محیطی (بازار)

کیفیت اطلاعات در دسترس

متغیر وابسته:

هزینه سرمایه گذاری

اختیارات سرمایه گذاری

سرمایه گذاری تحقیق و توسعه

زمانبندی سرمایه گذاری

برگشت ناپذیری هزینه های سرمایه ای

مدل مفهومی فوق ارتباط بین متغیرهای مستقل و تاثیرات آن ها را بر متغیر وابسته تحقیق نشان می‌دهد.

اختیارات سرمایه گذاری متغیر وابسته ای است که اولین متغیر مورد توجه است متغیری که تلاش می شود تغیرات آن توسط هفت متغیر مستقل، شامل: عدم اطمینان محیطی (بازار)، بهره بدون ریسک، کیفیت اطلاعات در دسترس مدیران، هزینه سرمایه گذاری، سرمایه گذاری تحقیق و توسعه، زمانبندی سرمایه گذاری، برگشت ناپذیری هزینه های سرمایه ای، تعبیر و تفسیر شود.

۵-۱-فرضیه های پژوهش

برای پاسخ به سوالات تحقیق فرضیه های زیر تدوین گردیده است:

۱-۵-۱-فرضیه اول

بین میزان عدم اطمینان محیطی (بازار) و استفاده از اختیارات سرمایه گذاری توسط مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد.

۲-۵-۱- فرضیه دوم

بین میزان نرخ بهره بدون ریسک و استفاده از اختیارات سرمایه گذاری توسط مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد.

۳-۵-۱- فرضیه سوم

بین کیفیت اطلاعات در دسترس مدیران و استفاده از اختیارات سرمایه گذاری توسط مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد.

۴-۵-۱- فرضیه چهارم

بین میزان هزینه سرمایه گذاری و استفاده از اختیارات سرمایه گذاری توسط شرکت های پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد. که این فرضیه اصلی شامل سه زیرفرضیه ذیل می‌باشد:

۱- بین میزان سرمایه گذاری تحقیق و توسعه و استفاده از اختیارات سرمایه گذاری توسط مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد.

۲- بین انتخاب زمانبندی سرمایه گذاری و استفاده از اختیارات سرمایه گذاری توسط شرکت های پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد.

۳- بین برگشت ناپذیری هزینه های سرمایـه ای و استفاده از اختیـارات سرمـایه گذاری توسـط مدیـران شرکت ها ی پذیرفته شده در بورس رابطه معنی داری وجود دارد.

۶-۱- متغیرهای عملیاتی تحقیق

متغیرمستقل:

عدم اطمینان محیطی بازار

نرخ بهره بدون ریسک

میزان هزینه هاس سرمایه گذاری

کیفیت اطلاعات در دسترس

سرمایه گذاری های تحقیق و توسعه

زمانبندی سرمایه گذراری

برگشت ناپذیری هزینه های سرمایه گذاری

متغیر وابسته:

اختیارات سرمایه گذار

۷-۱- تعریف واژه ها و اصطلاحات:

۱-۷-۱- اختیارات سرمایه گذاری[۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




وایتساید و لینام (۲۰۰۱) با معرفی چهار بخش مرتبط با رفتارهای ‌تکانش‌گرانه گام­های بزرگی در روشن­سازی طبیعت چند وجهی تکانشگری برداشتند: اضطرار، نبود دوراندیشی، نداشتن پشتکار و حس­جویی (زرماتن[۱۵۶]، وان درلیندن[۱۵۷] و آکرمنت[۱۵۸] ۲۰۰۵).

پتری (۲۰۰۱) در بررسی ۱۵ زیرمعیار تکانشگری، تفاوت میانگین امتیازهای افراد گروه دارای سابقه سوء مصرف مواد و قماربازی بیمارگونه از یک سو و گروه گواه از سوی دیگر را به طور معنی­داری متفاوت گزارش کرد. همچنین بین زیرمعیارهای مورد بررسی نیز رابطه­ای معنی­دار کشف نمود. وی ۱۵ زیر معیار یادشده را در سه دسته جمع ­بندی نمود و نشان داد که به کمک پرسش­نامه­ های طراحی شده بر پایه شخصیت­سنجی، امکان سنجش سه جنبه تکانشگری (نوجویی، کنترل تکانه و موقعیت زمانی) در افراد وجود دارد. در طرح یاد شده به دو جنبه کنترل تکانه و موقعیت­سنجی زمانی به عنوان خطری برای سوء مصرف مواد تأکید شده است (پتری، ۲۰۰۱).

۲-۱-۲-۳-۲ رویکرد رفتارگرایانه

برخلاف سایر رویکردها که بر پایه گزارش­های شخصی و خویشتن نگاری­ها استوار است. این رویکرد به سنجش عینی و ثبت رفتارهای تکانشی می ­پردازد؛ همچنین در این رویکرد رفتارهای جانوری نیز بررسی می­ شود. دو بحث بازداری رفتاری[۱۵۹] و زمان سنجی رفتاری [۱۶۰]در این زمینه مطرح شده و آزمایش­های تجربی نیز برای بررسی آن ها انجام شده است:

الف) بازدارندگی رفتاری: سوبریه[۱۶۱] (۱۹۸۶) با دستکاری داروشناختی دستگاه سروتونرژیک دریافت که یاخته­های عصبی سروتونرژیک، زمانی که نیاز به بازداری رفتاری است، فعال می­شوند. وی همچنین ارتباطی میان میزان پایین HIAA-5[162] و بروز رفتارهای خودکشی جویانه، وسواسی و می بارگی بیان نمود. لینویلا[۱۶۳] و همکاران (۱۹۸۳) میزان پایین HIAA-5 در مایع مغزی – نخاعی را با اختلال در کنترل تکانه­ها همراه دانستند. آنان میزان بالای تستوسترون آزاد را نیز در میزان افزایش خشونت و تهاجم­جویی افراد مؤثر گزارش کردند.

برونر[۱۶۴] و هن[۱۶۵] (۱۹۹۷) عواملی را با تاثیر اختصاصی بر این ساز و کار به کار گرفتند. از کار انداختن گیرنده ­های سروتونین در موش­ها سبب افزایش رفتارهای تکانشی آن ها گردید. هرنشتاین[۱۶۶] (۱۹۷۰) نیز الگوهایی را برای ارزیابی کمی مفهوم تکانشگری بر پایه نظریه­ های رفتاری ارائه داد.

ب) زمان سنجی رفتاری: وان دن بروک[۱۶۷]، برادشو[۱۶۸] و سزابادی[۱۶۹] (۱۹۹۲) به بررسی تأثیر زمان بر تکانشگری پرداختند. به باور آن ها، افراد تکانشگر در ارزیابی زمان مشکل دارند و از این رو زمان برای آن ها بسیار آهسته­تر از افراد بهنجار می­گذرد (اختیاری و همکاران، ۱۳۸۳). هو[۱۷۰]، الزهرانی[۱۷۱] و والازکوز – مارتینز[۱۷۲] (۱۹۹۵) در بررسی­ های انجام شده با انجام یک رشته آزمایشاتی به ارزیابی پایه عصب – زیست­شناختی زمان­سنجی در موش­های صحرایی پرداختند: بررسی آنان نشان داد که سامانه سروتونرژیک می ­تواند با تغییر عملکرد سیستم درک زمان، بر تکانشگری مؤثر باشد.

‌بنابرین‏ بررسی تکانشگری به عنوان برآیندی از فاکتورهای مختلف مؤثر بر رفتار، بینش بهتری نسبت ‌به این پدیده ایجاد خواهد کرد.

۲-۱-۲-۳-۳ رویکرد زیستی

بررسی­ها نشان داده ­اند که دو عامل زیستی عمده بر پدیده ­های تکانشگری و خشونت تأثیرگذار هستند.

الف) سروتونین به عنوان میانجی عصبی درگیر تکانشگری: میزان تکانشگری فرد تحت تأثیر درجات متفاوتی از سامانه­های سروتونرژیک، نورآدرنرژیک، دوپامینرژیک و گابایرژیک، قرار دارد (اوندن، ۱۹۹۹). تأثیر سامانه سروتونرژیک بیش از سایر سامانه­ها برآورد شده و گیرنده ­های ۵TH1A، ۵TH۵TH1B به طور برجسته­ای در بروز رفتارهای تکانشی تهاجمی نقش داشته اند (سوان و هلندر، ۲۰۰۲). در بررسی­ های جانوری، با مهار گیرنده ­های ۵HT توانایی بازداری رفتارهای نامناسب از جانور گرفته شد به طوری که همچنان به پاسخ­هایی که پاداش در پی نداشتند یا حتی در اثر انتخاب آن ها تنبیه می­شدند، ادامه می­دادند. این وضعیت تکانشگری حرکتی نیز خوانده می­ شود.

همچنین بررسی­ها ارتباط معنی­داری بین میزان کم HIAA5 در مایع مغزی – نخاعی (که نشانگر کم بودن حجم در چرخش سروتونین در مغز ‌می‌باشد) و بروز رفتارهای تکانشی و خشونت نشان داده ­اند. کاهش میزان سروتونین و بلوکه شدن گیرنده ­های آن موجب افزایش تکانشگری حرکتی می­ شود، ولی هیچ تأثیر شناخته شده­ای بر افزایش انتخاب­های تکانشی ندارد. این یافته نشان می­دهد که سروتونین بر همه انواع تکانشگری تأثیر ندارد (کاردینال[۱۷۳]، ۲۰۰۴).

به کارگیری مهارکننده­های انتخابی بازجذب سروتونین و یا افزایش سروتونین موجب کاهش رفتارهای تکانشی در طیف گسترده ­ای از اختلال ها مانند قماربازی مرضی، اختلال شخصیت مرزی و اختلال وسواسی- اجباری شده است (اوندن، ۱۹۹۹). به کارگیری داروهای محرک روان[۱۷۴] مانند آمفتامین و متیل فنیدات در درمان اختلال بیش فعالی -کم توجهی سودمند است. این داروها موجب آزاد شدن پیام رسان­های عصبی مونوآمینی از جمله دوپامین از نورون­ها شده و در نتیجه موجب برتری گزینه­ های تعویقی در مقایسه با گزینه­ های تکانشی می­گردند (کاردینال،۲۰۰۴).

ب) لوب فرونتال به عنوان مرکز عصبی درگیر تکانشگری: بررسی­ها نشان داده ­اند که افراد با اختلال عملکرد بخش پیشانی مغز، تکانشگری بیشتری را تجربه ‌می‌کنند. این افراد مشکلی در برآورد شانس موفقیت خود ندارند، بلکه نمی ­توانند اعمال خود را کنترل کنند، هر چند بر زیان­بار بودن آن ها آگاهی دارند.

سه ناحیه مغزی یعنی بخش مرکزی هسته اکومبنس[۱۷۵] (NAc) و دو راه آوران قشری آن یعنی کورتکس سینگولیت قدامی[۱۷۶] (ACC) و کورتکس پره فرونتال داخلی[۱۷۷] (MPFC) نقش مهمی در بروز رفتارهای تکانشی دارند، به طوری که آسیب­های وارده به هسته اکومبنس (ناحیه کلیدی پاداش و تنبیه در مغز)، باعث افزایش بروز انتخاب­های تکانشی در موش­ها شده است. این جانوران پیوسته پاداش کم و سریع را؛ بر پاداش تأخیری بزرگتر ترجیح داده ­اند (اوندن،۱۹۹۱؛ کاردینال،۲۰۰۴). بررسی آسیب­های وارده بر آمیگدال، نشان داده است که ضایعه در این ناحیه نیز با ناتوانی تحمل تأخیر و بازداری از بروز تکانه­ها و یا ناتوانی در برآورد پیامدهای منفی یک پاسخ، ارتباط دارد (اوندن،۱۹۹۹).

۲-۱-۲-۳-۴رویکرد اجتماعی

در این رویکرد تکانشگری به عنوان یک رفتار آموخته­شده از محیط، به شمار می­رود. کودک بر اساس تجربیات خود می­آموزد برای به دست آوردن پاداش، واکنش شتاب­زده نشان دهد. از این رو افراد تکانشگر فرصت ارزیابی پیامدهای رفتار خود را نخواهند داشت (مولر و همکاران،۲۰۰۱). بر این اساس تکانشگری می ­تواند در پاره­ای از اجتماعات، یک رفتار شایسته و سودمند به حساب آید.

۲-۱-۲-۴ تکانشگری و جنسیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




دولت به عنوان یک ناظر و سیاستگذار کلان نقش پررنگی در بازار سرمایه دارد و یکی از وظایف دولت، ارائه برنامه ای است که بتواند به بازار سرمایه رونق بخشد. اما به طور کلی تکثر مراکز قدرت و تصمیم گیری، ابهام نقش و رابطه این مراکز با یکدیگر، تداخل قوای سه گانه کشور، شفاف نبودن قوانین و وجود برداشت های متفاوت و متناقض از آن ها، وجود قوانین نامناسب و دست و پاگیر، نقض آزادی های اقتصادی و بی ثباتی سیاسی دولت، موجب افزایش ریسک سیستماتیک و لذا کاهش شدید سرمایه گذاری می‌گردد. اقدامات و میزان دخالت دولت در اقتصاد، صنعت و بازرگانی نیز بر سرمایه گذاری در محصولات مالی تاثیرگذار است. ‌به این معنی که هرچه میزان دخالت دولت در اقتصاد بیشتر باشد (کاهش مشارکت بخش خصوصی)، ریسک سیستماتیک افزایش و میزان سرمایه گذاری در محصولات مالی کاهش می‌یابد. برای مثال اگر دولت برای جبران کسری بودجه خود اقدام به انتشار اوراق قرضه نماید، مقدار اوراق قرضه عرضه شده در قیمت و نرخ بهره ای از این اوراق افزایش می‌یابد که این خود منجر به کاهش قیمت اوراق و افزایش نرخ بهره می‌گردد. (همان منبع، ص ۱۳۳)

۲-۱۸-۳- عوامل فرهنگی و اجتماعی

در کشورهای توسعه یافته از بازار سرمایه به عنوان بازاری که موجب جلب مشارکت تمام افراد جامعه می شود نام می‌برند. اما در کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه به دلیل عدم فرهنگ سازی مناسب، درصد بسیار کمی در این بازار سهیم هستند، در حالی که اگر بتوان بستر مناسبی فراهم نمود و با ایجاد جاذبه های واقعی، پس اندازهای مردم را ‌به این سو هدایت کرد، این مسئله موجب بالا رفتن درآمد ملی، کاهش تورم، تخصیص نقدینگی موجود در بازار مولد و افزایش سرمایه گذاری و رفاه نسبی در جامعه می شود. (همان منبع، ص ۱۳۴)

۲-۱۸-۴- وضعیت صنعت

صنایع مختلف و شرکت های آن تحت تاثیر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی می‌تواند دچار رونق و رکود شود. برای مثال در صورت بهبود قیمت جهانی نفت، صنایع وابسته به فرآورده های نفتی، تحت تاثیر قرار گرفته و سهام آن دچار رونق می شود یا در صورت بروز خشکسالی، صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تاثیر قرار گرفته و سهام آن ها دچار رکود خواهد شد. از طرف دیگر هر چه میزان تاکیر بر صنایع وابسته و مصرفی بیشتر باشد و وابستگی این صنایع به خارج بیشتر باشد ریسک سیستماتیک افزایش می‌یابد که این خود منجر به کاهش سرمایه گذاری در این صنایع می شود. (همان منبع، ص ۱۳۴)

۲-۱۸-۵- شرایط اقتصادی و دوران تجاری و مالی

کاهش نرخ بهره به تنهایی می‌تواند یک عامل مؤثر برای افزایش بازده سرمایه گذاری ها باشد. با کاهش نرخ بهره، هزینه های سرمایه گذاری نیز کاهش می‌یابد و این امر باعث افزایش بازده سرمایه گذاری می شود. اما مسئله زمانی حالت ایده آل دارد که نرخ بهره با توجه به مکانیسم های عرضه و تقاضا تعیین گردد، چرا که این نوع کاهش نرخ بهره اگر همراه با ابزارهای مناسب برای کنترل آثار آن نباشد، اگرچه می‌تواند باعث افزایش نرخ سرمایه گذاری شود، ولی به احتمال زیاد این سرمایه گذاری ها در بخش های غیرمولد و بعضاً مخرب برای اقتصاد خواهد بود. نکته دیگر اینکه اگر این کار بدون پیش‌بینی های لازم انجام شود، با توجه به نرخ تورم موجود در کشور می‌تواند باعث نوعی زیان غیرآشکار (ریسک) برای سپرده گذاران شود. از طرف دیگر افزایش نرخ بهره، موجب افزایش ریسک نوسان نرخ بهره می شود، زیرا با افزایش نرخ بهره، قیمت اوراق قرضه با باره ثابت کاهش می‌یابد و در صورتی که دارنده این اوراق آن را قبل از سررسید بفروشد، متحمل زیان خواهد شد.

افزایش در نرخ تورم مورد انتظار نیز بر سرمایه ­گذاری در محصولات مالی تاثیرگذار است. بدین صورت که با افزایش نرخ تورم مورد انتظار، نرخ بازده مورد انتظار دارایی های فیزیکی در مقایسه با دارایی های مالی (محصولات مالی) بیشتر افزایش یافته و دارایی های فیزیکی جایگزین دارایی های مالی در سبد دارایی ها می شود.

در یک اقتصاد در حال رشد (چرخه توسعه تجاری) که میزان ثروت و درآمد افراد در حال افزایش است، میزان تقاضا برای سرمایه گذاری در محصولات مالی افزایش می‌یابد که این خود منجر به افزایش قیمت و بازده سرمایه گذاری در این محصولات می شود. رکود اقتصادی و کاهش اشتغال نیز موجب افزایش ریسک سیستماتیک و کاهش میزان سرمایه گذاری می شود. (همان منبع، صص ۱۳۲ و ۱۳۵)

۲-۱۹- عوامل خرد

این عوامل موجبات تغییر در ریسکی خواهند شد که مربوط به وضعیت عمومی بازار نبوده و مختص وضعیت هر شرکت است (ریسک غیرسیستماتیک) که به طور خلاصه عبارتند از:

۲-۱۹-۱- میزان تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت

میزان تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت نیز بر ریسک سرمایه گذاری در آن تاثیر می‌گذارد، ‌به این معنی که هرچه میزان تقاضای کالای تولیدی شرکت پایین تر و کشش قیمتی برای کالای تولیدی بیشتر باشد، ریسک سرمایه گذاری در آن شرکت نیز افزایش می‌یابد.

۲-۱۹-۲- سیاست ها و خط مشی های مدیریت

مدیریت شرکت می‌تواند با به کارگیری استراتژی های گوناگون در رابطه با سرمایه در گردش، میزان نقدینگی شرکا را تحت تاثیر قرار دهد. این استراتژی ها را میزان ریسک و بازده آن ها مشخص می‌کند. استراتژی های سرمایه در گردش به دو دسته استراتژی های محافظه کارانه و استراتژی های جسورانه تقسیم می‌شوند:

۲-۱۹-۲-۱- استراتژی محافظه کارانه

استراتژی محافظه کارانه آن است که شرکت با نگهداری پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش می کوشد قدرت نقدینگی خود را حفظ کند. ریسک این استراتژی بسیار اندک است، زیرا داشتن قدرت نقدینگی نسبتاً زیاد به شرکت این امکان را می‌دهد که موجودی کالا را به مقدار کافی تهیه و اقدام به فروش نسبه کند. از این رو ریسک از دست دادن مشتری بسیار اندک است، از طرف دیگر نقدینگی نسبتا زیاد به آن ها این امکان را می‌دهد که بدهی های سررسید شده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگی مواجه نشوند. از طرف دیگر مدیر محافظه کار می کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت، میزان وام های کوتاه مدت را به حداقل برساند که این امر احتمال ریسک ورشکستگی (ناتوانی در بازپرداخت به موقع وامها یا تمدید آن ها) را به شدت کاهش خواهد داد. (همان منبع، ص ۱۳۶)

۲-۱۹-۲-۲- استراتژی جسورانه

مدیرانی که از استراتژی جسورانه استفاده می‌کند، همواره می کوشد تا وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل برساند. اگر مدیر جسورانه عمل کند، درصدد برمی آید تا وجوهی را که در موجودی کالا سرمایه گذاری می شود به حداقل برساند در این وضعیت شرکت باید ریسک پرداخت به موقع بدهی های سررسیده شده را بپذیرد. چنین شرکتی شاید نتاند پاسخگوی سفارش های مشتریان باشد و از این لحاظ هم متحمل ضرر خواهد شد (چون نمی تواند فروش کند). از طرف دیگر مدیر جسور می کوشد تا سطح وام های کوتاه مدت را به حداکثر برساند و دارایی های جاری خود را از محل این وام ها تامین کند که در این وضعیت خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آن ها را بازپرداخت کند (ریسک ورشکستگی) افزایش خواهد یافت ضمن اینکه وقتی بازار با کمود پول و اعتبار مواجه است، گرفتن وام های کوتاه مدت به آسانی میسر نمی شود و هزینه آن ها بالا خواهد رفت.

۲-۲۰- وضعیت مالی و حساب های شرکت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




عنوان
صفحه

نمودار(۲-۱) ارزش بازار حقوق صاحبان سهام………………………………………………………………….

۱۷

نمودار (۲-۲) همبستگی صفر و عدم همبستگی………………………………………………………………..

۲۶

نمودار (۲-۳) لایه‌های ریسک بازار………………………………………………………………………………..

۳۵

نمودار (۲-۴) گروه بندی سنجه های ریسک……………………………………………………………………

۴۷

چکیده :

هدف ازاین تحقیق آشنایی بامفاهیم ریسک وبازده ورابطه آن ها باهم ،ضمن شناخت مهمترین منابع ریسک سرمایه گذاری، معیارهای سنجش ریسک وآگاهی نسبت به سازوکارقیمت گذری (ارزشیابی) دارایی ها، می‌تواند تاثیرمعنی داری برآگاهی سرمایه گذاران وتحلیل گران وفعالان بازارسرمایه داشته باشد .با توجه به توسعه روزافزون واحدهای اقتصادی ورشد اقتصادی که داریم ، نیازبه سرمایه گذاری واطلاعات در قسمت­ های مختلف اقتصادی روزبه روزبیشترشده ودولتها سعی درکسب بیشترسرمایه گذاری داخلی وخارجی دراقتصادخود دارند، در این راستا هدف اصلی مدیریت مالی ‌حداکثر کردن ثروت سهام‌داران یاارزش شرکت است و مزیت این هدف شامل توجه به ریسک عملیاتی وبازده حاصل ازسرمایه گذاری سهام‌داران می‌باشد. در این تحقیق، محقق مطالعه ‌در شرکت‌های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارکه در گروه صنعت فلزات اساسی بوده و دربازده سال‌های ۱۳۸۸-۱۳۹۲انجام داده و به دنبال یافتن پاسخ سوالها وفرضیه های مطرح شده که بین بازده مورد انتظارسهام ونسبت دارائیهای نقدی ونوسان پذیری قیمت سهام ‌بر ریسک عملیاتی شرکت‌ها رابطه معنی داری وجوددارد یاخیر.

برای یافتن پاسخ فرضیه های مطرح شده وبرای محاسبه متغییروابسته تحقیق که ریسک عملیاتی می‌باشد ،با توجه به اینکه متغییرریسک عملیاتی دارای توزیع نرمال نبوده ویژگی داده ‌از رتبه ای به ترتیبی تغییرونهایتا جهت آزمون فرضیات تحقیق ارآزمون رگرسیون لجستیک استفاده کردیم درآزمون رگرسیون لجستیک ‌به این علت نرمال سازی کردیم که ‌در نتایج آزمون همبستگی وآزمون کولموگروف –اسمیرنوف چون دارای توزیع نرمال نبودند به همین خاطرازآزمون رگرسیون لجستیک استفاده کردیم واینکه تمامی پیش شرط های رگرسیون خطی چند متغییره رانیازندارد (ازجمله نرمال بودن متغییروابسته ) .فقط مسئله اصلی هم خطی بین متغییرهای مستقل می‌باشد که این آزمون دررگرسیون لجستیک نیزانجام می پذیرد .

نتایج تحقیق حاکی ازتاثیرریسک عملیاتی بربازده موردانتظارسهام ،نسبت دارائیهای نقدونوسان پذیری قیمت سهام به طوری که باافزایش ریسک عملیاتی بازده مورد انتظارسهام کاهش ،نسبت دارائیهای نقدی افزایش ونوسان پذیری قیمت سهام کمتری کمتری هستند .

واژگان کلیدی: ریسک عملیاتی، بازده موردانتظار، نسبت دارائیهای نقدی ،نوسان پذیری قیمت سهام

فصل اول

کلیات تحقیق

۱-۱- مقدمه

سرمایه گذاری نقش تعیین کننده ای در رشد اقتصادی دارد. یکی از اهداف اساسی کشورها دستیابی به رشد اقتصادی و توسعه پایدار می‌باشد. در ادبیات اقتصادی سرمایه به منزله ی رگ حیات یک نظام اقتصادی تلقی شده، و بر تشکیل آن به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده رشد و توسعه اقتصادی تأکید فراوان شده است. با توجه به نقش و اهمیت بورس اوراق بهادار در بازار مالی، بررسی عملکرد آن و تجزیه و تحلیل عوامل کلیدی بر سرمایه گذاری در اوراق بهادار از نظر تئوریک و کاربردی می‌تواند مسایل مهم بسیاری را برای سرمایه گذاران و تحلیل گران بازار سرمایه روشن کند، از طرفی با توجه به اینکه مهمترین فاکتورهای تعیین کننده در سرمایه گذاری ریسک و بازده سرمایه گذاری ها و شناخت عوامل اثرگذار بر آن ها‌ است. لذا آشنایی با مفاهیم ریسک و بازده، و رابطه آن ها باهم ضمن شناخت مهمترین منابع ریسک سرمایه گذاری، معیارهای سنجش ریسک و آگاهی نسبت به سازوکار قیمت گذاری (ارزشیابی)دارایی ها، می‌تواند تاثیر معنی داری بر آگاهی سرمایه گذاران و تحلیل گران و فعالان بازار سرمایه داشته باشد، این نوشتار ضمن پرداختن ‌به این مباحث، با تحلیل جامعی از نقش سرمایه گذاری و جایگاه بورس اوراق بهادار و ریسک و بازده دارایی ها، به بررسی رابطه اطلاعات حسابداری و نسبت های مالی شرکت‌ها با میزان ریسک و بازده آن ها خواهد پرداخت. (جلیلیان، جمشید پور، ۱۳۹۱، پایگاه مطالعاتی و پژوهشی جلیلیان)

۱-۲- بیان مسئله

با توجه به توسعه روزافزون واحدهای اقتصادی و رشد اقتصادی که داریم، نیاز به سرمایه گذاری و اطلاعات در قسمت های مختلف اقتصادی روز به روز بیشتر شده و دولت‌ها سعی در کسب سرمایه گذاری بیشتر داخلی و خارجی در اقتصاد خود دارند، لذا امروزه یکی از شاخص های پیشرفت و توسعه کشورها رشد سرمایه گذاری می‌باشد که در این میان سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار برای سرمایه گذاران خرد و کلان که علاقه مند به سرمایه گذاری در آن برای افزایش بازده مورد انتظار هستند جایگاه ویژه ای دارد. (ایزدی نیا و همکاران، ۱۳۸۶، ص ۲)

اطلاعاتی که شرکت‌ها در اختیار می‌گذارند، و همچنین رشد و توسعه که روز به روز دارند و محصولاتی که تولید می نمایند باعث می شود استقبال از خرید سهام و سرمایه گذاری آن شرکت بیشتر شده و در این تحقیق نیز به دنبال یافتن این سوال هستیم که آیا نسبت دارایی های نقدی و نوسان پذیری قیمت سهام، بر بازده مورد انتظار سهام تاثیر دارد یا خیر؟ و اینکه نقد شوندگی سهام بر بازده مورد انتظار سهام‌داران تاثیرگذار است یا خیر؟ (کاظمی و همکار، ۱۳۹۱، ص ۲)

در این میان نقش اطلاعات حسابداری در پیش‌بینی بازده سهام در مدیریت مالی به عنوان یک فرضیه مورد پذیرش قرار گرفته است و یکی از اهداف اطلاعات حسابداری کمک به استفاده کنندگان در پیش‌بینی جریان های نقدی ورودی آتی به واحد تجاری و به تبع آن پیش‌بینی بازده سرمایه گذاری است. بخشی از متغیرهای تاثیرگذار بر بازده سهام شرکت ها، در بازار سهام ناشی از اطلاعات مالی است که از طریق شبکه حسابداری تهیه می شود. میزان تاثیر این اطلاعات بسیار پیچیده و تا حدی ناشناخته است. محیط اقتصادی دربرگیرنده تمام عوامل تاثیرگذار بر استفاده کنندگان شبکه حسابداری و بازارهای سرمایه است. در این محیط تمام اجزاء باهم در ارتباط بوده و برهم تاثیر متقابل دارند. (جلیلیان، ۱۳۸۹، ص ۲)

یکی از مزایای شناخت محیط اقتصادی شناسایی استفاده کنندگان بالقوه از اطلاعات حسابداری و اولویت بندی نیازهای آن ها‌ است. با توجه به اینکه بازار به عنوان بخشی از محیط اقتصادی دربرگیرنده هر نوع سلیقه­ای است، ‌بنابرین‏ می‌تواند به صورت شاخصی که تعیین کننده میزان تقاضای جامعه برای اطلاعات باشد درآید. این موضوع سبب تحقیقات زیادی در ارتباط با بازار و نیروهای مؤثر بر آن شده است. (عماد زاده و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




۱-۱- مقدمه

در این فصل کلیاتی در موردتحقیق بیان‌شده است. توضیحاتی ‌در مورد مسئله اصلی تحقیق، تشریح موضوع تحقیق، ضرورت انجام تحقیق و اهداف آن مطرح‌شده است. همچنین برای آشنایی بیشتر با تحقیق حاضر سؤالات و فرضیات و روش تحقیق بیان گردیده است و در پایان فصل توضیحاتی ‌در مورد واژگان کلیدی تحقیق ارائه شده است.

۱-۲- تشریح و بیان موضوع

امروزه فن‌آوری اطلاعات و بهره‌گیری از ارتباطات الکترونیکی یکی از اجزای لاینفک زندگی روزمره به شمار می‌رود. بهره‌گیری از این فن‌آوری در عرصه‌های گوناگون زندگی مؤثر بوده است؛ تا جایی که بسیاری از سازمان‌ها، بانک‌ها، مراکز خرید و … کلیه مبادلات و تعاملات حرفه‌ای خویش را بر پایه این فن‌آوری تغییر داده‌اند. توسعه و گسترش سازمان‌ها، تنوع، تعدد و پیچیدگی فعالیت‌های بازرگانی و اقتصادی این‌گونه سازمان‌ها شرایطی را ایجاد نموده است؛ که بخش عمده‌ای از سازمان‌ها اعم از کوچک و بزرگ ناگزیر از اتکا به استفاده از سیستم‌های داده‌پردازی الکترونیک به منظور جمع‌ آوری، پردازش و گزارش اطلاعات مالی، عملیاتی و عملکردی گردیده‌اند. در این میان، بخش عمده‌ای از داده های مالی و عملکردی از طریق سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری[۱] پردازش و گزارش می‌گردد.

با توجه به‌سرعت بالا در پردازش، دقت فوق‌العاده، سرعت‌بالای دسترسی به اطلاعات، به‌روز بودن، امکان مبادله الکترونیک اطلاعات قیمت ارزان و رو به کاهش اطلاعات که از مهم‌ترین ویژگی‌های این سیستم‌ها است. نیاز به استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری در دنیای امروز را ملموس نموده است.

علاوه بر این سازمان‌ها به منظور تأمین نیازهای اطلاعاتی ذینفعان داخلی و خارجی و ارائه گزارش‌های مالی و مدیریتی به منظور اجرای الزامات قانونی از یک‌سو و ‌پاسخ‌گویی‌ به انتظارات اطلاعاتی گروه‌های مختلف از سوی دیگر ناگزیر از به‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری در جهت تولید و فرآوری مجموعه اطلاعات به‌موقع، قابل‌اتکا و کم‌هزینه است (شاهینی،۱۳۸۸).

۱-۳-مسئله اصلی تحقیق

امروزه بخش عمده‌ای از کارکرد مدیران پیرامون تصمیم‌گیری‌های مالی، اقتصادی و انتخاب ‌راهکارهای بهینه

به منظور حداکثر رساندن عایدی، بازده و ارتقاء بهره‌وری و عملکرد مدیریت است. اتخاذ تصمیمات مطلوب مستلزم پشتیبانی مدل تصمیم مدیریت توسط اطلاعات قابل‌اتکا، به‌موقع و عینی است به هر میزان که به‌موقع بودن، قابلیت اتکا و عینیت این اطلاعات بیشتر باشد به همان میزان بیشتر می‌توان نسبت به توفیق مدیریت امید داشت. بر این اساس می‌توان گفت که بخش عمده‌ای از منابع سازمان صرف تهیه، پردازش و گزارش اطلاعات مالی و مدیریتی و استفاده آن جهت بهبود فرایند تصمیم‌گیری مدیریت می‌شود با توجه ‌به این امر که اطلاعات حسابداری، مبنای بخش عمده‌ای از تصمیم‌گیری‌های سازمانی است، سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری زیربنای اصلی و ابزار مؤثری جهت تهیه و ارائه اطلاعات موردنیاز استفاده‌ کنندگان جهت قضاوت و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه به شمار می‌رود بر این اساس به‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی از سوی مدیران سازمان‌ها می‌تواند دستیابی به اهداف موردنظر را تسهیل نموده و موجب بهبود عملکرد اقتصادی سازمان گردد (شاهینی،۱۳۸۸).

علاوه بر این سازمان‌ها به منظور تأمین نیازهای اطلاعاتی ذینفعان داخلی و خارجی و ارائه گزارش‌های مالی و مدیریتی به منظور اجرای الزامات قانونی از یک‌سو و ‌پاسخ‌گویی‌ به انتظارات اطلاعاتی گروه‌های مختلف از سوی دیگر ناگزیر از به‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری در جهت تولید و فن‌آوری مجموعه اطلاعات به‌موقع، قابل‌اتکا و کم‌هزینه است.

‌بنابرین‏ انجام تحقیقات ‌در زمینه شناخت سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری و شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و اثربخشی این سیستم‌ها لازم و ضروری به نظر می‌رسد. بدین منظور تحقیق حاضر ‌به این سؤال پاسخ خواهد داد.

الف – چه عواملی در اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری نقش دارند؟

ب -ترتیب و اولویت عوامل مؤثر بر اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری به چه صورت است؟

به‌بیان‌دیگر تحقیق حاضر به دنبال یافتن تأثیر عوامل انسانی (کاربران و مدیران)، ویژگی ذاتی و ساختاری سیستم (امنیت، پشتیبانی، بهای تمام‌شده، انعطاف‌پذیری) ساختارهای سازمانی مؤسسه‌ مجری (یکپارچگی و فراگیر شدن سیستم‌ها) و الزامات قانونی بر موفقیت و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری است.

۱-۴-ضرورت انجام تحقیق

حجم انبوه اطلاعات تولیدشده در محیط فعالیت سازمان‌های انتفاعی و غیرانتفاعی و عدم امکان تجزیه‌و تحلیل، پردازش و گزارش این‌گونه اطلاعات به شیوه های سنتی ما را ناگزیر به استفاده و بهره‌برداری از سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری مبتنی بر کامپیوتر می‌کند. ضرورت گسترش و به‌کارگیری این‌گونه سیستم‌ها در بخش‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی و تجاری دولت باعث شده است؛ تا شرایط، الزامات و عوامل مؤثر براثر بخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری مستمراً موردمطالعه و ارزیابی قرار گیرد.

۱-۵-اهداف تحقیق

الف –بررسی معیارهای مؤثر بر توسعه اثربخش سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری در ادارات و شرکت‌های دولتی استان سیستان و بلوچستان
ب –رتبه‌بندی معیارهای مؤثر بر توسعه اثربخش سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری
ج -ارائه راه‌کارهایی برای توسعه اثربخش سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری

۱-۶-فرضیه‌های تحقیق

این تحقیق شامل پنج فرضیه اصلی و چهارده فرضیه فرعی است.

۱-۶-۱-فرضیه اصلی اول

بین تفاوت در ویژگی‌های کاربران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد. برای بررسی فرضیه اصلی اول، فرضیه‌های فرعی زیر تعیین گردید:

۱-۶-۱-۱-فرضیه فرعی اول

بین رضایت شغلی کاربران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۱-۲-فرضیه فرعی دوم

بین دانش و مهارت کامپیوتری کاربران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۱-۳-فرضیه فرعی سوم

بین دانش و مهارت حسابداری کاربران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۱-۴-فرضیه فرعی چهارم

بین تجربه کار با سیستم‌ کاربران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۲-فرضیه اصلی دوم

بین ویژگی مدیران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

برای بررسی فرضیه اصلی دوم، فرضیه‌های فرعی زیر تعیین گردید:

۱-۶-۲-۱-فرضیه فرعی اول

بین دانش و مهارت کامپیوتری مدیران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۲-۲-فرضیه فرعی دوم

بین دانش و مهارت حسابداری مدیران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۲-۳-فرضیه فرعی سوم

بین تعهد و التزام مدیران و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

۱-۶-۳-فرضیه اصلی سوم

بین ویژگی‌های ذاتی و ساختاری سیستم‌ها و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد. برای بررسی فرضیه اصلی سوم فرضیه‌های فرعی زیر تعیین گردید:

۱-۶-۳-۱-فرضیه فرعی اول

بین امنیت سیستم‌ها و اثربخشی سیستم‌های اطلاعاتی حسابداری رابطه معنی‌دار وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




پذیرش یا ادامه کار

مؤسسه‌ باید سیاست‌ها وروشهایی را برای پذیرش وادامه کار طراحی وبرقرار کند تا اطمینان معقول حاصل شود که مؤسسه‌ تنها پس از احراز شرایط زیر کار قبول می‌کند یا ادامه می‌دهد:

الف- نبود اطلاعاتی حاکی از درستکار نبودن صاحبکار با توجه به ارزیابی‌های انجام شده.

ب- برخورداری از صلاحیت، توانایی، زمان ومنابع لازم برای انجام کار

پ-امکان رعایت الزامات اخلاقی

۲-۱۱-ارزیابی رعایت قوانین ومقررات در حسابرسی صورت‌های مالی :

حسابرس هنگام برنامه ریزی واجرای روش های حسابرسی وهمچنین، ارزیابی وگزارشگری نتایج حاصل از رسیدگی ها باید توجه داشته باشد که عدم رعایت قوانین ومقررات توسط واحد مورد رسیدگی ممکن است به گونه ای با اهمیت بر صورت های مالی اثر گذارد. اما از حسابرس انتظار نمی رود تمام موارد عدم رعایت قوانین ومقررات را کشف کند. کشف هر گونه عدم رعایت قوانین ومقررات، صرفنظر از اهمیت آن ، مستلزم ارزیابی دوباره میزان درستکاری مدیران ویا کارکنان ونیز ارزیابی اثر احتمالی آن برسایر جنبه‌های حسابرسی است.

شناخت واحد مورد رسیدگی ومحیط آن ‌و برآورد خطر تحریف با اهمیت

حسابرس به منظور تشخیص ‌و برآورد خطرهای تحریف با اهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه در صورت‌های مالی وطراحی واجرای روش های حسابرسی لازم باید شناخت کافی از واحد موردرسیدگی ومحیط آن، شامل کنترل‌های داخلی، کسب کند.برآورد خطر های تحریف با اهمیت حسابرس را به تشخیص ‌و برآورد خطرهای تحریف با اهمیت در سطوح صورت‌های مالی وادعاها ملزم می‌کند. برای این منظور حسابرس اقدامات زیر را انجام می‌دهد:تشخیص خطر ها از طریق بررسی واحد موردرسیدگی ومحیط آن، شامل کنترل‌های مربوط، وهمچنین بررسی ‌گروه‌های معاملات، مانده حساب‌ها وموارد افشا در صورت‌های مالی

تعیین ارتباط خطرهای مشخص شده با مواردی که می‌تواند در سطح ادعاها، نادرست باشد( نحوه ارائه صورت های مالی ،استانداردشماره ۱)

بررسی احتمال خطرها واهمیت آن.

روش های برآورد خطر

حسابرس برای کسب شناخت از واحد مورد رسیدگی ومحیط آن، شامل کنترل‌های داخلی، باید روش های برآورد خطر ‌زیر را اجرا کند:

الف.پرس وجو از مدیریت وسایر کارکنان واحد موردرسیدگی

ب-روش های تحلیلی

پ-مشاهده ووارسی

حسابرس لازم نیست همه روش های برآورد خطر یادشده دربالا را برای شناخت اجرا کند.اماهمه روش های برآورد خطر در طول کسب شناخت لازم، توسط حسابرس اجرا می شود.

اشخاص وابسته

حسابرس باید روش‌هایی را اجرا کند که برای کسب شواهد کافی وقابل قبول درباره اقدامات مدیریت به منظور شناسایی ‌و افشای روابط با اشخاص وابسته واثر آن گروه از معاملات با اشخاص وابسته به گونه ای با اهمیت برصورتهای مالی مؤثر است، طراحی شود.اما از حسابرسی نمی توان انتظار داشت کلیه معاملات با اشخاص وابسته را کشف کند.

تعریف شخص وابسته و معاملات با اشخاص وابسته

شخص وابسته اشخاصی نسبت به هم وابسته تلقی می‌شوند که یکی از آنان بتوانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر تصمیم گیری های عمده مالی وعملیاتی طرف دیگر، کنترل ویا نفوذ قابل ملاحظه ای اعمال کند یا هردو تحت کنترل مشترک یا نفوذ قابل ملاحضه مشترک (در حدی که درانجام یک معامله منافع مستقل یکی از آن ها تحت الشعاع منافع دیگری قرار گرفته باشد)شخص ثالثی باشند. معاملات با اشخاص وابسته یعنی انتقال منابع یا تعهدات بین اشخاص وابسته، صرفنظر از به حساب گرفتن یا نگرفتن کل یا بخشی از ما به ازای آن ها مسئولیت شناسایی ‌و افشای روابط با اشخاص وابسته ومعاملات انجام شده با آنان به عهده مدیریت واحد مورد رسیدگی است. مدیریت برای ایفای این مسولیت باید سیستم های حسابداری وکنترل داخلی مناسبی رابکار گیرد تا از شناسایی صحیح معاملات با اشخاص وابسته درمدارک حسابداری ‌و افشای کافی آن ها در صورت‌های مالی،اطمینان یابد.

رسیدگی به معاملات شناسای شده با اشخاص وابسته

حسابرس در رسیدگی به معلات شناسایی شده با اشخاص وابسته باید شواهد کافی وقابل قبولی را درباره درستی ثبت ‌و کفایت افشای این معاملات به دست آورد.

تداوم فعالیت

حسابرس در جریان برنامه ریزی واجرای روش های حسابرسی وارزیابی نتایج حاصل از آن باید مناسب بودن استفاده مدیریت را از فرض تداوم فعالیت در تهیه ی صورت های مالی بررسی کند

(استاندارد های حسابداری مالی، ۱۳۸۵)

مسئولیت مدیران

فرض تداوم فعالیت، یک اصل بنیادی در تهیه صورت‌های مالی است. طبق فرض تداوم فعالیت واحد مورد رسیدگی معمولاً به عنوان واحدی فرض می شود که درآینده قابل پیش‌بینی به فعالیت خود ادامه دهد وقصد یا الزامی برای انحلال، توافق فعالیت، یا کاهش قابل توجه در حجم عملیات را ندارد. ‌بنابرین‏ داراییها وبدهیها ‌بر مبنای‌ توانایی واحد مورد رسیدگی دربازیافت داراییها وتصفیه بدهیها در جریان عادی فعالیت‌های تجاری ثبت می شود.(بند ۲۰ استاندارد های حسابداری مالی ،۱۳۸۵)

نحوه ارائه صورت‌های مالی مقرر می‌کند:

مدیریت در زمان تهیه ی صورت‌های مالی باید توان فعالیت واحد تجاری را ارزیابی کند. صورت‌های مالی باید ‌بر مبنای‌ تداوم فعالیت تهیه شود، مگر اینکه مدیریت قصد انحلال یا توقف عملیات واحد تجاری را داشته باشد، یا عملاً ناچار به انجام این امر شود.در مواردی که مدیریت از رویداد ها ‌و شرایطی آگاهی یابد که ممکن است ابهام با اهمیت نسبت به توانایی تداوم فعالیت واحد تجاری ایجاد کند این ابهام باید افشا شود. چنانچه صورت‌های مالی بر مبنای تداوم فعالیت تهیه نشود این واقعیت باید همراه با مبنای تهیه ی صورت های مالی واینکه چرا واحد تجاری فاقد تداوم فعالیت تلقی شده است افشا شود.کیفیت حسابرسی :کیفیت حسابرسی، یکی از موضوعات بااهمیت در حوزه حسابرسی وبازار سرمایه است. به منظور شناخت مفاهیم وابعاد مختلف کیفیت حسابرسی، مطالعات گوناگونی توسط محققان انجام شده است، تارابطه بین کیفیت حسابرسی ومتغیر های دیگر کشف شود.به هر حال از آنجا که کیفیت حسابرسی ومتغیر های دیگر کشف شود. به هر حال از آنجا که کیفیت حسابرسی در عمل به سختی قابل مشاهده است تحقیقات در این زمینه همواره با مشکلات زیادی روبرو بوده است .(دی آنجلو ،۱۹۸۱)

توانایی حسابرس مستقل جهت کشف تقلبات گزارشگری مالی با کیفیت حسابرسی ارتباط مستقیم دارد. این کمیسیون همچنین چندین گام را که می توان از آن طریق کیفیت حسابرسی را بهبود بخشید پیشنهاد نمود. یکی از این گامها که از حساسیت ویژه ای در مؤسسات حسابرسی برخوردار می‌باشد شناسایی و کنترل فشار هایی است که کیفیت حسابرسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد ممکن است به دلیل فشار هایی که بر اثر عوامل مختلف به حسابرسان وارد می شود، کیفیت حسابرسی کاهش یابد ویا از طریق، لطمات جبران ناپذیری به استفاده کنندگان وحتی مؤسسه‌ حسابرسی وارد شود.(گزارش کمسیون تریدوا ی، ۱۹۸۷)

۲-۱۲-حسابرسی چیست ؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ ضرورت دارد مکانیزم نظارت و راهنمایی، و کنترل استانداردهای خاص وجود داشته باشد تا فعالیت‌ها را در جهت هدفها و برنامه ها هدایت نماید و به موقع از وقوع انحرافاتی که ممکن است در حال تکوین باشد، جلوگیری به عمل آورد؛ در محیط های آموزشی هر فعالیتی که هدف اولیه اش پیشرفت و بهبود شرایط تدریس و یادگیری باشد، ماهیتاً جنبه نظارت و راهنمایی دارد (شکوه، ۱۳۸۶). در این راستا و با توجه به نقش مؤثر معلم راهنما پژوهش در زمینه نقش مؤثر این گروه آموزشی بر کارایی آموزشی معلمان ضرورت یافت.

۱-۳- اهداف پژوهش

۱-۳-۱- هدف کلی

هدف کلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر نقش معلمین راهنما بر افزایش کارایی آموزشی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان لامرد ‌می‌باشد.

۱-۳-۲- اهداف فرعی

۱- بررسی تاثیر تقش معلمان راهنما در بهبود شیوه­ تدریس معلمان.

۲- بررسی تاثیر تقش معلمان راهنما در مرتفع شدن مشکلات خاص به وجود آمده برای معلمان.

۳- بررسی تاثیر نقش معلمان راهنما در بهبود روابط انسانی حاکم بر فضای آموزشی.

۴- بررسی نقش معلمـان راهنما در بهبود شیوه­ ارزشـیابی دانش ­آموزان مؤثر ‌می‌باشد؟

۱-۴ سؤالهای پژوهش

۱-۴-۱- سؤال اصلی پژوهش

آیا نقش معلمین راهنما بر افزایش کارایی آموزشی معلمان مقطع ابتدایی مؤثر است؟

۱-۴-۲- سؤالهای فرعی

۱- آیا نقش معلمان راهنما بر بهبود شیوه­ تدریس معلمان مؤثر ‌می‌باشد؟

۲- آیا نقش معلمان راهنما بر مرتفع شدن مشکلات خاص به وجود آمده برای معلمان مؤثر ‌می‌باشد؟

۳- آیا نقش معلمان راهنما بر بهبود روابط انسانی حاکم بر فضای آموزشی مؤثر ‌می‌باشد؟

۴- آیا نقش معلمـان راهنما بر بهبود شیوه­ ارزشـیابی دانش ­آموزان مؤثر ‌می‌باشد؟

۱-۵- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

۱-۵-۱- تعاریف مفهومی

معلم راهنما:

از نظر سازمانی معلمان برجسته و باتجربه­ای هستند که به همکاران خود کمک می‌کنند و آنان را از هنجارها و بایدهای کار و تدریس و یادگیری مطلع می­سازند و هیچ گاه نمی ­توانند نظرها و عقاید خود را به آن ها تحمیل کنند (نیکنامی، ۱۳۸۲، ص ۱۵۸). یک رهبری آموزشی است که باید می‌تواند امور آموزشی را در جهت یادگیری ترتیب داده و هماهنگ سازد (بهرنگی، ۱۳۷۲، ص ۱۷).

نظارت و راهنمایی:

کوشش­های مسئولان منتخب مدرسه برای راهنمایی و هدایت معلمان و دیگر کارکنان آموزشی در اصلاح وضع آموزش و روش های تدریس که مستلزم تحریک رشد و پیشرفت حرفه ای معلمان، انتخاب هدف های آموزشی، تجدید نظر در آن ها مواد آموزشی، روش های تدریس و ارزشیابی آن ها‌ است (نیکنامی، ۱۳۸۳، ص ۷).

نظارت و راهنمایی، یک فرایند آموزشی است که در آن فردی که دارای علم و مهارت بیشتری می‌باشد، مسئولیت تربیت و آموزش فرد دیگری را به عهده دارد که کمتر دارای این عناصر می‌باشد (رابینسون[۱۷]، ۱۹۶۳؛ به نقل از بهرنگی، ۱۳۸۶)

کارایی:

کارایی: به انجام درست کارها اطلاق می­ شود. (علاقه­بند، ۱۳۸۶). دراکر[۱۸] (۱۹۸۷) کارایی را اینگونه تعریف می‌کند: درست انجام دادن کارها و وظایف آن (نقل از حسن پور،۱۳۸۵).

همچنین کارایی‌ به ‌معنای‌ کمترین‌ زمان‌ یا انرژی‌ مصرفی‌ برای‌ بیشترین‌ کاری‌ که‌ انجام‌ شده‌ است (اپستین و هاندرت[۱۹]، ۲۰۰۲).

کارایی آموزشی:

به مجموعه فعالیت های کیفی و کمی که معلمان، دبیران و اساتید در راستای اهداف آموزشی به منظور بهبود عملکرد نظام آموزشی می بایست انجام دهند تا اثربخشی و در نهایت سودبخشی آن عاید کلیه اجزا سازمانی و محیط بیرونی شود. این فعالیت ها می‌تواند شامل بهبود روند تدریس، بهبود روابط انسانی، بهبود روند ارزشیابی و هر آنچه در روند آموزشی حضور دارد شود (کارول و گیلبرت[۲۰]، ۲۰۰۸).

کارایی آموزشی معلمان سطح وسیعی از فعالیت‌های آموزشی یک معلم را در بر می‌گیرد و برای سنجش کارایی معلمان باید به همه آن ها توجه کرد و سپس ‌در مورد موفقیت یا عدم موفقیت کارایی معلم قضاوت نمود (خدیوی، ۱۳۸۹).

روش تدریس:

روش تدریس مجموعه تدابیر و فعالیت­های منظمی است که معلمی، نه برای ارائه تدریس بهتر، بلکه برای یادگیری بهتر و رسیدن به هدف، با توجه به امکانات اتخاذ می­ کند (احمدیه،۱۳۸۵)، همچنین به کلیه فرآیندهایی که در کلاس درس به منظور بهبود یادگیری دانش ­آموزان صورت گیرد (پرینس و فلدر[۲۱]، ۲۰۰۶) و یا به مجموعه فعالیت­هایی معلمان در کلاس به روش­هایی متفاوتی که به منظور گسترش و توسعه مفهومی ذهن فراگیران در دروسشان صورت ‌می‌گیرد روش تدریس می­گویند (اوزسویک[۲۲]،۲۰۱۰). ‌بنابرین‏، به اعمال و فعالیت­هایی که معلم به منظور تغیییر در شیوه ­های یادگیری دانش آموزان ایجاد می‌کند نیز روش تدریس می­گویند (براوون[۲۳]، ۲۰۰۱). در این راستا معلمان می­کوشند تا در امر تدریس از شیوه ­های گوناگونی استفاده کنند برای اینکه در فرایند آموزش به مطلوبیت لازم دست یابند. در جمع ­بندی کلی پژوهشگر معتقد است که روش تدریس در کل، تغییر در شیوه ­های یادگیری دانش آموزان است تا به آنان بیاموزد که چگونه بیاموزند.

مشکلات خاص معلمان:

به تعبیری مشکلات خاص معلمان می ­تواند اینگونه تعریف شود: به مسائلی نظیر وجود کلاس­های چندپایه و مدیریت در آن، کمبود وقت، فقدان تجهیزات آموزشی، کمبود اطلاعات و تجارب معلمان، ضعف بنیه علمی دانش ­آموزان، وجود منطق دوزبانه و سازمان دهی فیزیکی کلاس درس مشکلات خاص معلمان قلمداد می شود (دیویس، گایتون و آنیون[۲۴]، ۲۰۰۸)

روابط انسانی:

برگر[۲۵] (۱۹۳۴) می­گوید: در حال حاضر، روابط انسانی، توسعه دادن مهارت عملی تا شخص بیاموزد چگونه خویش را با محیط اجتماعی خود سازگار کند. مهارت انسانی یعنی قابلیت برقراری ارتباط با عقاید و احساسات دیگران، تا با دریافت پاسخ مطلوب و ایجاد ارتباط از سوی دیگران، خوی اجتماعی بودن در او پرورش یابد (روتلیز برگر به نقل از لین[۲۶]، ۲۰۰۶).

بوی­کین[۲۷] می­گوید: روابط انسانی عبارت است از شیوه رفتار کردن و احترام گذاردن به موقعیت های اجتماعی، افراد یا گروه­هایی که سبب خلق آن موقعیت­ها ‌شده‌اند. در روابط انسانی سازمان یافته، اختلاف نژادی، اخلاقی، طبقات اجتماعی یا اقتصادی، فرهنگی و آموزشی مطرح نیست، بلکه احترام گذاشتن بر شخصیت فرد و محترم شمردن ارزش­های انسانی افراد مهم است (مارشال[۲۸]، ۲۰۰۷).

ارزشیابی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




در چنین وضعیت هایی نظریاتی چون نظریه تغییر در اوضاع و احوال قرارداد جهت بازگرداندن تعادل و توازن قراردادی وارد عرصه می‌گردند، در واقع به لحاظ اینکه در وضعیت تغییر اساسی در اوضاع و احول قرارداد دگرگونی اوضاع و احوال زمان قرارداد و دشوار شدن اجرای قرارداد به حدی است که هیچ فرد دور اندیش نیز قادر به پیش‌بینی ان نبوده و ضرر حاصله غیر متعارف و غیرقابل پیش‌بینی بوده است؛ تمام نظام های حقوقی کم و بیش در این مسئله که حکم به لزوم قرارداد در چنین وضعیتی ناعادلانه است، اتفاق نظر داشته و در توجیه آن به مبانی مختلفی استناد می‌کنند. اما راه حل این نظام ها و مبانی اتخاذ شده برای نظریه تغییر در اوضاع و احوال قرارداد متفاوت است. برخی نظام های حقوقی با اعطای معافیت در جهت حل مسئله برآمده اند و راه حل انحلال قرارداد را پذیرفته اند و برخی مسئله تعدیل قرارداد را مطرح نموده اند. [۴۴]

۱٫نظریه تغییر اوضاع و احوال در نظام حقوقی کامن لا

نظریه تغییر اوضاع و و احوال که ریشه در حقوق روم دارد و در قراردادهای خصوصی مورد قبول واقع گردیده، به حقوق بین الملل سرایت ‌کرده‌است و تحت عنوان قاعده «ربوس سیک استانتی بوس» شهرت یافته است. اکنون سالها از پذیرش تغییر اوضاع و احوال در کشور های مختلف می گذرد. از نظر وسعت جغرافیایی نفوذ نظریه نیز میتوان گفت که از سیستم حقوقی کشور انگلیس گرفته تا حقوق کشورهای امریکا، اروپا، خاور دور و اکثر کشورهای عربی امتداد یافته است. در ادامه به بررسی جایگاه این نظریه در نظام حقوقی امریکا به عنوان یکی از کشورهای پیش رو در نظام حقوقی کامن لا می پردازیم. دادگاه های آمریکا در استناد به نظریه تغییر اوضاع واحوال هنوز در تردید به سر می‌برند و محدوده استناد به نظریه نزد آنان معلوم نیست. اما نظریه تغییر اوضاع و احوال توسط محاکم با استقبال مواجه شد. به عنوان نتیجه در رویه قضایی آمریکا میتوان گفت، زمانی تغییر در اوضاع و احول قرارداد رخ می‌دهد که اولا: رویدادی غیرمترقبه روی دهد. ثانیاً: اوضاع عقد را دگرگون کند و نتیجه اجرای قرارداد چیزی متفاوت از انتظارات طرفین انعقاد عقد باشد. ثالثا: حادثه و رویداد خارج از کنترل و پیش‌بینی متعارف باشد. [۴۵]

۲٫ نظریه تغییر اوضاع و احوال در نظام حقوقی ایران

تغییر در اوضاع و احوال قرارداد به دو صورت ممکن است که رخ بدهد، ۱٫ زمانی که تغییر در اوضاع و احوال به شکلی است که اجرای ان توسط متعد منجر به عسر و حرج او می‌گردد. ۲٫ زمانی که ثبات اوضاع و احوال به صورت ضمنی شرط قرارداد بوده باشد و پس از تغییر اوضاع و احوال ضرر هنگفتی به متعهد وارد شود اما او را دچار عسر و حرج نکند.

راه حل حقوق ایران در مواردی که حادثه ای غیرقابل اجتناب و کنترل و خارج از اراده متعهد باشد، به گونه ای که اجرای قرارداد را غیرممکن سازد، روشن است. برابر مواد ۲۲۷ و۲۹۹ قانون مدنی ایران اگر متعهد ثابت نماید که عدم انجام تعهد بنا به علتی خارجی و غیرقابل کنترل و اجتناب بوده است، مسئولیتی ندارد. از آنجا که قانون مدنی ایران ‌در مورد دشواری اجرای قرارداد و یا برهم خوردن تعادل و توازن قراردادی بر اثر حوادث پیش‌بینی نشده سخنی به میان نیاورده است، به ناچار باید با بهره گرفتن از مبانی معاذیر قراردادی در حقوق مدنی و بررسی موادی از قانون که به دشواری و حرج و ضرر اشاره ‌کرده‌است پاسخ این سؤال روشن شود که آیا در صورت بروز حوادثی که منجر به دشواری و یا ضرری شدن اجرای تعهد می شود بازهم متعهد از انجام تعهد معاف می شود و از مسئولیت ناشی از تأخیر مبرا است یا این که حکومت اصل لزوم در قراردادها در حقوق ایران از چنان قوتی برخوردار است که دشواری و یا ضرری شدن اجرای قرارداد در اثر بروز حوادث پیش‌بینی نشده، از الزام ناشی از قرارداد نکاسته و راهی برای فرار متعهد متعسر یا متضرر از دشواری و ضرر وجود ندارد.[۴۶] در پاسخ ‌به این سؤال میتوان گفت که طبق قاعده لاضرر که هیچ حکم ضرری را قابل اجرا نمی داند و با توجه به اینکه قاعد لاضرر مبنایی برای خیار غبن است، میتوان با استناد به مبانی مذکور متضرر را دچار غبن حادث دانسته و حکم ضرری که همان اجرای تعهد در زمان تغییر اوضاع و احوال قرارداد است را از او برداشت. در ادامه به رابطه نظریه تغییر در اوضاع و احوال قرارداد و نظریه قراردادهای غیرمنصفانه می پردازیم.

بند دوم: رابطه تغییر در اوضاع و احوال قرارداد با نظریه قراردادهای غیرمنصفانه

تغییر در اوضاع و احوال قراردادها در جنبه‌های مختلف؛ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امری طبیعی و قابل پیش‌بینی می‌باشد، اما گاهی این تغییرات به یک باره و در ابعاد وسیع رخ می‌دهد که موجب می شود اجرای توافق برای شخص متعهد ناممکن یا بسیار پرهزینه گردد. در چنین شرایطی تعادل عوضین دچار خدچه شده و انصاف حکم می‌کند تا از شخص متضرر حمایت به عمل آید. از تدقیق در مبانی حقوقی نظریه تغییر اوضاع و احوال قرارداد، میتوان دریافت که حسن نیت و انصاف از مبانی اصلی این نظریه است. به عبارت دیگر فلسفه شکل گیری نظریه تغییر در اوضاع و احوال قرارداد، به واسطه پاسخ گویی به ندای انصاف بود است. از طرفی در بسیاری از پرونده ها که ‌بر اساس انصاف رأی صادر شده است، می توان مصادیق تغییر در اوضاع و احوال قرارداد را به خوبی مشاهده نمود. در ادامه ضمن بیان مثال هایی به شرح بیشتر موضوع می پردازیم.

در دعوای «کرل علیه هنری» در دادگاه استیناف در سال ۱۹۰۳، خواهان توافق کرده بود که اتاقی را برای روز تاج گذاری به خوانده اجاره دهد. طرفین ی دانستند که هدف از اجاره مشاهد مراسم تاج‌گذاری است. دادگاه رأی داد که لغو مراسم موجب خاتمه یافتن قرارداد شده است چرا که مشاهده مراسم پایه و بینان قرارداد بوده است.[۴۷] از تحلیل رأی مذکور بر می اید که قرارداد منعقده بین موجر و مستأجر برای روزهای ۲۶ و ۲۷ زوئن ۱۹۰۲ بود. مبلغ اجاره بها در قرارداد اجاره ۷۵ دلار تعیین گردید، بدون اینکه ذکری از مراسم تاج‌گذاری به میان آید. مستأجر ۲۵ دلار از مبلغ اجاره را پرداخت و متعهد به پرداخت ۵۰ دلار بقه شد. با لغو مراسم تاج‌گذاری مستأجر از پرداخت ۵۰ دلار امتناع ورزید و در مقابل ادعای استرداد ۲۵ دلار پرداخت شده را نمود. لرد دارلینگ به نفع او رأی داد و در استیناف از رأی مذکور لرد ویلیامز اظهار نظر کرد که:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




شخصیت

الف)برونگرایی: پژوهش طولی کاستا و مک‌کری و نوریس(به نقل از آرجایل، ۱۳۸۲) نتیجه‌ قابل توجهی به دست می‌دهد که برونگرایی بهترین پیش‌بینی کننده‌ شادمانی و درونگرایی بهترین پیش‌بینی کننده‌ عاطفه منفی و ناشادی است. آن ها دریافتند که برونگرایی می‌تواند شادکامی ۱۷ سال بعد افراد را پیش‌بینی کند. همبستگی برونگرایی با شادی آنقدر مسلم و قوی است که برخی صاحب‌نظران تعریف شادی را بدون در نظر گرفتن برونگرایی صحیح نمی‌دانند(به عنوان مثال، فرانسیس، لستر و فلیپ کالک[۲۷]، ۱۹۹۸). یافته های ۵ پرسش که به وسیله آرجایل و لو(۱۹۹۱، ۱۹۹۰)، دونالدسون، برینی و وارد[۲۸](۱۹۹۵)، فرانسیس، براون، لستر و فلیپ کالک(۱۹۹۸)، انجام گرفته نشان داده‌است که شادی به طرز مثبت با برونگرایی و به طرز منفی با روان‌رنجوری همبسته است.

دنیو و کوپر(۱۹۹۸) و آرجایل، مارتین و لو(۱۹۹۵) با انجام مطالعات مختلف همبستگی برونگرایی و شادی را به ترتیب ۲۲/۰ و ۴۵/۰ گزارش کرده‌اند.

ب)ثبات عاطفی یا هیجانی: ثبات هیجانی تعبیری است که هیلز و آرجایل(۲۰۰۱) هنگامی که در موارد پیش‌بینی کننده های شادی تحقیق می‌کردند، ارائه دادند. به عقیده آن ها ثبات هیجانی مهم‌ترین عامل مؤثر بر شادی می‌باشند. آنان در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسیدند که افراد با ثبات دارای خصوصیاتی از قبیل آرامش، خونسردی و پرهیز از شکایت درباره‌ نگرانی‌ها یا اضطراب‌های شخصی می‌باشند. همچنین گزارش می‌کنند که ثبات عاطفی پیش‌بینی کننده‌ قوی رضایت از زندگی می‌باشد. سالیوان[۲۹](۲۰۰۲) نیز معتقد است ثبات عاطفی همراه با عزت‌نفس حقایق کلیدی بهداشت روان‌اند که هر کدام لازمه احساس عمومی رضایت و خشنودی از زندگی می‌باشند.

ج)توافق اجتماعی و وظیفه‌شناسی: این دو متغیر دارای همبستگی مثبت با شادمانی هستند. ولی سطح معناداری آن‌ ها کمتر از سطح معناداری دو عامل برونگرایی و روان‌رنجوری است. فارنهام و چنگ[۳۰](۱۹۹۷) در تحقیق خود دریافتند که همبستگی شادی با وظیفه‌شناسی ۳۱/۰ می‌باشد و چنین فرض می‌شود که ارتباط بین این دو متغیر با شادمانی ‌به این افراد دارای این صفات در محیط‌های خاص با پاداش مواجه می‌شوند یا نمی‌شوند بستگی دارد.

عزت‌نفس

عزت‌نفس یکی از عواملی است که بر میزان شادی افراد تأثیر زیادی دارد. وارت(۲۰۰۱) عزت‌نفس را از اساسی‌ترین عوامل شادی می‌داند و ویلسون[۳۱](۱۹۷۶) گزارش کرده‌است که عزت‌نفس یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی کننده های شادی است. اهمیت عزت‌نفس در شادمانی به حدی است که برخی از صاحب‌نظران از جمله آرجایل(۲۰۰۱) آن را جزء جدایی‌ناپذیر شادی می‌دانند. به اعتقاد برخی از کارشناسان(مانند براون و مک‌گیل[۳۲]، ۱۹۸۹) هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادکامی عزت‌نفس افراد کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر بین شادمانی و عزت‌نفس رابطه علی ‌متقابل[۳۳] وجود دارد. اما آرجایل و لو(۱۹۹۰) ضمن مخالفت با این نظر، معتقدند که شادمانی عزت‌نفس را افزایش می‌دهد، اما فقدان آن موجب کاهش عزت‌نفس نمی‌شود.

اعتقادات مذهبی

مایرز(۲۰۰۰) معتقد است ایمان مذهبی تأثیر زیادی بر میزان شادمانی دارد. ایمان مورد نظر مایرز، ایمانی است که حمایت اجتماعی، هدفمندی، احساس پذیرفته‌شدن و امیدواری را برای فرد به ارمغان می‌آورد. هیلز و آرجایل در این زمینه به مواردی از جمله احساس اتصال به معبودی بسیار قدرتمند و مقدس، عشق، برابری و احساس در جمع بودن اشاره می‌کنند. کالدور[۳۴](۱۹۹۴) معتقد است که افراد مذهبی نزدیک‌ترین دوستان خود را از میان افراد مذهبی انتخاب می‌کنند و علاوه بر داشتن احساس نزدیکی به خداوند، نسبت به مردم دید مثبتی دارند که همه این ها بر شادی آن‌ ها می‌افزاید.

سرمایه اجتماعی[۳۵]

یکی از مفاهیمی که در سال‌های اخیر وارد حوزه علوم اجتماعی و اقتصادی شده‌است مفهوم سرمایه‌ اجتماعی است. ریچاردز[۳۶](۲۰۰۰) سرمایه‌ اجتماعی یا همبستگی اجتماعی را چگونگی شبکه‌ روابط اجتماعی[۳۷]، دوستی‌ها، احساس کنترل شخصی و اعتقاد اجتماعی[۳۸] می‌داند. به عقیده او سرمایه‌ اجتماعی بیش از سرمایه‌ انسانی(سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی فرد و …) بر میزان شادمانی افراد جامعه اثر می‌گذارد. پونتام و همکاران در پژوهش خود دریافتند که افردای که از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتری دارند و بهتر می‌توانند با مردم رابطه برقرار کنند، نسبت به افرادی که از نظر مالی غنی‌تر، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند، شادمان‌تر هستند. آن‌ ها معتقدند سرمایه‌ اجتماعی در واقع یک پیش‌بینی کننده‌ قوی برای تعیین میزان شادکامی افراد و کیفیت زندگی در اجتماع است، لذا برای افزایش سطح شادمانی مردم سرمایه‌گذاری در سرمایه‌ اجتماعی بسیار ارزشمند‌تر از سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی است(هوپکه[۳۹]، ۲۰۰۱).

فعالیت‌های اوقات فراغت

شادی‌آفرینی فعالیت‌های اوقات فراغت را با دو تئوری می‌توان توضیح داد. تئوری اول مربوط به انتخابگر بودن انسان است. از آنجا که فعالیت‌های اوقات فراغت، فعالیت‌هایی هستند که فرد با علاقه خود و با آزادی عمل درباره‌ آن‌ ها تصمیم‌گیری می‌کند؛ این‌گونه فعالیت‌ها حتی وقتی که فرد را از لحاظ جسمانی آزار می‌دهند نیز موجب شادمانی او می‌شوند. به عنوان مثال می‌توان به ورزش بوکس یا دوی ماراتن اشاره کرد(هیلز و آرجایل، ۱۹۹۸). تئوری دیگر که نشاط‌انگیزی فعالیت‌های اوقات فراغت را تبیین می‌کند، تئوری انگیزش اجتماعی است، زیرا تمام فعالیت‌های اوقات فراغت با وجود تنوع و تفاوت‌هایی که با هم دارند، به نحوی نیازهای اجتماعی را برآورده می‌سازند. به عنوان مثال شرکت در مسابقات ورزشی حمایت اعضای تیم و طرفداران آن‌ ها را به همراه دارد. بندورا(۱۹۷۷) علاوه بر حمایت اجتماعی، شادی‌بخش بودن اوقات فراغت را این‌گونه تفسیر می‌کند که وقتی افراد، ‌به این فعالیت‌ها می‌پردازند، در حال انجام کاری هستند که می‌توانند آن را به خوبی انجام دهند یا لااقل تصور می‌کنند که توانایی انجام آن را دارند، ‌بنابرین‏ سعی می‌کنند هرچه بیشتر ‌به این فعالیت‌ها بپردازند و نهایتاًً بر میزان شادمانی آن‌ ها افزوده می‌شود. یکی از فعالیت‌های اوقات فراغت ورزش است. به نظر بیدل و موتریه[۴۰](۱۹۹۱) ورزش علاوه بر کاهش افسردگی و اضطراب، عزت‌نفس فرد را تقویت می‌کند و نهایتاًً موجب افزایش شادی می‌شود.

وضعیت اقتصادی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




نگرانی و تشویش

فرد کورو نگران است که مبادا مورد بی توجهی دیگران قرار گیرد . ‌به این سبب نمی ‌داند که کارها را چگونه انجام دهد و از خود می پرسد آیا تأثیر ذهنی خوبی بر دیگران گذاشته است یا خیر ؟ هم چنین ممکن است از این که دیگران نظر مثبتی نسبت به او نداشته باشند ، نگران باشد.

  • داشتن شخصیت انفعالی : چنین فردی تلفیق پذیر است و سخنان دیگران را خیلی زود می پذیرد ، عقاید و نظریات خود را بیشتر اوقات بر اساس عقاید و نظریات دیگران پی ریزی می‌کند و آرای خود را به راحتی تغییر می‌دهد.

تمایل به تنهایی کودک کمرو در کلاس و اماکن عمومی غالباً کنج خلوتی را انتخاب می‌کند و این ویژگی خصوصاًً در دانش آموزان کمرو مشهود است که غالباً در انتهای کلاس می نشینند. (ماهنامه رشد آموزش ابتدایی -۱۳۸۱ – ص۷۵)

انزواجوئی مثبت:

بدین سان که دیدیم گاهی ممکن است انزواجوئی در افراد باشد ولی با هدف مثبت مثلاً سرگرم انحام کاری باشند و در طریق خیر و نفع و مصلحتی گام بردارد . و یا در محیطی به دور از سر و صدا و ناراحتی به کار و تلاش سازنده ای اشتغال ورزد .

طبیعی است اگر کودک یا نوجوانی قصد داشته و بخواهد برای زندگی تحصیلی سرو سامانی را فکر کرده و یا در طریق خیر و سعادتی اقدام کند ناگزیر است از جمع کناره گیری گرفته و در گوشه ای سرگرم گردد . می‌خواهیم بگوئیم هر آنگاه که طفل را بدو راز جمع و در گوشه ای دیدیم چنان تصوری برای ما پدید نیاید .

در عین حال کسانی هم هستند که بیمارند و یا به علل احساس گناه همواره در کار تنبیه ‌‌خویشند و یا خویش را مستحق عذاب می دانند و بدین خاطر سر از عزلت و انزوا در می آورند.

۲-۲-۵-ریشه و علل کمرویی :

اینکه چه علت یا عللی سبب بروز این حالت در افراد است باید گفت انزواجوئی را علت واحد نیست . گاهی دو یا چند عامل دست به دست هم داده و موجبات آن را در فردی فراهم می آورند . ما را در این بحث ادعای آن نیست که همه جوانب و علل را در نظر داریم آنچه بیان می شود شامل بخشی از علل آن هم را رعایت اختصار است .

اما آن علل :

الف – علل شخصی : در این زمینه از مسائل و جوانبی باید بحث کنیم که برخی از آن ها به قرار زیرند :

عامل وراثت : عوامل مربوط به گذشته زندگی و روابط خونی و ارثی خود می‌تواند عملی در این رابطه به حساب آید . ازدواج های هم خونی در این رابطه نقشی مهم دارند .

عامل زیستی : شامل کم کاری برخی از غدد در این زمینه مؤثر است . ویا ممکن است برخی از افراد از لحاظ انرژی و فعالیت روانی و جسمی دچار ضعف و سستی شوند و نتوانند وضع عادی داشته باشند .

عامل عاطفی : شامل حسادت ، ناشی از تولدی جدید و یا حقارت موجب این امر است . در سنین مدرسه به عات فشار و هیجاناتی که ممکن است تحمل کند سبب می شود که کودک افسرده و دلشکسته شود و همه را دشمن و مخالف خود بداند و از آن ها دوری گیرد . بررسی های محققان نشان می‌دهد که اغلب افسردگی و انزوای کودکان با اختلال عاطفی در رابطه است .

– عامل خودخواهی و غرور : که در سایه ی آن طفل نمی تواند شکست را متحمل باشد و یا احساس کند که مورد غفلت والدین است و توان پایداری برای او نیست . او نمی تواند در برابر قید و بند ها انزجار خود را نشان ندهد .

عامل محرومیت و ناکامی : که خود عامل مهم است . حتی افراد بزرگ تر را به انزوا و دوری از اجتماع می کشاند . خواه به خاطر شرم از مردم ، خواه به علت مقصر دانستن آن ها ، از دست دادن عزیزی هم می‌تواند در این رابطه مؤثر باشد .

عامل برتری جوئی : به دین معنی که می‌خواهد بر دیگران پیروز باشد و به خاطر سلطه طلبی خود را به اصطلاح ع.ام دم دست دیگران قرار ندهد و عادت به آن امر خود سبب ناراحتی روانی و یا اختلال رفتار باشد.

عامل مرگ : مرگ مادر برای کودک حادثه ای ناگوار است و در مواردی می توان عامل افسردگی و انزواجوئی شود و ممکن است پدر یا مادر زنده باشند ولی به علت خستگی و فرسودگی به کودک نرسد و متحمل آن نباشد .

عامل ترس : اگر دائمی باشد و مخصوصاً اگر مقصود پنهان کردن آن باشد ممکن است زمینه را برای تمارض و انزواجوئی فراهم کند . گاه ممکن است ترس از تحقیر ، پرسیدن ، استهزا احساس کمتری مزمن باشد.

عامل نقص : برخی از کودکان دچار انزوا می‌شوند بدان خاطر که نقص عضوی دارند ، نمی توانند همگام و همپای دیگران به پیش روند و برای پوشاندن ضعف خود منزوی می‌شوند. زشتی قیافه هم از این عوامل است .

ب ـ عوامل اجتماعی:

عوامل اجتماعی خود از عوامل مهم انزواجوئی است . اگر اجتماع بر ذهن ها فشار وارد نمی کرد و اگر آدمی به صورت های مختلف مورد باز خواست قار نمی گرفت شاید آدمی بدین اندازه دچار انزوا عزلت نبود . ما در این زمینه مواردی را می‌توانیم ذکر کنیم که برخی از آن ها بدین قرارند :

فشار اجتماعی : کودک یا نوجوان منزوی می شود بدان خاطر که فشار وارده بر او بسیار است . امر و نهی ها بسیار و نظم خواهی شدید است و یا اوقات تلخی بسیار و تحقیر و آزار زیاد است . انتظارات بسیار از او دارند .

عدم پذیرش : ممکن است کودک در خانواده به علت جنس یا اشکلاتی پذیرفته نشود ، پدران و مادران عملاً با او رابطه ای نداشته باشند و کودک هم چنان در وضع و شرایط اجتماعی خاص خود می ماند .

ابتلای والدین : پدر و مادر بیمارند و شور و نشاطی در محیط خانه نیست و تبادل اندیشه ای و شعری ، سخنی بین فرزندان و والدین رد و بدل نمی شود . در حقیقت والدین شان آن ها را به خود رها کرده‌اند .

طرد از خانه و مدرسه : این امر برای کودکانی که از حساسیت شدید برخوردارند بیشتر صدمه آفرین هستند.ممکن است طردها نسبتاً معقول باشند ولی برای کودک قابل قبول نیستند . (قائمی، ۱۳۷۴)

عدم احترام گذاشتن به شخصیت کودک به او آسیب رسانده و رشد و پیشرفت او را متوقف می‌سازد . ژان ژاک رسو می‌گوید : کودک دارای شخصیت مستقلی است و نباید به طور آشکار یا جابرانه تحت فرمان قرار گیرد ، پدر و مادر باید با او مانند دوست موافق باشند . (خاکیه ، ۱۳۷۲)

عوارض آن :

انزواجوئی حالتی است که عاقبتش برای فرد و جامعه نامیمون است . شرور و عوارضی که در آن حاصل می شود دستگیر فرد و اجتماع است .

الف – در جنبه فردی : انزواجوئی موجب عوارض زیر است :

    • خستگی و بیخوابی و بی اشتهایی و یبوست ، سردرد و سرگیجه ، از دست دادن وزن

    • حملات اضطراب ، تنگی نفس ، کج خلقی ، ترس بیخودی .

    • مسخ شخصیت و عدم توان دفاع در خود .

    • سقوط رشد به علت محدود کردن عواطف و احساسات و شور و شوق .

    • کندی کار و تلاش اقتصادی و از بین بردن نِیروی سرشار کار و عاطل و باطل ماندن بحدی که انزوا برای شان ترمزی روانی است .

    • بی برنامگی در زندگی تا حدی که مشکلات اساسی خود را نادیده می گیرند.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




    1. . همان، ص ۲۴۴ ↑

    1. . همان ↑

    1. . همان ↑

    1. . knowledge ↑

    1. .foresight of virtual certainty or highly probably ↑

    1. . عباسی، اصلی، قانون مجازات آلمان، مجمع علمی و فرهنگی مجد،چ اول، ۱۳۸۹، ↑

    1. . بند اول ماده ۱۶ ق م آ: هر کس هنگام ارتکاب جرم، نسبت ‌به این حقیقت که فعل وی مجرمانه است، آگاهی نداشته باشد، عمل او عمدی نیست. البته، قابل مجازات بودنفعل غیر عمدی او تحت تأثیر این اشتباه قرار نمی‌گیرد. ↑

    1. .Paul Johann Anselm Ritter von Feuerbach ↑

    1. .Friedrich Toepel, The Fault Element in the History of German Criminal Theory: With Some General Conclusions for the Rules of Imputation in a Legal System, p. 171 ↑

    1. . Ibid,p. 169 ↑

    1. . Dolus ↑

    1. . Ibid, p.171 ↑

    1. . Ibid, p. 172 ↑

    1. . Dolus indirectus ↑

    1. . Edvin, R.A seligman, Intent criminal,( Encyclopaedia of the social sciences), volume vii, the macmillan company newyork, (1932), p. 128 ↑

    1. . Ibid ↑

    1. . Direct intention(absicht) ↑

    1. . Director Vorsatz or Dolus directus ↑

    1. . تیلور، گریگ، پیشین، ص۱۱۰ و ۱۱۱ ↑

    1. . همان، ص۱۱۱ ↑

    1. . نجیب حسنی، محمود، النظریه العامه للقصد الجنایی، ص ۲۱۷ ↑

      1. – برای دیدن اسامی طرفداران این نظریه ن. ک به نجیب حسنی، محمود، پیشین، ص ۲۴۹ ↑

    1. – همان، به نقل از: Hans welzel, das detsche strafrecht( 1958)p.13, s.62 ↑

    1. -نجیب حسنی، محمود، همان، ص ۲۵۰ به نقل از؛ suhroder,s 233 ↑

    1. -همان، ص ۲۵۲ ↑

    1. . همان، ص ۲۵۳، به نقل از: SHroder, s. 226 ↑

    1. . همان ص ۲۵۴ ↑

    1. . همان ص ۲۵۵ ↑

    1. . همان ↑

    1. . همان، ص ۲۵۶ به نقل از: schroder,s 231 ↑

    1. .همان، ص ۲۵۷ ↑

    1. .همان، ص ۲۵۸، به نقل از Schroder,s 235 ↑

    1. . مفاهیم قصد در حقوق کیفری آلمان، پیشین، ص۱۱۳ ↑

    1. . همان ↑

    1. .همان، ص۱۱۹ ↑

    1. . نقل شده از: بوهلاندر، مبانی حقوق کیفری آلمان، مایکل، ترجمه‌ی: عباسی، اصلی، مجمع علمی و فرهنگی مجد، چ اول ۱۳۹۰،صص ۱۴۶و۱۴۷ ↑

    1. .leather belt ↑

    1. . Friedrich Toepel,p.170 ↑

    1. . Doner shop ↑

    1. . تیلور، گریگ، ص ۱۰۶ ↑

    1. . الماده ۱۸۹ قانون العقوبات السوریه: تعد الجریمه مقصوده و إن تجاوزت النتیجه الجرمیه الناشئه عن الفعل او عدم الفعل قصد الفعل اذا کان قد توقع حصولها فقبل بالمخاطره. ↑

    1. . الماده ۳۴ قانون العقوبات العراقی( بند دوم ): تعد الجریمه عمدیه کذلک… اذا توقع الفاعل نتائج اجرامیه لفعله فأقدم علیها قابلاً المخاطره بحدوثها. ↑

    1. . ماده ۲۴ قانون العقوبات البحرینی: … و تعتبر الجریمه عمدیه کذلک اذا توقع الفاعل نتیجه إجرامیه لفعله فأقدم علیه فابلاً بالمخاطره بحدوثها. ↑

    1. . ماده ۶۳ قانون العقوبات اللیبی- ترتکب الجنایه او الجنحه عن قصد العمدی إذا کان مقترفها یتوقع و یرید أن یترتب علی فعله أو امتناعه حدوث الضرر أو وقوع الخطر الذی حدث و الذی یعلق علیه القانون وجود الجریمه. ↑

    1. . زکی أبو عامر، محمد، سلیمان، عبدالمنعم، پیشین، ص ۲۴۱ و ۲۴۳ ↑

    1. . حکم ۲۵ دسامبر ۱۹۳۰، مجموعه قواعد حقوقی، ج ۲، شماره ی ۱۳۵، به نقل از نجیب حسنی، محموذ، پیشین، ص ۲۹۲ ↑

    1. . همان، ص ۲۶۵ ↑

    1. . همان ↑

    1. . زکی ابو عامر، محمد، عبدالمنعم، سلیمان، پیشین، ص۲۴۴ ↑

    1. . همان ↑

    1. . همان، ص ۲۴۶ ↑

    1. – منقول از: نجیب حسنی‌، محمود، شرح قانون العقوبات اللبنانی، پیشن، ص۴۱۹ ↑

    1. . همان ↑

    1. . حکم شماره ۴۹۱ سال ۱۹۵۳، مجموعه قواعد حقوقی، به نقل از : العوجی، مصطفی، پیشین، ص۶۰۷ ↑

    1. . in kauf nehmen ↑

    1. .schohke-schroder,59,s.407,mezger-blei,265.s.16g,germahh,das verbredhen in neueh strafrecht,943,s24( به نقل از همان منبع) ↑

    1. .پیشین، ص۲۶۲: به نقل از: Schroder,s 231 ↑

    1. . تبیت، مارک، فلسفه حقوق، ترجمه‌ی رضایی خاوری، حسن، انتشارات دانشگاه علوم رضوی، ۱۳۸۴، ص ۲۱۹ ↑

    1. . R.A.Duff, criminal attempts, clarendon press oxford, 1996, new york, p. 17 ↑

    1. . مارک تبیت، همان، ص ۲۲۰ به بعد ↑

    1. . Smith ↑

    1. . Laura,fairburn, forsight of the concecuences is not the same as intent,p. 2 ↑

    1. . Hyam ↑

    1. . lord diplock ↑

    1. . Parson, simon, intention in criminal law: why is it so difficult to find? Mountbatten of legal studies,(2000), 4(12), p7 ↑

    1. . Moloney ↑

    1. . lord Bridg ↑

    1. . Parson,simon, p. 8 ↑

    1. . Ibid ↑

    1. . Hancock and SHankland ↑

    1. .Nedrick ↑

    1. . Laura,fairburn, pp. 3-4 ↑

    1. . Walker and Hayles ↑

    1. . Virtual Certainty ↑

    1. . Woolin ↑

    1. . Substantial Risk ↑

    1. . Matthews and Alleyne ↑

    1. .Evidence of intention ↑

    1. . The type of action ↑

    1. . کلینی، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱۴، دار الحدیث للطباعه و النشر، چ اول، قم، ۱۴۲۹ ق، ۱۴۲۹، ص ۲۹۶ ↑

    1. . همان، ص ۲۹۷ ↑

    1. . همان، ص ۲۹۹ ↑

    1. . همان ↑

    1. . همان، ص ۳۰۰ ↑

    1. . عاملی، حرّ، محمد بن حسن، وسابل الشیعه، ج ۲۹، مؤسسه‌ آل بیت علیه السلام، چ اول، قم، ۱۴۰۹ ق، ص ۴۰ ↑

    1. . عوده، عبد القادر، پیشین، ص۸۰ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




    1. . Cadena ↑

    1. . Ballinger; Fallowfield ↑

    1. . Butler &Ciarrochi ↑

    1. . Mendlowicz &Stein ↑

    1. . Dhananjaya ↑

    1. . Masthoff,Trompenaars,Heck,Hodiamont ↑

    1. ۲. Akin; Can;Zehra;Aydiner ↑

    1. . Delgado-Sanz, C. M. ↑

    1. . Anderson,R ↑

    1. . Mikulic. B ↑

    1. . Sandor. E ↑

    1. . Zaff ↑

    1. . Felce &Perry ↑

    1. . physical well _bing ↑

    1. . health ↑

    1. . Fitness ↑

    1. . Mobility ↑

    1. . personal safety ↑

    1. . Material Well-being ↑

    1. . Privacy ↑

    1. . social well-being ↑

    1. . Li ↑

    1. . Yang ↑

    1. . Wei ↑

    1. . Xiao ↑

    1. . Liang ↑

    1. . Exive ↑

    1. . Wang ↑

    1. . Anderson&Burckhardt ↑

    1. . Hagerty ; Cummins ;Ferriss; Land;Peterson;Sharpe;Sirgy; Vogel ↑

    1. . Ventegodt ;Anderson & Merrick ↑

    1. . Corey, M. , & Gorey ,G ↑

    1. . abreaction ↑

    1. . acceptance ↑

    1. . altruism ↑

    1. . catharsis ↑

    1. . . cohensio ↑

    1. . consensua; validation ↑

    1. . contagin ↑

    1. . corrective familial experimence ↑

    1. . empathy ↑

    1. . identification ↑

    1. . imation ↑

    1. . insight ↑

    1. . inspiration ↑

    1. . transaction ↑

    1. . interpretation ↑

    1. . learning ↑

    1. . reality testing ↑

    1. . transference ↑

    1. . universalization ↑

    1. . ventilation ↑

    1. . Baer, R. A. ↑

    1. . Brantly. j ↑

    1. . Grossman P ↑

    1. . Mindfullness ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:09:00 ب.ظ ]




 

زنان در مکالمات خود کمتر قانون گرا و بیشتر متمایل به استثنا قایل شدن در قوانین هستند ولی مردان در طول تعامل یک دیدگاه کلی را حفظ و از زبان به شکل آمرانه استفاده می‌کنند و بین خود و دیگران جدایی و دوگانگی بیشتری احساس می‌کنند (بل مک کارسی، مک نامری، ۲۰۰۷ به نقل از حسنی رنجبر، نجفی عرب، ۱۳۹۱).

 

مردان عموما بیشتر به استفاده از کلام رقابتی و زنان به کلام مشارکتی گرایش دارند پژوهشگران دلیل این امر را جایگاه پایین زنان در اجتماع می دانند (غفار ثمر و علی بخش،۲۰۰۷ به نقل از همان منبع).

 

زبان مردانه قاطعانه تر، بزرگسالانه و مستقیم است در حالی که زنان به علت جایگاه پایین اجتماعی و پذیرش کلیشه های جنسیتی زبانشان نابالغ تر خیلی رسمی و بیش از حد مودب و غیر قاطعانه است و زنان در این زمینه اغلب دچار تردید هستند و همچنین در گفتار دچار انقیاد یعنی تابع بودن و حالت انفعالی زنانه هستند (نعمتی و بایر، ۲۰۰۷).

 

در پژوهشی که حسنی رنجبر و نجفی عرب ‌در سال‌(۱۳۹۱) انجام دادند ‌به این نتیجه رسیدند که زنان خیلی بیشتر از مردان از تعدیل کننده ها و نقل قول مستقیم استفاده کرده‌اند و همچنین جملات ناقص شان هم بیشتر است که این مسئله به خوبی نشانگر حالت انفعالی شان در محاورات است و همچنین مردان بیشتر از عذر خواهی و پوزش استفاده کردند البته نه در برابر زنان بلکه در مقابل هم جنسشان که این موضوع هم نشانگر سلطه گری مردان در مکالماتشان با زنان است (حسنی رنجبر و نجفی عرب ۱۳۹۱).

 

در پژوهشی که زارع در سال ۱۳۸۵ در شیراز انجام داد ‌به این نتیجه رسید که قریب به نیمی از جمعیت نمونه مورد مطالعه دارای ویژگی های زنانه یعنی کلیشه ای هستنددر تمام مطالعاتی که در خصوص کلیشه های جنسیتی انجام شده است روشن شده است که کلیشه ها طی ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته تا حد زیادی ثابت مانده است (زارع،۱۳۸۵).

 

در تحیقیقی که عسگری، احتشام زاده و پیرزمان در سال ۱۳۸۹ انجام دادند ‌به این نتیجه رسیدند که هرچه نقش های جنسیتی آندروژنی یا ترکیبی از مردانه و زنانه همزمان باشد بهزیستی روانشناختی و همینطور پذیرش اجتماعی بالاتر است به عبارت دیگردو جنسیتی بودن در افراد پیش‌بینی کننده بهزیستی روانشناختی است چراکه هویت انسان هرچند تحت تاثیر عوامل گوناگونی مثل نژاد، ملت، شغل و سن است اما در اغلب جوامع یکی از تعیین کننده ترین آن ها مقوله مردانگی و زنانگی می‌باشد (بارون و برن ۱۹۹۷ به نقل از همان منبع).

 

نمونه های زیادی از باورهای فرهنگی و نگرش های منفی نسبت به زنان در فرهنگ شفاهی و مکتوب ما وجود داردکه موارد ذیل نمونه اندکی از آن ها‌ است:

 

اصطلاح گربه را دم حجله کشتن که اشاره به رفتار خشونت آمیز مردان و مطیع کردن زنان از همان ابتدای زندگی مشترک دارد.

 

اصطلاح زن ذلیل که صفت تحقیر آمیز برای مردانی ست که به نظرات همسر خود احترام می‌گذارند.

 

در فرهنگ لغت دهخدا اشاره های زیادی در این خصوص انجام گرفته است: (دهخدا،۱۳۵۷)

 

زن چو مار است زخم خود بزند بر سرش نیک زن که بد زند

 

زن چو بیرون رود بزن سختش خودنمایی کند بکن رختش

 

ور کند سرکشی هلاکش کن آب رخ می‌برد به خاکش کن

 

نظریه اسناد (برای فرد پرخاشگر)

 

قدیمی‌ترین فرمول بندی نظریه اسناد در کارهای فریتس هایدر[۳](۱۹۵۸) مشاهده می شود از نظر او اسناد عبارت است از فرآیندی که افراد به کار می‌برند تا رویدادها و یا رفتارها را به عوامل زیر بنایی آن ها پیوند دهند (هایدر، ۱۹۵۸).

 

هایدر معتقد است که بیشتر مردم روانشناسان تازه کاری هستند که می کوشند رفتار دیگران را بفهمند تا دنیا را بیشتر قابل پیش‌بینی کنند طبق گفته هایدر بیشتر مردم در این مورد یکی از ۳ تبیین زیر را به کار می گیرند:

 

الف- آن ها ممکن است فرض کنند که رفتار شخص دیگر معلول عوامل موقعیتی نظیر عوامل اقتصادی یا فشارهای اجتماعی ست( اسناد موقعیتی).

 

ب- آن ها ممکن است تصور کنند که آن رفتار غیر عمدی و اتفاقی بوده و احتمالا در آینده روی نخواهد داد( اسناد موقعیتی).

 

ج- تبیین سوم این است که شخص با این رفتاریکی از صفات شخصی خود را بروز داده است (اسناد شخصی) (کریمی ۱۳۸۶).

 

نظریه اسناد به فهم فرآیندهایی کمک می‌کند که از طریق آن نیت های بدخواهانه به رفتارها نسبت داده می شود در کنار نظریه اسناد ، نظریه کنش متقابل نمادین و نظریه یادگیری اجتماعی نیز می‌تواند به فهم بیشتر ابعاد شناختی انتقادی پرخاشگری (نیت و اسناد) کمک کند.

 

در خصوص همسر آزاری نیز شواهد گسترده ای نشان می‌دهد که اسنادهایی که همسران به وقایع زندگی می‌دهند تابعی از رضایت و خشنودی زندگی است مخصوصا همسرانی که تحت استرس اند به احتمال زیاد مشکلات زناشویی و رفتارهای منفی همسرشان را به خصایص ثابت و کلی همسرشان نسبت داده و رفتارهای همسرشان را به خصایص ثابت و کلی او نسبت داده و رفتارهای او را تعمدی، دارای انگیزه های بدخواهانه زناشویی و مستحق سرزنش می دانند. اسنادهای نامناسب با نرخ بالای رفتارهای منفی و مبادله رفتارهای منفی در تعاملات زناشویی مرتبط است و شاید یکی از پیامدهای اسنادی نامناسب این باشد که در طول زمان موجب کاهش کیفیت زناشویی و هرچه کیفیت زناشویی کمتر باشد میزان خشونت خانوادگی بیشتر می شود(کارنی و همکاران، ۱۹۹۴به نقل از همتی).

 

سبک اسناد کنترل

 

اصطلاح سبک به عنوان شیوه ترجیحی فرد برای فکر کردن و انجام دادن کاری، از جمله متغیرهای فردی است (آلپورت،۱۹۳۷ به نقل از نریمانی، ابوالقاسمی،جویباری۱۳۹۲)

 

سبک تبیینی به طور گسترده در پژوهش های مختلف روانشناسی برای پیش‌بینی افسردگی استفاده شده (هاجیل، باش و وارن،۱۹۹۶؛پترسون و سلیگمن؛۱۹۸۴،سلیگمن،۱۹۹۰ به نقل از رجبی و ییلاق۱۳۸۴).

 

سبک اسناد یک متغیر شناختی است که نحوه تبیین رویدادها را نشان می‌دهد منطق اساسی نظریه اسناد از این فرض نظری ناشی می شود که آدمی واجد این انگیزش است که از ماهیت محیط خود به ویژه از علل رویدادهای خاص آگاه شود اگر به فهم این نکته نایل آید که علت رویدادهای معین در گذشته چه بوده است آنگاه قادر خواهد بود تا با مداخله واقعی و یا انتخاب‌های خود و آنچه در آینده برای او اتفاق خواهد افتاد را مهار سازد (سیرز و همکاران۱۹۹۱ به نقل از امانی، خداپناهی، حیدری۱۳۸۵).

 

این تحقیق به آن نوع سبک اسنادی اشاره دارد که از فرمول بندی مجدد درماندگی آموخته شده آبرامسون و همکاران۱۹۷۸ به دست آمده است در الگوی جدید درماندگی آموخته شده نحوه تبیین رویدادهای غیرقابل مهار توسط فرد مهمتر از رویدادهایی است که واقعا اتفاق افتاده است (همان).

 

فریز۱۹۸۰ به نقل از نوری،مکارمی،ابراهیمی ۱۳۷۹در تحقیقاتش نشان داد که الگوهای اسنادی ناسازگارانه بیشتر در ‌گروه‌های اقلیت نژادی، خانواده های کم درآمد و زنان است هرچند که گفته شده است که سبک اسناد ویژگی نسبتاپایدار شخصیت است اما به توجه به مطالعات ولفل(۱۹۸۲)، بلگر و چنی(۱۹۸۲) و دوهرتی(۱۹۸۴) به نقل از بارون و برن(۱۹۹۱) معلوم شده است که امکان تغییر در نوع سبک اسناد وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:10:00 ق.ظ ]




 

کیفیت خدمات

 

عوامل موقعیتی

 

اعتماد

 

اطمینان

 

‌پاسخ‌گویی‌

 

همدلی

 

لمس پذیری

 

کیفیت محصول

 

رضایتمندی مشتریان

 

عوامل فردی

 

وفاداری مشتریان

 

قیمت

 

 

 

شکل شماره۲-۳ رضایتمندی مشتریان و عوامل مؤثر در ان.منبع(Wilson et al,2008)

 

۲-۱۰- تعریف کیفیت

 

مبتکر واژه کنترل جامع کیفیت یعنی فیگنبام در سال ۱۹۵۱ کیفیت را این چنین تعریف می‌کند: کیفیت یعنی توانایی یک محصول در برآوردن هدف مورد نظر که با حداقل هزینه ممکن تولید شده باشد. دمینگ «تأمین رضایت مشتری ‌و کاستن تغییرات» را در تعریف کیفیت گنجانده است و کرازبی کیفیت را «مطابقت یک محصول یا خدمت با الزامات از پیش تعیین شده» تعریف می‌کند. تعریف کیفیت بر طبق آخرین استاندارد رسمی و معتبر ISOO 9000:2000 چنین آمده است «میزانی که مجموعه ای از ویژگی های ماهیتی ، الزامات و یا خواست ها را برآورده می‌سازند» (حسینی, احمدی نژاد, و قادری, ۱۳۸۹).

 

۲-۱۱- تعریف خدمات

 

به دلیل تنوع خدمات، تعریف خدمات همواره دشوار بوده است. آنچه این امر را پیچیده تر می‌کند، این واقعیت است که به دلیل نامحسوس بودن اکثر داده ها و ستاده ها، غالباً درک و تشخیص راه های انجام و عرضه خدمات آسان نیست. فیلیپ کاتلر معتقد است: « خدمت، فعالیت یا منفعتی نامحسوس و لمس نشدنی است که یک طرف به طرف دیگر عرضه می‌کند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد. تولید خدمت ممکن است به کالای فیزیکی وابسته باشد یا نباشد» (حسینی, احمدی نژاد, و قادری, ۱۳۸۹).

 

۲-۱۲- مدیریت خدمات:

 

در کسب و کار و ارائه خدمات توسط سازمان ها نکته مهم دسترسی به توسعه پایدار کیفیت عالی می‌باشد. مدیریت خدمات می بایست در سرتاسر سازمان آغاز گردد. اشکال مختلف کسب و کار ‌در مورد اهمیت خدمات ارائه شده خود هوشیار شده اند. شرکت ها تلاش می‌کنند تا از انتظارات مشتریان خود پیروی نمایند. یک خدمت باید بگونه ای طراحی شود که توانایی رفع نیاز و انتظارات مشتریان را داشته باشد.در حال حاضر شرکت های ارائه دهنده خدمات تلاش می‌کنند تا مشتریان خود را روز به روز با بهره گرفتن از بهبود مدیریت کیفیت خدمات خود بهبود بخشند که این امر شامل مدیریت در تمامی بخش های سازمان می‌باشد(کریم[۴۰]،۲۰۱۱). جانسون و کلارک[۴۱](۲۰۰۸) مدیریت خدمات را اینگونه تعریف می کند: مدیریت خدمات واژه ای می‌باشد که فعالیت، ‌پاسخ‌گویی‌ و تصمیم گیری مدیری که مسئول خدماتی سازمان می‌باشد را ‌در مورد خدمات یک شرکت بیان می‌سازد. مدیر خدماتی یا مدیر مشتریان در گاهی از اوقات مسئول منابعی است که در ارائه خدمات در سازمان مؤثر می‌باشد. خدمات فعالیت هایی را برای ارائه به مشتریان تحت پوشش قرار می‌دهد(جانسون و کلارک[۴۲]،۲۰۰۸).

 

۲-۱۳- تعریف کیفیت خدمات

 

در اولین گام برای درک کیفیت خدمات بایستی درک روشنی از مفاهیم کیفیت و خدمت داشت.

 

‌بنابرین‏ میتوان کیفیت را چنین تعریف کرد : “کیفیت به درجه ای از برآورده کردن نیازهای مشتریان گفته می شود که با فرهنگ سازمانی مرتبط است” . کیفیت عبارت است از مجموعه فعالیت‌ها، فرآیندها، اعمال و تعاملاتی که به منظور برطرف ساختن مشکلات مشتریان به آنان ارائه می شود. یک محصول، زمانی با کیفیت است که با خواسته ها و نیازهای مشتری انطباق داشته باشد. واژه خدمت نیز معانی مختلفی را شامل می شود. در واقع خدمات نوعی فعالیت اقتصادی است که با پیامد ایجاد تغییر مورد نظر در دریافت کننده خدمت یا به نیابت از او در مکان‌ها و زمان‌های خاص برای مشتریان ایجاد ارزش می‌کنند و منافعی را مهیا می نمایند. خدمت نتیجه ای است که مشتریان خواستار آن هستند (بیک زاد, مولوی, و اسگندری, ۱۳۹۰). به طور سنتی کیفیت خدمات به عنوان اختلاف بین انتظار مشتریان و و ادراک مشتریان از خدمات دریافت شده تصور می شد. در مطالعات اخیر کیفیت خدمات به عنوان حدودی که یک خدمت نیاز ها و یا انتظارات مشتریان را برآورده سازد در نظر گرفته می شود. همچنین کیفیت خدمات را می توان به عنوان احساس مشتری از برتری یا ضعف یک خدمت ارائه شده دانست ( اکبر و پرواز[۴۳]،۲۰۰۹). نیتکی و همکارانش(۲۰۰۰) کیفیت خدمات را به عنوان رسیدن و یا پیشه گرفتن از انتظارات مشتریان تعریف نموده است و در تعریفی دیگر بیان می‌دارد که کیفیت خدمات همان تفاوت بین درک خدمات دریافت شده و انتظارات مشتریان بیان می‌دارد(نیتکی و هرنون[۴۴]،۲۰۰۰).کیفیت اغلب به عنوان ویژگی‏های مناسب محصول و یا نبود نقص و کاستی دیده می‏ شود(کاتلر[۴۵] و همکاران،۲۰۰۳). ملاحظات مربوط به کیفیت شامل دو بخش می‏ باشد: کیفیت فنی، کیفیت عملیاتی.

 

۲-۱۴- کیفیت فنی

 

کیفیت فنی به جنبه‏ های ملموس خدمات اشاره می‏ نماید. این تعریف بیانگر این جمله می‏ باشد که “چه چیزی تحویل مشتری داده می‏ شود و یا اینکه کدام یک از ویژگی‏های مهم محصول توسط مشتری در برخورد با خدمات درک می‏ شود(کاتلر و همکاران،۲۰۰۳).

 

۲-۱۵- کیفیت عملیاتی

 

کیفیت عملیاتی به جنبه‏ های غیر فنی خدمات اشاره می‏ نماید. این اصطلاح چگونگی تحویل خدمات را شامل می‏ شود. بخصوص می‏توان گفت که فعل و انفعالات ما بین کارکنان و مشتریان در طول رویارویی مشتریان با خدمات را می‏توان در حوزه این اصطلاح قرار داد(کرونین و بردی[۴۶]،۲۰۰۱).

 

یکی از راه های عمده که یک مؤسسه خدماتی توسط آن می‏تواند خود را از رقبایش متمایز کند، این است که همواره خدماتی با کیفیت برتر به مشتریان ارائه کند. رمز موفقیت سازمان‏ها وابسته به انتظارات مشتریان نسبت به کیفیت خدمات ارائه شده توسط سازمان می‏ باشد. اگر ذهنیت نسبت به خدمات، پایین‏تر از حد انتظار باشد، آنگاه مشتریان علاقه خود را نسبت به ‌تامین کننده یک خدمت خاص از دست می ‏دهند. اگر ذهنیت نسبت به خدمات، برابر با حد انتظار مشتریان و یا بیش از آن باشد، در آن صورت، احتمال مراجعه به ارائه کننده یک خدمت خاص در آینده وجود دارد. کیفیت خدمات در بسیاری از زمینه ها در سراسر جهان کاهش یافته است. مشتریان، سطوح گوناگونی از رضایت و نارضایتی را بعد از هر تجربه خدماتی، بنا بر میزان برآورده شدن انتظاراتشان یا دریافت خدماتی مافوق انتظاراتشان، تجربه می‏ نمایند(اکبر و جکوبسن[۴۷]،۱۹۹۴).

 

۲-۱۶-ابعادکیفیت خدمات پاراسورامان و همکارانش[۴۸] در سال ۱۹۹۸ پنج بعد کیفیت خدمات را شناسایی نمودند. که شامل قابلیت اعتماد، ‌پاسخ‌گویی‌، اطمینان دهی، تلقین، قابلیت لمس کردن می‌باشند. که این ابعاد بین ویژگی های خاص خدمات و انتظارات مشتریان ارتباط برقرار می‌سازد. در ادامه به معرفی هر یک از این ابعاد می پردازیم:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:06:00 ق.ظ ]




۲ – اختلال عاطفی

 

۱ -۲ – تعریف اختلال عاطفی

 

اختلال عاطفی طبقه تشخیص گسترده ای در روانپزشکی که تعدادی سندرم های مشترک در یک خصوصیت اساسی یعنی اختلال خلق یا عواطف را تا حدی که به ابعاد افسردگی یا تحریک برسد ، در بر می‌گیرد . معهذا ، این اصطلاح زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که قرائن ( آشکار) اختلال فیزیکی یا یک بیماری روانی دیگر در کار نباشد ( کاپلان و سادوک، ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۱) .

 

طبق تعریف راهنمای تشخیص و آماری اختلال‌های روانی روانپزشکی امریکا ( ۱۹۹۴ ) ؛ اختلال عاطفی اصطلاحی است کلی و مربوط می شود به اختلال روانی که در آن آشفتگی اساسی در عواطف و هیجانات فرد موجود می‌باشد ( مهدی پور ؛ ۱۳۷۹ ).

 

۲ -۲ – طبقه بندی مشکلات عاطفی

 

با پیشرفت و توسعه روانشناسی ، خصوصاً روانشناسی کودک و نوجوان ، گام بلندی در راه تشخیص و شناخت نوجوانانی که از نظر عاطفی با مشکلاتی مواجه هستند ، برداشته شده است . در این زمینه روانشناسی بالینی در رفع مشکلات عاطفی و رفتاری افرادی که نابهنجارند ، بسیار مؤثر افتاده است .

 

در سال ۱۹۰۸ آلفرد بینه اولین مطالعه علمی خود را ‌در مورد کودکان آغاز کرد . تا قبل از آن هیچگونه مطالعه ای که جنبه عینی و علمی داشته باشد . در شناخت مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان معمول نشده بود . در آن زمان منابع تشخیص مشکلات عاطفی کودکان و نوجوان فقط محدود به استفاده از عوامل زیر می شد :

 

۱ – بررسی نوشته ها و یادداشتهای بزرگسالان که مبین خاطرات ایام کودکیشان بود .

 

۲ – استفاده از پرسشنامه . در این پرسشنامه‌ها از بزرگسالان می خواستند تا جزئیات رفتار زمان کودکیشان را شرح دهند .

 

۳ – گزارش روزانه از رفتار کودک و بررسی این گزارش‌ها ( مان ، ۱۹۷۲ ، ترجمه ساعتچی ، ۱۳۷۷ ).

 

امروزه طبق تقسیم بندی راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی انجمن روانپزشکان امریکا (DSMIW ، ۱۹۹۴ ) اختلال خلقی ، به اختلال های افسردگی ( افسردگی یک قطبی ) اختلال‌های دو قطبی و دو اختلال بر پایه سبب شناسی یعنی ، اختلال خلقی ناشی ا زبیماری جسمانی و اختلال ناشی از مواد تقسیم می‌شوند ( DSMIW ، ۱۹۹۴ ) .

 

‌در طبقه بندی III – DSMIW موارد زیر در اختلالات خلقی گنجانده شده اند :

 

۱ – اختلالات خلقی اساسی ( افسردگی ، افسردگی یک قطبی، مانیک ، پسیکوزمانیک – دپرسی ) .

 

a) اختلال دو قطبی – مرکب ، مانیک ، دپرسو . (b) افسردگی اساسی ، دوره واحد ، یا عود کننده.

 

۲ – سایر اختلالات خلقی اختصاصی – اختلال ادواری ، اختلال دیس تایمیک ( افسردگی نوروتیک، افسردگی ، پسیکونوروتیک ) .

 

۳ – اختلالات خلقی ناجور- اختلال دو قطبی ، افسردگی ( پورافکاری ، ۱۳۸۲ ).

 

طبقه بندی اختلال‌های روانی

 

قدیمی ترین تقسیم بندی مربوط به بقراط و جالینوس بوده است بقراط اختلالات روانی رفتار را به ترشحات بدن نسبت داده و ترشحات بدن را به چهار نوع صفرا ، سودا ، خون و بلغم تقسیم بندی کرده و جالینوس نیز بر همین اساس مزاجها را به اسامی صفرایی ، سودایی ، خونی و بلغمی نام نهاده است . بعدها کرچمر و شلدون ارتباط بین ساختمان بدنی و شخصیتی را پیشنهاد کردند و اختلالات شخصیتی و رفتاری را زائیده خصوصیات جسمانی و بدنی دانسته اند روانکاوان علت و منشاء اختلالات رفتاری و شخصیتی راتجربیات دوران کودکی و عوامل روانی یا سایکوژنیک دانسته اند (میلانی فر، ۱۳۸۰ ).

 

اختلال‌های کودکی تا چه میزان رواج دارد ؟

 

با شمارش تعداد کودکان مبتلا به اختلال رفتار ، در هر میزان می توان درجه شیوع را به دست آورد .

 

درجه شیوع معمولا حکم تعداد یا درصد چنین کودکانی را در جامعه دارد . و انتشار را می توان با شمردن تعداد کودکان تازه مبتلا شده در یک دوره زمانی خاص به دست آورد ( جعفرپور، ۱۳۷۹ ).

 

اگر فردی بخواهد از وجود اختلال‌های کودکی در جامعه اطلاع حاصل کند ؛ بهتر است از محیطهایی مانند کلینیک ها ، بیمارستان‌ها ، اقامتگاه های مخصوص ، ‌مطب‌های خصوصی کودکان مبتلا به اختلال رفتاری و مکان‌های مشابه این ها بازدید به عمل اورد . با این حال نوجوانی که ‌به این مکان‌ها آورده می‌شوند ، شاخص صحیح و قابل اعتماد اختلال‌های رفتاری نیستند . در گذشته دیده ایم که معیار قضاوت ‌در مورد وجود اختلال پیچیده است . افزون بر آن غالبا دیده می شود که مواردی وجود داشته است که به دلیل شرم ، ترس از بر چسب خوردن ، یا غفلت گزارش نشده است .

 

موضوع جدی دیگراین است که میزان‌های تشخیص به صورتی ثابت به کار نمی رود .امکان دارد در کلینیکی تخصصی کودکی را بیش از حد پر تحرک تشخیص دهند ، در حالی که در کلینیک دیگر همان کودک را ناتوان از یادگیری بدانند ، بدیهی است که این تشخیصهای متفاوت سبب بروز شک و تردیداختلال رفتار نسبت به اطلاعاتی می شودکه ‌در مورد اختلال‌های به خصوصی گردآوری شده است ( نلسو و ایزرائیل، ترجمه منشی طوسی، ۱۳۸۷)[۳۸].

 

هنجارهای اجتماعی فرهنگی

 

شاید جامع ترین ملاک برای قضات ‌در مورد اختلال رفتار ، نقش هنجارهای اجتماعی و فرهنگی باشد که سالیان قبل توسط انسان شناسی بنام روت بندیک ( ۱۹۸۴ ) [۳۹] به صورتی مؤثر شرح داده شد ، وی پس از مطالعه وسیعی که ‌در مورد فرهنگ‌های مختلف به عمل آورد ابراز داشت که هر جامعه ، رفتارهای معینی را انتخاب می‌کند که مناسب آن ، افراد خود را به گونه ای پرورش می‌دهند تا طبق آن عمل کنند . افرادی که بر اثر موضع گیری‌های قبلی ، خلق و خو یا تجربه های اکتسابی ، این رفتارها را از خود بروز ندهند ، اجتماع آن ها را افرادی کج رو و منحرف می شناسد . انحراف این افراد همیشه نسبت به معیارهای اجتماع سنجیده می شود .

 

در یک محدوده وسیع ، بهنجار بودن بر اساس فرهنگ تعربف می شود . بهنجاری در وحله اول واژه ای است برای آن بخش از رفتار که از نظر اجتماعی در هر فرهنگ پا گرفته است ؛ و نابهنجاری ، واژه ای است که به آن بخش از رفتار که در تمدن بخصوصی کاربرد ندارد ، اطلاق می شود ( جعفرپور ؛ ۱۳۷۹ ) .

 

بدون شک فرهنگی که کودک درآن پرورش می یابدتاثیری بر رشد هیجانی ، اجتماعی و رفتاری وی دارد . مطالعات مورد ی ‌در مورد فرهنگ‌های به سرعت در حال تغییر ؛ دال بر این فرع است ، به طور خلاصه شرایط اجتماعی و فرهنگی و تغییرات آن برجسته ای بر رفتار کودک دارد . مسئولیت‌های جدیدی بر عهده نوجوانان گذاشته می شود آشکارا تاثیرات فرهنگی بر رفتار ، مهم و معنی دار شده است ( کافمن [۴۰] ، ۱۹۹۲ ترجمه جوادیان ، ۱۳۸۶).

 

کودکان و بزرگسالان عادی میلی به گذراندن اوقات خود با چنین کودکانی ندارند مگر آنکه مجبور شوند . قابل فهم است که دیگران نسبت به کسانی که چنین خصوصیتی دارند عکس العمل مشابه نشان دهند شگفت انگیز نیست که این کودکان در جنگ دائمی با همه گرفتار باشند . مشکل از کجا آغاز می شود ؟ آیا آن با رفتاری شروع می شود که دیگران را خشمگین یا بی قرار می‌کند ؟ یا با یک محیط اجتماعی ناراحت و نامناسب برای کودکان آغاز می‌گردد که تنها پاسخ معقول به آن کناره گیری یا تهاجم است پاسخ ‌به این سوال ما بر اساس پژوهش‌های موجود غیر ممکن است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:03:00 ق.ظ ]




 

مهم است که خود را برای میزان ساعاتی که کار می کنید از خود بپرسید که با سرعتی که کار می کنید می توانید ادامه دهید.خود را با تعداد ساعات زیاد کار خسته نکنید.مدیریت مؤثر زمان باید این امکان را فراهم آورد که بتوانید کارهای مورد نیاز را انجام دهید بدون اینکه نیاز باشد تعداد ساعات زیادی را در دوره زمانی بزرگتر مشغول باشید.

 

مدیریت زمان شخصی یا استفاده از زمان شخصی :

 

استفاده از زمان شخصی بخش قابل ملاحظه ای از زمان روزانه را صرف می‌کند.مهارت های مدیریت زمان شخصی در عمل دارای اشکالاتی هستند.اولویت بندی اهداف شخصی می‌تواند خیلی مشکی باشد زیرا باید نسبت به فعالیت های اولویت دار ، در دسته دوم از اهمیت قرار گیرند.این بخش به شما کمک می‌کند که اهداف شخصی خود را اولویت بندی کنید به طوری که در برنامه شما قرار گیرند.شما فقط روش «فقط بگو نه» را یاد می گیرید که شما را در سبک کردن زمان بندی کمک می‌کند.این بخش همچنین چگونگی ایجاد وقت برای فرزندان و دیگر افراد مهم برای شما را مورد بررسی قرار می‌دهد. (اینترنت)

 

الف) فقط بگو «نه» :

 

در زندگی شخصی خود معمولاً با گفتن کلمه (نه) مشکل داریم.این موضوع موجب بیشتر تناقضات در وقت ما می شود.به خاطر اکراه طبیعی در گفتن نه ،‌اغلب احساس تعهد نسبت به دوستان و خانواده خود داریم.آموزش به خود در استفاده از ابزار ارزشمند نه گفتن در تشخیص اهمیت اولویت های شخصی ضروری است.چندین روش برای نه گفتن به صورت غیر مستقیم وجود دارد به طوری که دوستان و خانواده خود را نرنجایند.یک ذهن خلّاق معمولاً قادر خواهد بود از شرایطی که با اولویت موجود وی تناقض دارند خلاصی یابد.اما غدر و بهانه همیشه ضروری نیست.

 

اشکالی ندارد که با افراد روراست بود و واقعیت را گفت.به افرادی که تقاضای اختصاص وقت را از شما دارند بگویید که شما مسئولیت هایی به عهده دارید که امکان برآوردن تقاضای آن ها را فراهم نمی آورد.شما متعجب خواهید شد که می بینید که به چه سادگی روش مستقیم پذیرفته می شود.

 

ب) اهداف شخصی :

 

هدفگذاری کنید.

 

وقتی بتوانید به صورت مؤثرتر (نه) بگویید،وقت بیشتری برای تخصیص در دستیابی به اهداف شخصی خود دارید.اهداف،حوزه خیلی مهمی از استفاده از زمان شخصی هستند.

 

اهداف به ما کمک می‌کنند که از طریق ایجاد کار برای ما و اجازه تمرکز بر ‌تلاش‌هایمان ، زندگی خود را سازماندهی کنیم.هنگام هدفگذاری خیلی مهم است آن ها را واقعی و قابل دستیابی تعریف کنیم.با تنظیم اهداف از پیش ، به خود اجازه می دهید که یک مسیر استراتژیک به سمت دستیابی به اهداف را برنامه ریزی کنید.

 

اهدافی تعریف کنید که به سادگی قابل دستیابی باشند.وقتی به اهداف تعریف شده رسیدید ، برای هدفی که مشکل تر است اقدام کنید.این فرایند را ادامه دهید تا اینجا که احساس کنید که اهداف شما نه آسان و نه دور از دسترس هستند.این فرایند کند است اما به شما کمک می‌کند که یاد بگیرید چگونه به صورت موفقیت آمیز به اهداف خود دست یابید.نباید انتظار داشته باشید که تمام انتظاراتتان یک شبه برآورده شوند چرا که یک فرایند تدریجی است. (غلامرضا خاکی ۱۳۷۸)

 

اهداف خود را اولویت بندی کنید:

 

وقتی اهداف خود را تنظیم کردید ، باید آن ها را اولویت بندی کنید.وقت گذاشتن و اولویت بندی اهداف در مدیریت زمان شخصی مؤثر حیاتی است.خیلی از ما از این مرحله می پریم اگرچه دوباره مجبور می‌شویم که برگردیم.اهداف را به صورت روشن تعریف کنید و مشخص کنید که آن ها چه هستند و چه اهمیتی دارند.اهدافی که اهمیت کم دارند می‌توانند به تعویق ‌بیفتند.اجازه دهید اقلامی که به توجه بیشتر نیاز دارند ابتدا انجام شوند.شما می توانید یک فهرست از کارهایی که باید انجام دهید،تهیه کنید و به هر یک اقلام به نسبت اهمیت عادی اختصاص دهید یا اینکه فهرستی از اهداف اولویت بندی تهیه کنید.پیتر دراکر می‌گوید که «انجام دادن کارهای درست مهمتر از انجام درست کا‌رها است».

 

اقتصاددان ایتالیایی،ویلفردوپارتو،قانونی در اولویت بندی دارد.قانون پارتو می‌گوید که تقریباً ۸۰ درصد نتیجه مورد نظر از بیست درصد تلاش هایی حاصل می شود که انجام می‌دهیم.برای اینکه کارهای خود را به صورت مؤثر اولویت بندی کنید،باید بیست درصد مهم را اجرا کنید.وقتی کارهای مهم تعیین شدند شما می توانید بر اقداماتی تمرکز کنید که بیشترین نتیجه مورد نظر را حاصل می‌کنند. (غلامرضا خاکی ۱۳۷۸)

مدیریت میزکار :

 

مهمترین وجه استفاده از زمان شخصی که مورد بحث قرار می‌گیرد مدیریت دفتری شخصی است.میزکار مهمترین چیزی است که همواره باید روزآمد نگاه داشته شود.برای موفق بودن،این موضوع باید جزو اولویت های بالای شما قرار گیرد.بدین منظور ابتدا باید میز خود را سازماندهی کنید.با داشتن یک میز مرتب و تمیز شما می توانید بهتر کارهای انجام شده را پیدا کنید.وقتی کاغذهای شما مرتب شده باشند می توانید کارهای مربوط به آن ها را به بخش های کوچکتر تقسیم کرده و جداگانه هریک را انجام دهید.

 

روشی که اتاق کار خود را بر اساس نیازها ترتیب می دهید کلید خبره شدن در انجام کارهایتان است.حتی اگر نیازهای شما در پایین ترین حد لازم باشند اقلام خاصی وجود دارند که به موقعیت شما کمک می‌کنند.اول باید بدانید که به چه مقدار فضا برای بایگانی و ذخیره احتیاج دارید. (غلامرضا خاکی ۱۳۷۸)

 

مدیریت زمان و کسب وکار:

 

محیط کسب وکار امروز را می توان با رقابت شدید و سخت آن توصیف کرد.در هر ثانیه از روز اختراعات جدیدی صورت می پذیرد و روش های سنّتی ، طول عمر ‌کوتاه‌تری پیدا می‌کنند.خبر تازه امروز،یک خبر قدیمی در فردا محسوب می شود.و کسانی که با تغییرات پیش نروند عقب خواهند ماند.شما باید از تمام منابع موجود خود استفاده کنید تا با زمان پیش روید.بزرگترین مانع موفقیت در این بازار ، زمان است.با ساعات نامحدود روزانه می توانستیم سرعت کار را به اندازه رضایت بخش پایین بیاوریم.متأسفانه زمان چیزی است که بشر نمی تواند آن را کنترل کند.به خاطر این شرایط غیر قابل کنترل،باید با زمان کار کنیم.درک محدودیت های حاصل از زمان و منافع مدیریت زمان کمک می‌کند با زمان کار کنیم نه اینکه در مقابل آن قرار گیریم.

 

روشی که شما زمان خود را استفاده می کنید تعیین کننده موفقیت شما است.با این حال،فلسفه مدیریت زمان از فردی به فرد دیگر متفاوت است و مدیریت زمان و استفاده بهینه از زمان برای شما باید به گونه ای باشد که با کار شما مطابقت داشته باشد. (غلامرضا خاکی ۱۳۷۸)

 

مدیریت زمان کار:

 

رهنمودهای کلی که قبلاً گفته شد می‌تواند در محل کار به کار روند.این رهنمودها مواردی شامل تحلیل روش گذراندن وقت،اولویت بندی فعالیت ها و برنامه ریزی است.

 

کار درست را در زمان درست انجام دهید:

 

حتی با مدیریت مؤثر زمان هم در خواهید یافت که همیشه نمی توان هر کاری را سر وقت انجام داد.اما کارهایی وجود دارند که باید سروقت انجام شوند و کارهایی هستند که می توان به تأخیر انداخت.بر اساس رهنمودهای عمومی استفاده بهینه از زمان یک فهرست اولویت بندی شده از کارها باید تهیه کنید.در سراسر روز کارهایی از فهرست را انجام دهید که بیشترین اولویت را دارند.این کارها خیلی ساده است و به یک متدولوژی خاص نیاز ندارد در حالی که خیلی از ما کار درست را در زمان درست انجام نمی دهیم.انجام کارها ‌بر اساس اولویت کمک می‌کند که کارها را خوب مدیریت کنید.

 

قبل از ترک دفتر کار فهرست کارهای فردا را مرور کنید؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:00:00 ق.ظ ]




 

N= 188

 

۳-۴حجم نمونه و شیوه نمونه‌گیری

 

نمونه آماری بخشی (زیر مجموعه‌ای) از جامعه (یا مجموع مرجع) آماری است. و تعریف آن ‌به این صورت است که نمونه تعدادی از عناصر جامعه است که به دلایل مختلف جهت آزمون انتخاب می‌شود و باید معرف جامعه باشد. یعنی محقق باید با توجه به مقتضیات روش تحقیق، ماهیت داده ها، نوع ‌ابزار گردآوری داده ها و ساختار جامعه آماری، نمونه‌ای را که معرف کیفیت و کمیت جامعه باشد انتخاب کند. در این پژوهش به دلیل محدود بودن تعداد جامعه آماری و مبتنی بر فرمول کوکران تعداد ۱۲۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. روش نمونه گیری تصادفی ساده است.

 

n= 126

 

 

 

۳-۵ روش جمع‌ آوری داده ها

 

در این پژوهش اطلاعات به دو روش کتابخانه‌ای و می‌دانی جمع‌ آوری شده است. در واقع، در روش کتابخانه‌ای، از اطلاعات به منظور تدوین ادبیات موضوع و تنظیم چارچوب نظری پژوهش استفاده شده است. در روش می‌دانی نیز، محقق با بهره گرفتن از پرسشنامه به عنوان یکی از متداول‌ترین طریق جمع‌ آوری اطلاعات اقدام به گردآوری داده ها نموده است.

 

۳-۶ تعاریف عملیاتی متغیرها

 

نظام پیشنهادات: نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات پرسش نامه نظام پیشنهادات بردبار (۱۳۹۱) به دست می‌آید.

 

نظام مدیریتی: نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات پرسش نامه نظام پیشنهادات مدیریتی چین(۲۰۱۳) به دست می‌آید.

 

سیستم بازخورد مناسب نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات ۱تا ۵پرسش نامه نظام پیشنهادات بردبار (۱۳۹۱) به دست می‌آید.

 

نیروی انسانی خبره نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات ۶ تا ۱۰پرسش نامه نظام پیشنهادات بردبار (۱۳۹۱) به دست می‌آید.

 

امکانات و تکنولوژی مناسب نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات ۱۱ تا ۱۵ پرسش نامه نظام پیشنهادات بردبار (۱۳۹۱) به دست می‌آید.

 

آموزش کارکنان نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات ۱۶ تا ۲۰ پرسش نامه نظام پیشنهادات بردبار (۱۳۹۱) به دست می‌آید.

 

پایگاه اطلاع رسانی نمره ای است که بر اساس ‌پاسخ‌گویی‌ به سئوالات ۲۱ تا ۲۵ پرسش نامه نظام پیشنهادات بردبار (۱۳۹۱) به دست می‌آید.

 

۳-۷ ابزار جمع‌ آوری داده ها

 

ابزارمورد استفاده این پژوهش دو پرسش نامه است ،شامل:

 

۱-پرسش نامه نظام پیشنهادات که دارای ۲۵سئوال است این پرسش نامه توسط بردبار (۱۳۹۱) برای اندازه گیری نظام پیشنهادات طراحی شده است. که دارای ۵ بعد است

 

سیستم بازخورد مناسب: سئوالات ۱تا ۵

 

نیروی انسانی خبره: سئوالات ۶ تا ۱۰

 

امکانات و تکنولوژی مناسب: سئوالات ۱۱ تا ۱۵

 

آموزش کارکنان: سئوالات ۱۶ تا ۲۰

 

پایگاه اطلاع رسانی: سئوالات ۲۱ تا ۲۵

 

روش نمره گذاری بر اساس طیف لیکرت ۵ گزینه ای است. اعتبار و روایی آن توسط میرز با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ ۸۹/۰ به دست آمد.

 

۲-پرسش نامه نظام مدیریتی: دارای ۲۰ سئوال است این پرسش نامه توسط چین (۲۰۱۳) برای اندازه گیری نظام مدیریتی طراحی شده است. و روش نمره گذاری بر اساس طیف لیکرت ۵ گزینه ای است. اعتبار و روایی آن توسط چین (۲۰۱۲) با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ ۸۲/۰ به دست آمد.

 

۳-۸ روایی و پایایی ابزار پژوهش

 

ابزار اندازه‌گیری تحقیق باید قادر باشد اطلاعات و داده های لازم جهت تجزیه و تحلیل و نتیجه‌گیری‌های نهایی را در اختیار محقق بگذارد و بدین منظور باید از روایی و پایایی برخوردار باشد. روایی از واژه روا به معنای جایز و درست است و روایی به معنی صحیح و درست بودن است. در پژوهش منظور از روایی آن است که وسیله اندازه‌گیری، بتواند خصیصه مورد نظر را اندازه بگیرد. اهمیت روایی از آن جهت است که اندازه‌گیری‌های نامناسب می‌تواند هر پژوهش علمی را بی‌ارزش و ناروا سازد. آن در اصل به صحت اندازه‌گیری محقق بر می‌گردد.

 

در تحقیق حاضر بعد از مطالعه منابع کتابخانه‌ای، مقالات فارسی و لاتین محقق پرسشنامه‌های پژوهش را تهیه کرد که پرسشنامه‌ها ابتدایی به استحضار استاد محترم راهنما رسید، که ایشان با توجه به ماهیت کار اصلاحات لازم را انجام دادند. پس از تأیید شدن پرسشنامه توسط استاد محترم، باز برای اطمینان بیشتر آن را به تأیید چند نفر از اساتید رسانده و در نهایت پرسشنامه را آماده کردیم.

 

یکی دیگر از ویژگی‌های ابزارهای اندازه‌گیری، به ویژه پرسشنامه، پایایی یا اعتماد آن است. منظور از پایائی پرسشنامه این است که پرسشها باثبات باشند به عبارت دیگر ثبات و پایائی آنچه که به وسیله ابزار و یا روش تعیین می‌شود.

 

در این تحقیق به منظور کسب پایایی پرسشنامه از میان روش های عمده برآورد ضریب پایایی از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. بدین صورت که در ابتدا ۳۰ پرسشنامه بین پاسخ دهندگان توزیع و پس از ‌پاسخ‌گویی‌ جمع‌ آوری گردید. سپس به کمک نرم افزار آموس (AMOS) مقدار آلفای کرونباخ محاسبه گردید که این مقدار برای پرسشنامه نظام پیشنهادها ۷۸/۰ و برای پرسشنامه نظام مدیریت ۸۶/۰به دست آمد.

 

جدول ۳-۱ مقدار آلفای کرونباخ برای مؤلفه‌‌های پرسش نامه نظام پیشنهادها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه‌‌ها مقدار آلفای کرونباخ سیستم بازخورد مناسب ۸۴/۰ نیروی انسانی خبره ۷۱/۰ امکانات و تکنولوژی مناسب ۷۰/۰ آموزش کارکنان ۸۲/۰ پایگاه اطلاع رسانی ۸۳/۰ جمع ۷۸/۰

 

جدول ۳-۲ مقدار آلفای کرونباخ برای مؤلفه‌‌های پرسش نامه نظام مدیریتی

 

 

 

 

 

 

مؤلفه‌‌ها مقدار آلفای کرونباخ نظام مدیریتی ۸۶/۰

 

۳-۹ شیوه تحلیل داده ها

 

محقق پس از آنکه روش تحقیق خود را مشخص کرد و با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب داده های مورد نیاز را برای آزمون فرضیه‌های خود جمع‌ آوری کرد، اکنون نوبت آن است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های مناسب که با روش تحقیق و نوع متغیرها سازگاری دارد، داده های جمع‌ آوری شده را دسته‌بندی و تحلیل نماید. در این تحقیق برای تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار spss و Amos استفاده می شود و نتایج در قالب دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی ارائه می شود. محقق پس از آنکه روش تحقیق خود را مشخص کرد و با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب داده های مورد نیاز را برای آزمون فرضیه‌های خود جمع‌ آوری کرد، اکنون نوبت آن است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های مناسب که با روش تحقیق و نوع متغیرها سازگاری دارد، داده های جمع‌ آوری شده را دسته‌بندی و تحلیل نماید. در این تحقیق برای تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار آماری Amos استفاده خواهد شد. تحلیل آماری با بهره گرفتن از نرم افزار AMOS نرم افزار آموس AMOS یکی از نرم افزارهای آماری مناسب برای تحلیل داده های پایان نامه مدیریت و علوم انسانی است. نرم افزار تحلیل آماری آموس AMOS جهت محاسبات تحلیل عامل و مدل معادلات ساختاری استفاده می‌شود.

 

‌ابتدا به بررسی نرمال بودن داده ها پرداخته می شود که در این آزمون فرضیه‌های آماری ‌به این صورت مطرح می‌شوند.

 

توزیع مشاهدات مبتنی بر توزیع مشخصی با پارامتر معینی است. (نرمال است) H0:

 

توزیع مشاهدات مبتنی بر توزیع مشخصی با پارامتر معینی نیست. (نرمال نیست) H1:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:57:00 ق.ظ ]